eitaa logo
اصول دین (زیر نظر استاد محمدی)
14هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
4.1هزار ویدیو
422 فایل
پاسخ به سوالات اعتقادی توسط استاد محمدی شاهرودی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیا در روزی که انسان نزد خدا حساب کتاب پس می‌ده، به این صورت است که فقط انسان را بازخواست می‌کنند و یا انسان می‌تونه حرفی بزنه یا به‌صورت یه طرفه‌ست؟ در قیامت مواقف متعدده یک‌جا نیست. بعضی از جاها بله، انسان حرف می‌زنه. بعضی از جاها حتی دروغ می‌گن بعضی‌ها. کسانی که در دنیا دروغ براشون ملکه شده، همیشه با دروغ کارشون‌رو پیش بردن، خیال می‌کنن اون‌جا هم‌ می‌شه دروغ گفت. می‌گه: خدایا!این فرشته‌ها، فرشته خودت بودن، این نامه عمل‌رو اینا تنظیم کردن، دروغ نوشتن، اصلا من این کاررو انجام ندادم. حتی تا این‌جا پیش می‌رن که دروغ می‌گن. بعضی مواقف نه، انسان خودش اعتراف می‌کنه: «قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُوجٍ مِّن سَبِیلٍ» می‌شه خارج بشیم از این؟ می‌گن خدایا! دوبار مارو زنده کردی و دوبار میراندی، الان هم داریم اعتراف می‌کنیم به گناه. بعضی‌جاها انسان خودش اعتراف می‌کنه. می‌گه: بله. بعضی جاها اعضا و جوارح بر علیه انسان شهادت می‌دهند. یعنی بر دهان انسان مهر نهاده می‌شه. زبان انسان بسته می‌شه، پوست شهادت می‌ده، پا شهادت می‌ده، چشم می‌گه من به نامحرم نگاه کردم، دست می‌گه من زدم تو گوش یک بی‌گناه. بعد هم که انسان "وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا" انسان می‌گه: چرا بر علیه من شهادت می‌دی؟ تو که خودِ خودِ خود منی. تازه تو که زبون نداشتی. آن‌وقت اون دست می‌گه، اون پوست می‌گه: "أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَىْء " که حالا پوست گفتن همون "قدرتین" بود. به‌هرحال این موقف اعضا و جوارح شهادت می‌دن. موقوفی هم هست که گواهان دیگری، فرشتگان الهی که مأمور کار بودن، خود خدا که شاهد هم هست: " والشاهِدَ لِما خَفِيَ عَنهُم" پیامبران شهادت می‌دن، زمین شهادت می‌دهد، هوا شهادت، عرض کنم که زمان شهادت می‌ده، قرآن شهادت می‌دهد، قرآن از گواهان روز قیامت است. شافع مشفع هست، ماحل بالمحل هست و در قیامت هم شفاعت می‌کنه، هم شهادت می‌دهد. مسجد شهادت می‌دهد قطعه‌قطعه مسجد شهادت می‌دهند که ایشون اومد تو مسجد تو این قطعه نماز خوند. تو این قطعه مثلاً چیز کرد. این هم خودش یک موقف است. پس بله، مواقفی است که انسان می‌تونه حرف بزنه، اما چی حرف بزنه؟ این‌همه گواه، اینوهمه سند، یکی دوتا که نیست. این نگرانیشون این بوده که یه وقت چیزی جا نمونه، اونا بعد مثلا از من می‌پرسند، من وقت نداشته باشم توضیح بدم، یه وقت‌هایی دوست دارم مثلاً بیشتر توضیح بدم، بگم و اون روز این‌کاررو کردم. این‌ها در دنیاست. این‌ها مال دنیاست. اونجا وقتی نامه عمل‌رو که به دست انسان می‌دهند که بهش می‌گن: "اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا" در روایت داریم که: وقتی‌که انسان نگاه می‌کنه، اعمالی که در دنیا انجام داده گویی همین الان انجام داده. مثل روز روشن همون لحظه براش جلوه می‌کند. بنابراین هیچ شک‌وتردیدی برای انسان باقی نمی‌مونه. اونم که گفتم چون دروغ براشون چی شده؟ دروغ براشون ملکه شده، از بس در دنیا دروغ گفته و با دروغ کارهاش‌رو پیش برده، دروغ براش ملکه‌ی ثانویه‌ای شده. این‌که دروغ می‌گه، نه این‌که بخواد ندونه که حق چیه، واقعاً می‌دونه حق چیه، منتها دیگه عادت‌کرده به دروغ گفتن اونجا هم دروغ می‌گه. بنابراین از آن حیث که بخواهد حقی از انسان ضایع بشه اصلاً. "وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ" میزان در قیامت چیه؟ حق. و "وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ" آن میزان عدالت اون‌جا برپا می‌شه و آن میزان قسط اونجا برپاست. نه، این‌که انسان بخواهد بیگناه بخواد اون‌جا محکوم بشه اصلاً امکان نداره ولی این‌که آیا ممکنه حرف بزنه؟ بله، بعضی از موقف‌ها حرف می‌زنه. اونجا یک موقف حرف می‌زنه می‌گه بله، خدا من قبول دارم که گناه کردم. اعتراف می‌کنه. بعضی مواقف‌، بعضی افرادها، همه اینجوری نیستند، بعضی از کفار و گنهکاران هستند که چون دروغ گفتن براشون یک ملکه‌ی ثانویه‌ای شده، اون‌جا هم دروغ می‌گن، اون‌جا هم می‌گن:نخیر، من این کار را انجام ندادم و این فرشتگان خودت دروغ نوشتن به حساب من. بسیار عالی. این‌که فرمودین اون‌جا پرونده، ثبت اعمال میاد این جوری انگار که هر حرفی، هر کاری ما زدیم، کاری که انجام دادیم اون‌جا قشنگ نمایان می‌شه انگار همون لحظه این اتفاق‌افتاده، داشتم فکر می‌کردم که بعید نیست توی همین دنیا این اتفاق یه روزی بیفته. از لحاظ علمی الان می‌گن که خب بالاخره انرژی از بین نمی‌ره، از شکلی به شکل دیگه تبدیل می‌شه، بنابراین اصواتی که از سال‌های گذشته بوده، در فضا پراکنده شده این‌ها رو می‌شه، امید دادند که دانشمندان در آینده بتونن مثلاً به جایی برسیم که مثلاً از یه فلان شخص معروفی که مثلاً صدها سال پیش حرف زده‌، این صوتش رو بالاخره تبدیل کنن، پیدا بکنند ماخذش و این‌ها.
این به‌لحاظ علمی و فیزیکی است، ولی به‌لحاظ مذهبی، چند جا انسان همه‌ی آن‌چه انجام داده را مشاهده می‌کنه. یکیش موقع احتضار تو همین دنیا، یکی از حوادثی که برای انسان رخ می‌ده، تمام فرازونشیب‌های عمرش‌رو با همه جزئیاتش می‌بینه، قبل از این‌که از دتیا بره‌ها و طوری می‌بینه که انگار همین الان این‌کار‌رو انجام داده‌ها. این برای بعضی‌ها اتفاق افتاده. تو همین ماجرای منا کسی که حالا تا حد به مرگ پیش رفته بود خودش برای من تعریف می‌کرد، می‌گفت: یه لحظه من از روز اولی که بچه بودم از روز شیرخوارگیم تاد همین الان، همه صحنه‌هایی که بر من گذشته بودرو دیدم. یعنی می‌گفت تمام این‌.... حالا ایشون حدود ۳۵ تا ۴۰ سالش بود، می‌گفت من تمام این فرازونشیب‌ها‌رو دیدم. قبل‌از مرگ انسان تمام این‌ صحنه‌هارو را می‌بیند. در برزخ هم که اصلا اعمالش مجسم می‌شه براش، در قیامت باز تجسم شدیدتر می‌شه و تجسم قیامتی می‌شه. پناه بر خدا. عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید. بریم برگردیم.
