پسر، این ماهیچه بیثبات حتی وقتی ثانیهای از کنارش رد میشم هم انگار داره از گلوم بیرون میپره.
اویمن;
تا حالا بخاطرِ گم شدن اتود از روی کتابت عر نزدی که مامانت به سلامتِ عقلت شک کنه.
از شک گذشته، جوشونده آورده :))))))))))
اویمن;
در نهایت هم همونجایی که میفرماد الدُنيا ضُحكَة مُستَعبرٍ.
یکفینني أنني عرفتك؛