اویمن;
راستی، بیوتن هم بالأخره تموم شد.
امیرخانی واقعاً تخصصِ خاصی توی داستانهای بدون قاعده و کِشش - به حدی که حوصلهی مخاطب سر برود و ماهها نتواند تمامش کند دارد و البت، پایانهای مازوخیسمی و فوقالعاده زیرکانه - به حدی که نشود پذیرفت و فراموش کرد. پایانهای تحسین برانگیز.
+از فردا هفتِ صبح پا میشم ورزش میکنم میشینم پای کارام تا یه تعطیلات بینظیر داشته باشم، آرره
+فرداش ساعت دوازده:
حالا که دارم ملت عشق رو برای دومین بار میخونم، باید بگم گویا جناب شمس هنوز هم بعدِ چهارسال کراشمه.
اویمن;
حالا که دارم ملت عشق رو برای دومین بار میخونم، باید بگم گویا جناب شمس هنوز هم بعدِ چهارسال کراشمه.
چطور میتونه یه شخصیت انقدر جذاب باشه.
اویمن;
آدمیزاد تغییر میکنه عزیزِ من. زیربنای وجودش از هم میپاشه و ساختمونش از اسکلت میریزه و دوباره آجر
و شاید کمحرف شدن اینجا هم جزئی از این پروسه باشه...