هدایت شده از 𓂃کافہنـآدری
صدای یه انفجارِ بزرگ و سکوت ِمطلق ..
چایی دم شده رو گاز ِ، بوی غذای ِپخته شده ِمامان هنوز توی اون خونهایه که ازش دود بلند شده ، صدای باد به جای خنده بچهها پیچیده تو خونه و در پنجره ها دارن تکون میخورن ، خورده شیشه های پنجره ریخته رو قالی ، با وجود خانواده رنگ ِسرخ قالی پر رنگ تر شده ..
-نوشتهءالف.ب
𝗚𝗈᪾𝗹b𝗮𝗋͠𝗴ِ Nα᪾r᳟͢𝗲𝗇︎͜𝗷i ִֶ
صدای یه انفجارِ بزرگ و سکوت ِمطلق .. چایی دم شده رو گاز ِ، بوی غذای ِپخته شده ِمامان هنوز توی اون خو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چرا بابام باید بگه « چرا این پسره نمیره بیاتیو بگیره ؟ » و من ذوقمرگ شم ؟ :)
𝗚𝗈᪾𝗹b𝗮𝗋͠𝗴ِ Nα᪾r᳟͢𝗲𝗇︎͜𝗷i ִֶ
چرا بابام باید بگه « چرا این پسره نمیره بیاتیو بگیره ؟ » و من ذوقمرگ شم ؟ :)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝗚𝗈᪾𝗹b𝗮𝗋͠𝗴ِ Nα᪾r᳟͢𝗲𝗇︎͜𝗷i ִֶ
Music Chat 🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیبا تر از آنꨭی که به تشبیه بگنجی
نظم تꨭن تو ریخت۬۟۬۬۟۬۬۟۬۬۟ ۬۟۬۬۟۬۬۟۬۬۟۬ به هم قافیه ام را
𝗚𝗈᪾𝗹b𝗮𝗋͠𝗴ِ Nα᪾r᳟͢𝗲𝗇︎͜𝗷i ִֶ
زیبا تر از آنꨭی که به تشبیه بگنجی نظم تꨭن تو ریخت۬۟۬۬۟۬۬۟۬۬۟ ۬۟۬۬۟۬۬۟۬۬۟۬ به هم قافی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا