eitaa logo
سبزِ متمایل به نارنجی.
202 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
183 ویدیو
4 فایل
اسطوره‌ی بی‌ثباتیِ احوال؟ •• اینجا می‌گویم؛ اما مخاطب شخص دیگری‌ست!" •° از خودت بگو :) https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5bp2uw4&btn=سلام:)
مشاهده در ایتا
دانلود
زیادی فعال بودم امروز. خودم می‌دونم
اینجا امام شهید خیلی زیبا و قابل فهم جدا نبودن عترت رو از قرآن بیان می‌کنن:) [انسان۲۵۰ساله]
هدایت شده از  روح
تقدیم به "سبز متمایل به نارنجی". روز عقد صمیمی‌ترین دوستت بود و قرار بود توی حرم عقد بکنن. زائرها بهش تبریک می‌گفتن و ازش عکس می‌گرفتن و هدیه می‌دادن‌. داماد متاسفانه از هول و ولا ماشینو انداخته بود توی جوب و دیر کرده بود و دوستت داشت از استرس و‌ حرص غش می‌کرد‌‌. رفتی براش یه لیوان آب بیاری و وقتی برگشتی یه حاج‌خانمه رو دیدی که داره پر روسری رفیقتو گره میزنه و میگه برای پسر منم دعا کنید عاقبت بخیر بشه که تو همون لحظه میرسی و حاج‌خانمه با دیدنت چشماش برقی می‌زنه و‌ نگاه خریدارانه‌ای بهت میندازه و همونجا ازت خواستگاری میکنه برای پسرش.🌝
سبزِ متمایل به نارنجی.
آقای قاضی زاده هاشمی اومده
https://eitaa.com/redlife بچه‌ها این خانومی همون «کریپتون»ِ گزارش‌های روزانه هستن. برید پیشش خوشحال بشه🌚🤍
گزارش دیروز: (شرمنده دیشب بیهوش شدم) کریپتون: ۴:۴۰ الکترون: ۱۰:۴۵ (ماشاءالله دخترر❤️‍🔥) نئو: ۴:۲۳ نازنین: ۱۰:۳۰ خودم: ۳:۰۶ hehe: ۵ j: ۴:۲۵
جمله بندیم مرا به فنا خواهد داد.
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بی‌شرمانه به چشم‌های معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بی‌قرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمده‌ای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بی‌سوادی. ساده‌زیستی. تپق‌های کلامی داری. گفتند مردم‌فریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی. وقتی همه‌شان سرگرم بازی‌های سیاسی و پولپاشی‌های رسانه‌ای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفش‌های گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بی‌وقفه. خوشحالی که دوید توی چشم‌هایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگی‌هایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگل‌های مه‌آلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوه‌وار و ایستاده‌قامت ماند. دور خودش جمع‌مان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسه‌ای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مه‌های ورزقان محو شده بودیم... «مهدی مولایی» @m_molaie110