اما، اون جارویی که بعد از کوبیدن و ساختن دوبارهی اتاقت میکشی، از هر تراپی تراپیتره :)
[خواستم بگم هنوز هم اون برنامهای که از اول خرداد برای دکور کتابخونهم داشتمُ انجام ندادم]
اویمن;
برای پنجاهوُ هفتمین شبِ پاییز؛ . . این جا، این حال و هوا، این روزها.
-برو که عطرِ یاسُ سیل بُرده..