زمان: حجم: 384.3K
سوال:❓ ⚠️حرف زدن با حیوانات 🕊توسط حضرت سلیمان (ع) امکان ندارد! تفاوت انسان با حیوان در نفس ناطقه است. پس چطور حضرت سلیمان (ع) می توانستند با حیوانات حرف بزنند؟ مگر حیوان می تواند درکی از مفاهیم انتراعی و عقلانی داشته باشد در حالی که حتی نوزاد انسان هم بدون آموزش و یادگیری نمیتواند سخن بگوید و امور انتزاعی را درک کند. پاسخ:✅ بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم حیوانات هم از نوعی شعور برخوردارند‌. همه‌ی موجودات یک شعور ذاتی دارن برحسب ماهیت و ذات خودشون. "وإن من شیءٍ إلا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم" "هیچ‌چیز نیست مگر این‌که تسبیح خدا رو می‌گه،منتها شما تسبیح آن‌ها را نمی‌فهمید" پس این‌که همشون همه موجودات مثلا حیوانات درکی دارند تردیدی درش نیست و این ادراک را گاهی از خارج هم مشاهده می‌کنید. مطلب دوم این‌که زبان هر کس بر حسب خودشه. پرنده‌ها با هم گفت‌وگو دارن. پرنده‌ها منطق دارن، منطق‌الطیر. اما کسی می‌تونه حرف اونا رو بفهمه که اون زبان رو بلد باشه. کسی که انگلیسی بلد نیست خب نمی‌تونه زبون انگلیسی بفهمه. کسی که زبان حیوانات‌رو بلد نیست نمی‌تونه بفهمه. اما کسی که زبانشون‌رو بلده، می‌تونه باهاشون تعامل برقرار کنه و دیالوگ برقرار کنه، اشکالی هم نداره. حضرت سلیمان و ائمه علیهم‌السلام روایت زیاد داریم که امامان علیهم‌السلام سخن حیوانات را دریافت می‌کردن و برای اصحاب می‌فرمودند که مثلا این کبوتر این‌جوری گفت، نمی‌دونم آن حیوان اینجوری گفت. کسی که این منطق رو بلد باشه می‌تونه سخنان‌ اون‌ها رو بفهمه.
خدایی که هیچ نیازی نداره و متحمل سختی و مشکلات نمی‌شه، چه درکی از مشکلات انسان‌ها داره و اصلا براش اهمیتی هم داره؟ اینکه خداوند چیزی‌رو که خودش خلق کرده‌رو ازش درکی نداشته باشه، این‌که درست نیست. اصلا معلول هویتش در محضر علت بودن، اتصال به علت و ربط به علته. خب معلول که انسان باشه، حقیقت وجودیش، هستیش همون ربط به خداست. وقتی به خدا ربط داره، هم از غمش هم از شادیش هردوش اطلاع داره. چون اصلا هویت معلول همینه. هویتش همین ارتباط و تعلق با خداست. بنابراین اینکه خدا خبر نداشته باشه این غلطه. خداوند از همه چیز خبر داره، پیدا و پنهان و همه عالم در محضر خداست و فرقی هم نمی‌کنه که حالا این انسان باشه، غیر انسان باشه، همین که مخلوق خدا هستند، در محضر خدا هستند. مطلب بعدی اینکه خداوند درک نداشته باشه، غلطه. اینکه خداوند.. اهمیت داشته باشه براش. اهمیت می‌ده. خیلی هم اهمیت می‌ده. خداوند حنانه، یعنی خیلی دلسوزه. خداوند ارحم الراحمینه، یعنی از هر مهربانی مهربان‌تره. نمی‌شه کسی که از هر مهربانی مهربان‌تره غصه‌رو ببینه و اهمیت نده، پس خدا هم می‌بینه، هم صفاتش اقتضاء می‌کنه که حتما اون‌رو توجه کنه بهش، منتها یه نظامی است که این نظام سنت‌هایی است که حاکمه. این سنت‌ها باید حکومت کنه و این خدا می‌دونه که این گرفتاری که این بنده داره چقدر براش مفیده و موقته... و موقته و اینکه این بنده ای که الان گرفتاره مثلا بیماری داره یا فقر داره، چیزهایی از این قبیل داره، چقدر این‌ها در رسیدنش به مقصد موثر هست و به همین دلیل هم تو این نظام، تو این طرف این‌ها هست تا انسان بره بالا. همون قله‌ای که عرض کردم، گاهی زمین خوردن هم داره، گاهی سُر خوردن و دست و پا زخم شدن هم داره ولی برای رفتن به قله باید این چیزها‌رو انسان تحمل کنه. خدا هر دوش‌رو می بینه. هم می بینه که داره به سمت قله می‌ره هم می‌دونه که با اون ناتوانی که این داره ممکنه که تو این مسیر دچار مشکلاتی هم بشه. حالا انسان باید با برد‌باری این مسیر‌رو طی کنه. اون فرمایش امام