. «سایههای ممنوعه»
Part³
<اسم شخصیت اصلی>
. یوری
_______________________
ویو یوری::بعد از اینکه نوا بوسیدم غش کردم چون کم خونی دارم و ...وقتی بیدار شدم یهو دیدم که با نوا تو همون اتاق تنها هستم و روی میز معلم خوابم و اونم روی میز همونجایی که من دراز کشیده بودم خوابه نخواستم بیدارش کنم و خیلی آروم بلند شدم
رفتم دستشویی به صورتم آب زدم مث اینکه زنگ تفریح آخره
رفتم دنبال جین،اون عو..ضی رو میکشم
یوری::هی عوضی،واقعا فک نمیکنی این کارات داره زیادی خطرناک میشه.؟؟
جین::به سلام،خانوم ساده لو ، چه خبر از دو..سپسر جدید؟
یوری::اون دوسپر..س من نیست
جین::اینارو ول کن،این عکسارو میبینی(اشاره به عکس ها از یوری)اگه امشب به لوکیشنی که میگم نیایی علاوه بر این که پخشش میکنم تا ابد اذیتت میکنم
یوری::اگه ... اگه قبول کنم و بیام چی عکسارو پاکک میکنی و دیگه ادیتم نمیکنی
راویی::اونا معامله میکنن و مدرسه تموم میشه
ویو یوری::با اعصبانیت رفتم خونه و خیلی از جین میترسم اون پسر درست و حسابی نیست
یوری::وای باز اون خونه مسخره اخه مگه من چم بود که مامان بابام منو از اون امارت بزرگ بیرون کردن و اوردنم توی این خونکده(خونه ی کوچیک)
ویو یوری::رفتم خونه و لباسامو عوض کردم همون تاپ سیاه همیشگی با یه شروالک،رفتم تو اتاقم و غذامو خوروم و خوابی دم تا اینکه شب شد،واقعا نمیدونم چیکار کنم،برم نرم به پلیس بگم؟ولش اصن میرم
یوری::وایی من که لباس ندارممم،حالا چیکار کنممم
ویو یوری::داشتم فک میکردم چی بپوشم که یهتو یه دامن و لباس دیدم،ولی دامن هم توری بود هم کوتاه،لباسه هم یه کت ساده بود،همونو پوشیدم و رفتم به همدن لوکیشن،حس بدی داشتم اما اهمیت نمیدادم چون اون عکسا خیلی بده
یهو ماکی همون دوست دیونه ی جین رو دیدم
ماکی بهم علامت داد که بیام پیشش منم چاره ای نداشتمو رفتم
ماکی::بیا دیگه دختر
یوری::سلام،میشه بگین منو چرا این همه جا کشیدین اینجا.؟
ماکی::هیسس،فقط بیا و رئسو اعصبانی نکن
یوری::ها؟رئیس؟چی میگی.دیونه ای
ویو یوری::یهو حس میکنم ماکی ازم دور میشه و. و میرم توی یه ماشین و خیلی خیلی ترسیدم بهم امپول بیهوشی میزنن و من غش میکنم یهو پا میشم و
ادامشو میخوای جوین شو
https://eitaa.com/Oooo_maya
. «سایههای ممنوعه»
Part⁴
<اسم شخصیت اصلی>
. یوری
_______________________
ویو یوری::یهو بیدار شدم و دیدم روی زمین نشستم و دستام به میلیه ی پشتم بستس،خیلی ترسیده بودم و یه پسر رو دیدم موهاش چترین کوتاه به هم ریخته بود و انگار خیلی منتظر من بود و چشاش،چشاش خیلی تیز بود
(اسمش فیلیکسِ)
فیلیکس::بهبه مثل اینکه مهمون داریم،چقد منتظرت بودمم،خبخب از کجا شروع کنیم؟
یوری::تو تو کی هستی؟با من چیکار داری؟من با جین قرار داشتم نه تو
فیلیکس::من فیلیکسم کوچولو،من عضو اعضای مافیام و میخوام یه چند روزی پیش خودم و امارتم نگهت دارم،آها جین اون خب راستش اون یکی از کارمندامه و الان پیش دوستاشه
یوری::خواهش میکنم بزار من برم هرچی میخوایی بهت میدم(حالت گریه)لطفا بزار برمم
فیلیکس::اخیی(صورتشو گرفت)واقعا نمیتونم همچین دختر گوگولی رو ول کنم بزارم بره
(یوری در همین هِین دستاشو باز میکنه و میخواد فرار کنه)
ماکی::قربان برم دنبالش؟
فیلیکس::این کوچولو انقد ضعیفه که خودم با یه دست میگیرمش
راویی::فیلیکس با یه دست یوری رو میگیره و سیگار یکی از همکاراشو میگیره و میزنه به گردن یوری
یوری::ایی(درد و سوزش زیاد)
راوی::یوری میفته و فیلیکس میگرتش و به امارت میرن
ویو یوری::چشمامو باز میکنم و میبینم توی اتاقم و گردنم زخم شده در قفله و نمیدونم که چیکار کنم ،درو میخوام درو یاز کنم اما مث اینکه قفله
ادامشو میخوای جوین بده
https://eitaa.com/Oooo_maya