eitaa logo
اوی‌من;
120 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - حرف‌بزن‌عزیزم؛حرف‌نزدن‌دردی‌رودوانمی‌کنه. https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ShervinAUD-20220220-WA0200.mp3
زمان: حجم: 9.1M
برای پنجاه‌وُ هفتمین شبِ پاییز؛ . . این جا، این حال و هوا، این روزها.
پسر، چقد یه سرماخورده‌ی سرما نخورده‌ام.
اوی‌من;
پسر، چقد یه سرماخورده‌ی سرما نخورده‌ام.
کاش یا بیاد یا بره، اینجوری انگار دستشو گذاشته رو زنگ و بر نمی‌داره.
[آدمیزاد عادته. عادتِ ناطق.]
انقد خندوندن‌ت شیرین و دل‌چسبه که، بیا عزیزِ من. بیا می‌خوام شخصاً دلقکت باشم.
بعد از مدت‌ها، انقد پر از ذوقم که لبخند از رو لبم جمع نمیشه:))) یکی بیاد منو جمع کنه دارم پرواز می‌کنم.
اوی‌من;
حسم بهت رو همین عکس گویاست.
پسر، دارم می‌بینم مردها چقد کوشولو ان.
اوی‌من;
پسر، دارم می‌بینم مردها چقد کوشولو ان.
وقتی مامانت نبوده و تو به بابات ناهار دادی و نشستی به تماشای مث بچها خوردنش:
به طورِ عجیبی من و بابا برای هم ساخته شدیم انگار. شایدم من نسخه‌ی دومِ خودشم. اینطوریِ که من وقتی از مدرسه بر می‌گردم، دلم می‌خواد هیشکی باهام حرف نزنه و فقط بزارن در سکوتِ محض ناهار بخورم و با تک‌تک دونه‌های برنج، به تمامِ روزم فکر کنم. اما این وسط، مامانم درست تایپ مقابل منه و هنوز از در تو نرفته، شروع کرده به حرف زدن و تعریف روزش و سؤال پرسیدن و انواع و اقسامِ شگردهای حرف کشیدن از آدم. و من فقط دلم می‌خواد جیغ بزنم و اعصابم رو مث اسلایم، فشارش بدم. اما خب، مامانه و طفلکی. مجبورم به مدارا. اما بابا، درست نقطه‌ی مقابل مامانه. آروم، ساکت. که مثل من موقع خستگی و برگشت از اجتماع، دلش می‌خواد بشینه یه گوشه ناهارشو بخوره و فکرهاشو بشمُره. من با بابا اینجور مواقع خیلی حال می‌کنم. درسته که نوَد درصد مواقع آدمای آروم میرن رو مُخم، اما انصافا با بعضی رفتارهاشون خیلی حال می‌کنم. خیلی. ـ ــ اندریوم/سین‌حانون.