باقر علیه‌السلام که: « الکَمالُ کُلُّ الکَمالِ اَلتَفَقَّهُ في الدّين وَ الصَّبرُ عَلی النائِبَة وَ التَقديرِ المَعيشَة » کمال، همه کمال یعنی همون قله. در سه چیز خلاصه می‌شه: یک: انسان راه‌رو بلد باشه، مبدا رو بدونه، مقصدرو بدونه، ساز و کار حرکت رو بلد باشه، راهنماهارو بشناسه، من از کدوم راه برم که به مقصد برسم و خطرها، پرتگاه‌ها، لغزش‌گاه‌ها، دست اندازه‌ها اینا همه رو بشناسه. این می شه همون تفقه در دین. دو: مقاوم مقاومت داشته باشه، بردباری داشته باشه. اگه یک‌وقت پاش سُر خورد، به زمین خورد نگه دیگه ولش کن، دیگه نمی‌رم بالا یا اگر مثلا فرض کنید که یه سنگی خورد به پاش تو مسیری که داره می‌ره یا یک مانع اومد جلوش، یه خاری مثلا، خاررو دور بزنه، این می شه همون صبر عَلی النائِبَة و مطلب بعدی اینکه برنامه داشته باشه با برنامه‌ریزی حرکت کنه تا به مقصد برسه. پس بله، خدا می دونه، منتها چون دوست داره بنده‌اش به اون قله برسه، این چیزهایی هم که من عرض کردم رو خدا می‌دونه و باید باشه تا انسان به اون قله برسه.
می‌شه از هر جایی خیرات و مبرات برای اموات فرستاد. حالا چه مالی باشه، چه قرآن باشه، دعا باشه، نماز باشه، زیارت باشه، همه‌ی این‌ها هم فورا بهشون می‌رسه. به محض اینکه هرکس در هر‌جای دنیا قدمی برای میت برداشت، فورا در عالم برزخ در قالب نعمت‌های برزخی بهش تحویل می‌دن و می‌گن هدیه‌ایست که آن برادر یا خواهر تو برای تو فرستاده. بنابراین درسته که از همه‌جا می‌شه این کاررو کرد اما رفتن به زیارت اهل قبور آثار و فواید زیادی داره، هم برای زنده‌ها، هم برای مرده‌ها. اموات وقتی کسی به زیارتشون می‌ره، مخصوصا از نزدیکان و دوستان و فرزندانشون به شدت خوشحال می‌شن، چون خوشحالیشون قابل توصیف نیست. مثل یک کسی که مثلا در بیمارستان دلش گرفته یا در زندا،ن زندانی است اگر یکی از عزیزانش بره به ملاقاتیش چقدر خوشحال می‌شه، اونا هم به همین مقدار خوشحال می‌شن و میان با اون طرف مانوس می‌شن و تا مادامی که پیششون هست، این‌ها خوشحالن. وقتی هم که می‌خواد بره، یه حالت نگرانی و استیحاشی بهشون دست می‌ده که حالا می‌خواد از پیششون بره. این یک، و دو خود رفتن به زیارت اهل قبور و از نزدیک عرض ارادت کردن آثاری برای زنده داره. از جمله اینکه غم‌رو از دل می‌بره، از جمله اینکه برای خود زنده، ثواب‌های فراوان داره. از جمله این که اون السلام علی اهل لااله الا الله یا هفت بار انا انزلناه خوندن یا یک حمد و ده قل‌هو‌الله‌احد و اینا انقدر ثوابش برای خود زنده زیاده که قابل وصف نیست و همه اهل مزار هم برخوردار می شن از زیارت ایشون، فقط اون مرده که به زیارتش رفته نیست. مطلب بعد اینکه به هر‌حال آخرین اثری که ما از اون شخص داریم در همین قبر دفن شده و ارواح در عالم برزخ، به این بدن مادیشون توجه دارند. اون‌جوری نیست که بعد از دفن دیگه کلا ارتباطشون و علقه‌شون از این بدن مادی قطع بشه. همین توجه باعث می‌شه که اگر روح، روح شریفی باشه، روح بزرگی باشه، مثل روح بعضی از علماء و بعضی از شهداء، باعث می‌شه که این بدن سالم سالم بمونه نه بدن، کفنش هم سالم بمونه، اون ضمائمی هم که همراهشه همه سالم بمونن و نپوسند. این به خاطر توجه همون روح بزرگی است که به این بدن توجه دارد. می‌خوام عرض کنم که اون‌ها توجه دارن به نقطه‌ای که دفن شدن. حضرت سیدالشهداء سلام‌الله‌علیه گرچه در عالم ملکوت همه عوالم هستی تحت اشراف و نظر او هست، ولی به قبر خودش یک نظر خاص و ویژه ای داره که اون نگاه‌رو به سایر نقاط عالم نداره. بنابراین متوفی هم به اون نقطه‌ای که دفن شده توجه داره و اگه کسی به اون نقطه بره و به زیارت اون نقطه بره، طبعا او متوجه می شه و خوشحال.
