و حالا تو هی خودت رو به در و دیوار بزن که دیوونهای، این دیوونگیه، تمومش کن. مگه میفهمه.
اویمن;
من ترجیح میدهم خوشحالیها و غمهایم را با کسی در میان بگذارم که مطمئن باشم، از این موضوع مطمئن باشم
بعضی وقتها حتی فکر میکنم خودِ چند وقت بعد هم، آنطور که باید نمیفهمد حرفِ اینروزم را. پس این میان، نوشتن چه فایدهای دارد، وقتی همهی اینها قرار است یک مشت کلمهی دستخورده باشند..