. «سایههای ممنوعه»
Part²
<اسم شخصیت اصلی>
. یوری
_______________________
یوری::چ..چیی.تو تو اون عکس هارو از کجا اوردی؟؟؟
ویو یوری::معلم اومد سرکلاس و کلاس کاملا شلوغ شده بود و.و نمیتونستم کاری کنم خیلی ناراحت بودم و عصبانی؛معلم ریاضی مونم یه معلم مزخرف بود که فقط به فکر خودش بود و امروز هم قرار داشت و گفت
معلم::بچه ها من دارم میرم بیرون اگه هر خرخونی بره به مدیر بگه که نیستم همه امتحاناشو میندازم،آره دیگه آها راستی،نیاز به یه نماینده دارم که بتونه با بچه ها کنار بیاد
راویی:: هیچکی دوست نداشت نماینده بشه و کلاسشون رو هیچکس نمیتونه به عهده بگیره
معلم یونگی رو انتخواب میکنه
معلم::یونگی امروز تو نماینده ای!
جیما::خانوم اما یونگی هیچوقت مسئولیت قبول نکرده و دوست نداره
معلم::اومم باشه پس کیو انتخواب کنم؟
جین::خانوم اگه من باشم هیچ مشگلی نداره¿
راویی::معلم قبول میکنه و میره و جانشینش جین میره جای معلم
ویو جین::خب خب حالا میتونم چیکار کنم؟؟اومم برای شب که میخوام خفتش کنم یه آتو داشته باشم که بتونه باهام راه بیاد
جین::خب خب بچه ها من و بچه هایی که انتخواب میکنم میریم توی کلاس بغلی که خالیه
جین:؛اومم تو کله قرمزی(علامت به کارن دختر ترسو کلاس)بیا اینجا،یونگی توهم بیا،یه دو سه نفر دیگه هم بیان تمومه؛اها جیاما،یوری و تو،از خود خواسته(علامت به نوا پسری که بدیه ولی ذات خوبی داره)
ویو یوری::یعنی میخواد ..میخواد چیکار کنه؟مهم نیست امیدوارم کاری نکنه
راویی::رفتن توی اون اتاق خالی و بچه هارو سپردن به خرخون کلاس،هلن
جین::اومم چه خبر از خودتون بگین
نوا::میشه بگی برای چی اومدیم اینجا؟
جین::فقط اومدیم یکم باهم آشنا بشیم(حالت تمسخر)
جین::راستی یوری گقته بودی از نوا خوشت میاد،نه؟
یوری::چی تو تو مارو اوردی اینجا تا اذیتمون کنی؟خواهش میکنم بس کن بعدشام کی گفته من از نوا خوشم میاد؟؟
راویی::یوری سعی میکنه برا بیرو اما یونگی در لعنتی رو قفل میکنه و یوری میترسه
نوا::مگه نمیبینی ترسیده درو باز کن!
جین::باش درو باز میکنم ولییی،یه شرطی داره
نوا::چه شرطی،هرچی باشه انجام میدم چون واقعا حال این مسخره بازیارو ندارم
جین::شرطش اینه باید ل..ب یوری رو ب.بو.سی
یوری::دیونه شدی؟چرا داری از روز اول مدرسه انقد مارو اذیت میکنی؟؟(حالت گریه)
نوا::گریه..گریه نکن فقط یه چیز الکیه
راویی::نوا به یوری نزدیک میشه و پشتشو میگیره تا بو...سش کنه و موفق میشه،لب ها و گونه های یوری سرخ میشه و وقتی که یوری رو ول میکنه و یوری سرش گیج میره و
بقیشو میخوایی جوین شو
https://eitaa.com/Oooo_maya
. «سایههای ممنوعه»
Part³
<اسم شخصیت اصلی>
. یوری
_______________________
ویو یوری::بعد از اینکه نوا بوسیدم غش کردم چون کم خونی دارم و ...وقتی بیدار شدم یهو دیدم که با نوا تو همون اتاق تنها هستم و روی میز معلم خوابم و اونم روی میز همونجایی که من دراز کشیده بودم خوابه نخواستم بیدارش کنم و خیلی آروم بلند شدم
رفتم دستشویی به صورتم آب زدم مث اینکه زنگ تفریح آخره
رفتم دنبال جین،اون عو..ضی رو میکشم
یوری::هی عوضی،واقعا فک نمیکنی این کارات داره زیادی خطرناک میشه.؟؟
جین::به سلام،خانوم ساده لو ، چه خبر از دو..سپسر جدید؟
یوری::اون دوسپر..س من نیست
جین::اینارو ول کن،این عکسارو میبینی(اشاره به عکس ها از یوری)اگه امشب به لوکیشنی که میگم نیایی علاوه بر این که پخشش میکنم تا ابد اذیتت میکنم
یوری::اگه ... اگه قبول کنم و بیام چی عکسارو پاکک میکنی و دیگه ادیتم نمیکنی
راویی::اونا معامله میکنن و مدرسه تموم میشه
ویو یوری::با اعصبانیت رفتم خونه و خیلی از جین میترسم اون پسر درست و حسابی نیست
یوری::وای باز اون خونه مسخره اخه مگه من چم بود که مامان بابام منو از اون امارت بزرگ بیرون کردن و اوردنم توی این خونکده(خونه ی کوچیک)
ویو یوری::رفتم خونه و لباسامو عوض کردم همون تاپ سیاه همیشگی با یه شروالک،رفتم تو اتاقم و غذامو خوروم و خوابی دم تا اینکه شب شد،واقعا نمیدونم چیکار کنم،برم نرم به پلیس بگم؟ولش اصن میرم
یوری::وایی من که لباس ندارممم،حالا چیکار کنممم
ویو یوری::داشتم فک میکردم چی بپوشم که یهتو یه دامن و لباس دیدم،ولی دامن هم توری بود هم کوتاه،لباسه هم یه کت ساده بود،همونو پوشیدم و رفتم به همدن لوکیشن،حس بدی داشتم اما اهمیت نمیدادم چون اون عکسا خیلی بده
یهو ماکی همون دوست دیونه ی جین رو دیدم
ماکی بهم علامت داد که بیام پیشش منم چاره ای نداشتمو رفتم
ماکی::بیا دیگه دختر
یوری::سلام،میشه بگین منو چرا این همه جا کشیدین اینجا.؟
ماکی::هیسس،فقط بیا و رئسو اعصبانی نکن
یوری::ها؟رئیس؟چی میگی.دیونه ای
ویو یوری::یهو حس میکنم ماکی ازم دور میشه و. و میرم توی یه ماشین و خیلی خیلی ترسیدم بهم امپول بیهوشی میزنن و من غش میکنم یهو پا میشم و
ادامشو میخوای جوین شو
https://eitaa.com/Oooo_maya