خب، خانم امیری از دزفول پشت خط هستند. سلام‌علیکم، شب شما بخیر. می‌خواستم ببینم کسانی که در خارج از ایران زندگی می‌کنن، مثلا مثل بعضی از مردم، مثلا بعضی کشورها مثل مردم سوئد، مثل سوئیس یا مثلا هلند که مثلا خیلی مسائل خاصی براشون از نظر جنگ و این‌ها براشون پیش نمیاد آیا اینا در مقابل چیزهایی که تو... ظلم‌هایی که تو جهان اتفاق می‌افته آیا اینا هیچ مسئولیتی ندارند و بیشتر می‌خوام ببینم کسانی که از ایران می‌رن به خارج از کشور آیا همین که رفتن خارج از کشور مثلا دیگه اینا با این‌که وطنشون‌رو ول کردن، اینا هیچ مسئولیتی ندارن در قبال کشورشون و یا در مقابل ظلم‌هایی که تو جهان متوجه می‌شن. می خوام ببینم اصلا کسانی که کاری از دستشون بر‌می‌آد و انجام نمی‌دن کلا سوالم اینه آیا گناهی مرتکب می‌شن یا نه؟ من یه نکته‌ای رو قبلا بگم، یه مقدمه‌ای‌رو بگم و اون اینکه آیا مثلا کسانی که در اونجا در اروپا مثلا حالا ایشون سوئد و سوئیس و هلند و این‌هارو مثال زد آیا واقعا اون‌ها زندگیشون برحسب آن‌چه که هدف از زندگی هست، زندگی به درد بخوری هست؟ یعنی اونایی که... این زندگی فرض کنید آرام آرام، مرفه، هر چی بخوان براشون همه چیز هست. _ مثل ساعت صبح برو شب، بیا. همه چی براشون... البته نیست این‌جور هم... اونا هم برای خودشون، مشکل خودشون‌رو دارن. فرض کنید همه رو به راهه‌. اونا جلوترن یا اون مردم افغانستان که مثلا مشکلاتی هم دارن بر حسب اون هدف آفرینش. پس اینکه مردم افغانستان خیلی جلوترن از اونا، خیلی از اونا جلوترن. _مصائبی که دارن، مشکلاتی که دارن. به اون هدف آفرینش خیلی نزدیک‌ترن. چون خدا که خلق نکرده که انسان بخواد خوش بخوره و خوش بخوابه،اگه اینجوری بود خب حیوانات‌رو خلق کرده بود دیگه. همین که کسی، راحته مرفه نمی‌دونم خور و خوابش رو به راهه، بگیم که این خوبه دیگه؟ یا نه این خوب نیست؟ این حیوانه، یک حیوان مرفه، یک حیوان مدرن. مطلب دوم اینکه بله، همه مسئولن. «كُلُّكُم راعٍ وَ كُلُّكُم مسؤول» اونا هم مسئولن. حتما مسئولن و اگه وظیفه‌شون‌رو انجام ندن، مواخذه می‌شن، واجب‌رو ترک کردن، تَرکِ واجب حرامه. اگه دانشی داشتن که می تونسته تو این وطن کارساز باشه‌. هر کاری که ازشون ساخته می‌شد. اگه می‌تونستن جلوی این جنگ‌ها‌رو بگیرن و نگرفتن، اگه می‌تونستن این ظلم‌ها‌رو جلوش‌رو بگیرن و نگرفتن، گناه کردن و ترک واجب کردن، گناهه. نکته بعدی اینکه آیا اون‌ها مقصر نیستند در این جنگ‌ها؟ شما فکر می‌کنید جنگ‌های الان مثلا در فلسطین هست یا در خاور حالا خاورمیانه یا همون غرب آسیا هست، این‌ها زیر سر اروپایی‌ها نیست؟ آتش‌افروز اینا کیا هستن؟ مسلمان‌ها خودشون این کار‌هارو می‌کنن؟ آنچه که الان مثلا در سوریه رخ می‌ده، اروپایی‌ها نیستن که دارن اسرائیل‌رو حمایت می.کنن، بهش تجهیزات می‌دن؟ همین کشورهایی که ساپورت... اگه این‌ها انواع تجهیزات و تکنولوژی و این‌ها‌رو به اسرائیل نمی‌دن؟ واقعا دارن کمک می‌کنن به ظلم. آلمان و فرانسه، در این ظلم اسرائیل شریکند. ما دو تا جبهه بیشتر نداریم. الان سه گروه شدن دیگه: ظالم: اسرائیل، مظلوم: فلسطین، ساکت: بقیه. ساکت‌ها در ردیف ظالم‌ها هستن. اصلا ساکت‌ها باعث ظلم ظالمند. همینطوره.
