eitaa logo
#𝓜
248 دنبال‌کننده
5 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝓜𝓮? @Ooo_maya #just stay. you might like what comes next.# . . #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لف ندید که اگه لف بدید بقیشو نمیزارم
دوتا دیگه عضو بیارین بقیشو میزارم
اگه میخوایین پارت بعدی رمانو بدم عضو بیارین
. «سایه‌های ممنوعه» Part³ <اسم شخصیت اصلی> . یوری _______________________ ویو یوری::بعد از اینکه نوا بوسیدم غش کردم چون کم خونی دارم و ...وقتی بیدار شدم یهو دیدم که با نوا تو همون اتاق تنها هستم و روی میز معلم خوابم و اونم روی میز همونجایی که من دراز کشیده بودم خوابه نخواستم بیدارش کنم و خیلی آروم بلند شدم رفتم دستشویی به صورتم آب زدم مث اینکه زنگ تفریح آخره رفتم دنبال جین،اون عو..ضی رو میکشم یوری::هی عوضی،واقعا فک نمیکنی این کارات داره زیادی خطرناک میشه.؟؟ جین::به سلام،خانوم ساده لو ، چه خبر از دو..سپسر جدید؟ یوری::اون دوسپر..س من نیست جین::اینارو ول کن،این عکسارو میبینی(اشاره به عکس ها از یوری)اگه امشب به لوکیشنی که میگم نیایی علاوه بر این که پخشش میکنم تا ابد اذیتت میکنم یوری::اگه ... اگه قبول کنم و بیام چی عکسارو پاکک میکنی و دیگه ادیتم نمیکنی راویی::اونا معامله میکنن و مدرسه تموم میشه ویو یوری::با اعصبانیت رفتم خونه و خیلی از جین میترسم اون پسر درست و حسابی نیست یوری::وای باز اون خونه مسخره اخه مگه من چم بود که مامان بابام منو از اون امارت بزرگ بیرون کردن و اوردنم توی این خونکده(خونه ی کوچیک) ویو یوری::رفتم خونه و لباسامو عوض کردم همون تاپ سیاه همیشگی با یه شروالک،رفتم تو اتاقم و غذامو خوروم و خوابی دم تا اینکه شب شد،واقعا نمیدونم چیکار کنم،برم نرم به پلیس بگم؟ولش اصن میرم یوری::وایی من که لباس ندارممم،حالا چیکار کنممم ویو یوری::داشتم فک میکردم چی بپوشم که یهتو یه دامن و لباس دیدم،ولی دامن هم توری بود هم کوتاه،لباسه هم یه کت ساده بود،همونو پوشیدم و رفتم به همدن لوکیشن،حس بدی داشتم اما اهمیت نمیدادم چون اون عکسا خیلی بده یهو ماکی همون دوست دیونه ی جین رو دیدم ماکی بهم علامت داد که بیام پیشش منم چاره ای نداشتمو رفتم ماکی::بیا دیگه دختر یوری::سلام،میشه بگین منو چرا این همه جا کشیدین اینجا.؟ ماکی::هیسس،فقط بیا و رئسو اعصبانی نکن یوری::ها؟رئیس؟چی میگی.دیونه ای ویو یوری::یهو حس میکنم ماکی ازم دور میشه و. و میرم توی یه ماشین و خیلی خیلی ترسیدم بهم امپول بیهوشی میزنن و من غش میکنم یهو پا میشم و ادامشو میخوای جوین شو https://eitaa.com/Oooo_maya
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. «سایه‌های ممنوعه» Part⁴ <اسم شخصیت اصلی> . یوری _______________________ ویو یوری::یهو بیدار شدم و دیدم روی زمین نشستم و دستام به میلیه ی پشتم بستس،خیلی ترسیده بودم و یه پسر رو دیدم موهاش چترین کوتاه به هم ریخته بود و انگار خیلی منتظر من بود و چشاش،چشاش خیلی تیز بود (اسمش فیلیکسِ) فیلیکس::بهبه مثل اینکه مهمون داریم،چقد منتظرت بودمم،خبخب از کجا شروع کنیم؟ یوری::تو تو کی هستی؟با من چیکار داری؟من با جین قرار داشتم نه تو فیلیکس::من فیلیکسم کوچولو،من عضو اعضای مافیام و میخوام یه چند روزی پیش خودم و امارتم نگهت دارم،آها جین اون خب راستش اون یکی از کارمندامه و الان پیش دوستاشه یوری::خواهش میکنم بزار من برم هرچی میخوایی بهت میدم(حالت گریه)لطفا بزار برمم فیلیکس::اخیی(صورتشو گرفت)واقعا نمیتونم همچین دختر گوگولی رو ول کنم بزارم بره (یوری در همین هِین دستاشو باز میکنه و میخواد فرار کنه) ماکی::قربان برم دنبالش؟ فیلیکس::این کوچولو انقد ضعیفه که خودم با یه دست میگیرمش راویی::فیلیکس با یه دست یوری رو میگیره و سیگار یکی از همکاراشو میگیره و میزنه به گردن یوری یوری::ایی(درد و سوزش زیاد) راوی::یوری میفته و فیلیکس میگرتش و به امارت میرن ویو یوری::چشمامو باز میکنم و میبینم توی اتاقم و گردنم زخم شده در قفله و نمیدونم که چیکار کنم ،درو میخوام درو یاز کنم اما مث اینکه قفله ادامشو میخوای جوین بده https://eitaa.com/Oooo_maya
فردا اگه ۲۵۰ نفر شین دو پارت رو پشت سر هم میزارم
من ۲۴۰+تا ستاره‌ی بی پروا دارم✨💫🌑 Join:@Oooo_maya