برام همیشه سؤال خدا الان چی‌کار می‌کنه بفرمایید استاد. به این معنایی که من و شما کار می‌کنیم خدا هیچ کار نمی‌کنه. هیچ‌وقت قبلش هم کاری نکرده. به یکی مثلا می‌گیم خدا یه مدتی کار کرد، زمین را خلق کرد، آسمان‌ها خلق کرد، آدم‌رو خلق کرد، عالم‌رو خلق کرد. نه به این معنا خدا هیچ‌وقت کار نمی‌کرده. هیچ‌وقت کار نداشته، او کارش همون اراده‌شه. او فقط اراده می‌کنه، فوراً اون‌چه می‌خواد، ایجاد می‌شه. "إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ" وقتی یک چیزی می‌خواهد، بهش می‌گه ایجاد شو. تازه لفظ "کُن" هم وجود ندارد، حالا از باب تقریب به ذهنه. تا اراده کرد، فوراً ایجاد می‌شه. ضمن این‌که الان هم عالم وجودش وابسته به اراده خدا و وابسته به خواست خداست. اگر یک لحظه خداوند اراده‌اش‌رو از عالم برگیرد، عالمی نمی‌ماند. اگر نازی کند درهم فرو ریزند قالب‌ها، هیچی باقی نمی‌مونه. به عبارت دیگه خداوند عالم را لحظه به لحظه و آن به آن خلق می‌کنه، نه این‌که مثلاً فرض کنید که یه زمانی خلق کرد و چنان‌که یهودی‌ها می‌گن که خداوند آسمان و زمین در ۶ روز خلق کرد، روز شنبه، روز هفتم دیگه کارش تموم شد، تعطیل شد، رفت تو مرخصی، الان رو نیمکت نشسته اون‌جا دیگه دخالتی در عالم ندارد. نه خداوند لحظه به لحظه عالم را خلق می‌کند. یک لحظه ارتباط عالم با همه عظمتش از خدا قطع بشه، عالمی باقی نمی‌مونه. به این معنا خب کار خدا حفظ عالم است. او حفیظ هست. او قدیر هست. او ولی هست و او خالق است به تمام معنا. لحظه به لحظه خالق است. آن به آن خالق است. به این معنایی که ایشون گفتند کاری خدا نداره مثل ما. ربوبیت خداوند استمرار داره. مثل ما کاری نداره، ولی خب کار خودش‌رو داره. بله.
از بزرگان شنیدیم که عذابی بدتر از این‌که بنده گنهکار از لذت مناجات محروم بشه نیست. با این بیان پس من هم درحال عذاب هستم چراکه علی‌رغم عبادت و نماز و روزه و زندگی عادی، لذتی از مناجات نمی‌برم. این‌که حالا لذت نمی‌برد اگه منظور از لذت، لذت مادی باشه، اینجا جاش نیست. کار، کار معنویه. پس لذات مادی معنا نداره. لذات معنوی هست. همین‌قدر که انسان نماز‌رو می‌خونه، وقت ظهر که می‌شه، می‌ره مسجد. این داعی بدون.‌.. انسان، اگر از چیزی لذت نبرد،اصلا آن کار رو انجام نمی‌ده. من خدمت شما عرض کنم حکما می‌گن اراده انسان ۴ مرحله داره: اول، تصور فایده. تا اصلاً تصور نکند که این کار فایده داره، اراده نمی‌کنه. ۲. تصدیق به آن فایده. تصدیق می‌کنه، بله، این نماز فایده داره. ۳. شوق مؤکد. اشتیاق پیدا می‌کنه حتماً اون کاری که تصور کرده، چی کار کنه؟ انجام بده. بعد تحریک اعضا. یعنی اراده‌ی انسان این ۴ مرحله‌رو داره. وقتی شما اراده می‌کنید برید مسجد، هم فایده‌ی نماز رو تصور کردید، هم به آن فایده تصدیق کردید، هم شوق مؤکد داشتید، این می‌شه لذت. هم این‌که رفتید سمت مسجد که همانتحریک اعضا باشه. بنابراین کسانی که اهل عبادتند، همین عبادت خودش شوقه، خودش همون که اصلا اراده می‌کنه این کاررو انجام بده، خودش برخورداری از.... اگر شوق نداشت این کاررو انجام نمی‌داد.
علی آقا از نروژ گفتن که لطفاً بفرمائید که آیا امکان دارد خداوند که رحمان و رحیم است که چطور مثلاً الان که ۸ میلیارد جمعیت داریم، ۹۰ درصد مردم را به جهنم ببرد؟ اولا کی گفته خداوند ۹۰درصدرو به جهنم می‌بره؟ چون اینایی ک کافرن الان، مسلمان نیستند، دو دسته می‌شن کفار دو دسته می‌شن. ۱. کفار معاند، لجوج و جاهد به قول قرآن. که این‌ها درصد بسیار ناچیزی هستند که حق براشون کاملاً روشن شده باشه و صددرصد فهمیده باشن که اسلام هست و درست هم هست، درعین‌حال به خاطر اغراض نفسانی و اغراض سیاسی و مادی و این چیزها حق را نپذیرفتند. این دسته تعدادشون خیلی کمه، درصدشون خیلی کمه. ۲. درصد دوم کسانی که نه، حق برایشان آشکار نشده، اگر اون‌ها حق‌رو می‌فهمیدند صددرصد قبول می‌کردن که اکثر مردم این‌ها هستند. به این‌ها می‌گیم مستضعف فکری و فرهنگی. _حتی اگر دشمنی بکنن از روی همین استضعاف؟ بله، دشمنیشون هم از روی آگاهی نیست. خیال می‌کنه که کارش درسته. چون تا چشم باز کرده اسلام‌رو بهش وارونه جلوه دادن. بهش گفتند اسلام مساوی است با تروریسم از اون بچگی و این باورش شده، باورش شده. این‌ها مستضعفند یا این‌که نه، تو جاهای دورافتاده مثلا فرض کن تو تو جنگل‌های آمازون به دنیا اومد، همون جا از دنیا رفت، تو کودکی از دنیا رفت، در سه‌سالگی از دنیا رفت، بره به جهنم به چه جرمی؟ این مجموع که اقشار مختلفی می‌شن، این‌هارو ما تحت عنوان مستضعفین فکری و فرهنگی ازشون یاد می‌کنیم. در عین همه این‌هایی که من عرض کردم اگر در بین هموت کفار معاند، همونایی که جهود دارند، همان‌هایی که لجباز هستند، اگر کار خوبی انجام داده باشن، مثلاً فرض کنید که خدمتی به بندگان خدا کرده باشن باز اجرشون ضایع نمی‌شه، تو همین دنیا خدادباهاشون تسویه حساب می‌کنه، با ثروت و سلامت و شهرت و این‌ها، نشد، مرگشون انقدر لذت بخشه که از همه‌ی لذت‌های دنیا بیشتره. یعنی با قبض روح تصفیه حساب می‌شن، اگه نشد اون طرف به میزان خدمتی که کردن، عذابشان تخفیف داده می‌شه. یعن حتی ان کفار معاند هم اگه قدمی برداشته باشند، خدمتی کرده باشن، اجرشون ضایع نخواهد شد: "إن الله لا یضیع أجر المحسنین"
آیا کسی که عمداً حق من رو با پررویی تمام خورده و حق من رو نمی‌ده می‌تونم این رو به دیگران بگویم؟ آیا این بیان کردن غیبت حساب می‌شه و برای من عقاب اخروی داره؟ بفرمایید. اگر از باب تظلم باشه، یعنی می‌خواد حقش‌رو بگیره بهش می‌گه اگه ندی، من به دیگران می‌گما، می‌گم دیگه به تو امانت ندن. می‌گم که دیگه حواس‌شون‌رو جمع کنن. یکی از موارد جواز غیبت همینه که از باب تظلم باشه، چنانچه مثلاً کسی که در داوری این هم یک‌نوع داوریه که وظیفه‌اش‌رو انجام نمی‌ده، به جور داوری می‌کنه، می‌شه غیبتش‌رو کرد. می‌گین مردم به این اعتماد نکنیدها، این درست داوری نمی‌کنه، به این وام ندیدها، این حقتون‌رو می‌خوره‌ها. از این باب اگه باشه اشکال نداره. مگه نه همینطور بی‌خود بخواد بگه، طرف هم هیچ‌کاری ازش ساخته نیست، اثری هم در خارج نداره که بگیم که این گفتنش برای دیگران باعث می‌شه که اون طرف هم گوش بده یا حداقل دیگه حق‌خوری نکنه، دراین‌صورت نه دیگه اونوقت وجهی برای جواز غیبت باقی نمی‌مونه. موارد جواز غیبت خب مشخص و محدوده در شرع. نامحدود مثلا در مقام مشورت خب اشکال نداره. کسی که کم‌فروشی می‌کنه، کسی که تجاهر به گناه می‌کنه. حالا اگه همین کسی که حق‌شون‌رو با پررویی خورده، اگر تجاهر می‌کنه، می‌گه: بله، من این کارو کردم و می‌کنم، می‌شه غیبت کرد. یک وقتی او پنهان کرده، خب نمی‌خواهد دیگران بفهمند. شما میاید این عیبش‌رو آشکار می‌کنید، فایده هم ندارد آشکار کردن، اشکال دارد. یک وقتی هست انسان می‌بیند این شخص عادت به این کارکرده، شاید هم نمی‌خواهد دیگران بفهمند و از دیگران هم همین‌طور حق بگیره و نده، آیا می‌تونه بیاد بگه اونام نمی‌تونن حق‌شون‌رو زنده بکنند، ولی این‌که آگاه بشن دیگه بهش کسی قرض نده و یا از این بابا هم... همان کم فروشه دیگه همان... خب در این حالت هم پس عقاب اخروی ندارد. شعر سعدی که می‌گه شنیدم که غیبت این چهار تن را رواست: یکی کج ترازوی ناراست‌کار کج‌ترازو‌رو می‌شه غیبتشون‌رو کرد. این هم داره کم‌فروشی می‌کنه. کسی که حق مردمو می‌خوره، چی‌کار می‌کنه؟ کم‌فروشی می‌کنه مال مردم‌رو می‌گیره بهشون پس نمی‌ده. اینهارو میشه غیبتشون‌رو کرد. یعنی هم از باب مشورت می‌شه این کار‌رو کرد. با ایشون معامله نکنید، این حق‌خوره، هم از باب این‌که داره کم‌فروشی می‌کنه، پس غیبتش مجاز می‌شه. شاید معامله‌ای هم در کار نباشه آیا می‌تونیم بهش مثال کم‌فروشی بگیم؟ معامله‌ای نمی‌کنن، طرف پولی قرض گرفته ولی این قرضش‌رو ادا نکرده. همون دیگه اون حق‌رو که ادا نمی‌کنه، در کم‌فروشی هم حق ضایع می‌شه دیگه. خب اگه این‌جوری شد، بله، حتماً اگه اون جایی که جای غیبت نباشه، مصداق غیبت براش مترتب شد عذاب اخروی هم داره. آیاتی داریم در قرآن و عقاب خیلی شدید که راجع‌به غیبت است: «اَلغِیبَةُ اَشَدُّ مِنَ الزِّنا» و امثال این‌ها خب خیلی خطرناک است . انسان باید حتی‌المقدور پرهیز کنه و تا می‌تونه غیبت نکنه و احتیاط کنه و غیبت نکنه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زمان: حجم: 20.4K
بعضی ها میگن ما شهدا رو دیدیم منظور از این دیدن یعنی چی روح اون طرف رو دیدن یا چی ؟