سعید دینی
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙
⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خارج_اصول_سه_شنبه_98/1/27
#جلسه_106
#برائت_
#ادله_برائت__
@ostadahadi
امر دوم: ایا حدیث رفع شامل شبهه حکمیه یا موضوعیه می شود یا خیر؟
شیخ در رسائل و اخوند در حاشیه رسائل و هم در کفایه قائل است که حدیث رفع در شبهات موضوعیه جاری است. موضوع خارجیه را برمی دارد. 3 دلیل ذکرمی کند مهمترین دلیلش وحدت سیاق است. بی تردید مراد از مضطروا علیه و سایرفقرات حدیث فعل مکلف است نه حکم شرعی برای اینکه اضطرار یا اکراه بر حکم شرعی معقول نیست انچه مضطرالیه یا مکره الیه و امثال ذلک اطلاق می شود ان عمل است کاری که در خارج انجام می دهد برروی اضطرار یا اکراه واقع می شود مثل اینکه اضطرارا میته می خورد یا اگراها شراب می خورد این عمل است. حدیث رفع این فعل اضطراری و اکراهی را بریم دارد یعنی خوردن میته از روی اضطرار اشکالی ندارد خوردن شراب از روی اکراه اشکالی ندارد . وحدت سیاق اقتضی می کند که مصداق مالا یعلمون هم فعل باشد عملی که از روی جهل انجام شود مانعی ندارد گرچه حکم واقعی این عمل محفوظ است ولی خود این عمل بلا اشکال است پس حدیث رفع موضوعات خارجی را برمی دارد لذا یک مساله فقهیه است و از مساله اصولی خارج می شود.
اقا ضیا در نهایه الافکار ج 3 ص 216دو نقد وارد کرده است
نقد1/ وحدت سیاق در حدیث رفع را قبول نداریم بلکه قائل به تعدد و اختلاف سیاق هستیم بلحاظ اینکه در برخی از فقرات حدیث مثل حسد یا وسوسه یا طیره، فعل نیست حسادت و وسوسه فعل نیستند طیره یعنی فال زدن که فعل نیست با این وجود حدیث رفع جاری می کنیم
نقد2/ اگرقائل به وحدت سیاق شویم مرتکب خلاف ظاهر حدیث می شویم چون مراد از مالایعلمون خصوص حکم تکلیفی است نه موضوعی خارجی. یعنی شبهات حکمیه است چون عدم علم، یا همان جهل اولا و بالذات عارض برحکم می شود. وصف حکم واقعی است. حکم واقعی براین شخص مجهول است. پس رفع مالایعلمون به معنی رُفع حکم واقعی مجهول اما در اضطرار و اکراه و اخواتش اولا و بالذات عارض برفعل و موضوعات خارجی می شود و اختصاص به شبهات موضوعیه پیدا می کند در دوران امر بین حفظ سیاق یا اینکه در تمام این فقره قائل به وحدت شویم و بگوئیم که فعل در تقدیراست، عرف، اولی را ترجیح می دهد یعنی می گوید سیاق حدیث باید حفظ شود در مالایعلمون حکم را در تقدیربگیریم و در ماضطرالیه و اخواتش فعل را در تقدیربگیریم چون معروض جهل، فعل نیست بلکه عنوان فعل است یعنی جهل عارض بران شرب خارجی نیست بلکه عارض برعنوان شرب است همان عنوانسی که موضوع حکم شرعی است و الان نمی دانیم که این شرب شرب خمراست یا خل است وقتی عارض بر معروض ما فرق کرد معروض عنوان شد و عارض جهل شد نمی توانیم معروض را فعل بگیریم لذا فعل مالایعلمون رفع نشد بلکه حکم مالایعلمون رفع شد
استاد: هردو نقد ایشان را جواب می دهیم
اما نقد اول که فرمودند حسد و وسوسه و طیره فعل نیست: این را قبول نداریم چون فعل، یا جوارحی است یا جوانحی است . حسادت فعل جوارحی نیست ولی فعل جوانحی هست لذا ان کسی که می گوید مراد از رفع رفع فعل است فرقی بین فعل جوارحی و جوانحی نمی گذارد
اما اشکال ما بر نقد دوم شما از دو جهت است
جهت1/ ما قبول داریم که شرب مایع مردد بین خمرو خل معروض جهل نیست بلکه معروض جهل، عنوان شرب است این را می پذیریم و عنوان حاکی از معنون است معنون در خارج است و عنوان در ذهن است این را می پذیریم لکن عنوان مجهول، درکجاست؟ یقینا عروض جهل برعنوان، واسطه می خواهد و واسطه اش چیست؟ واسطه در ثبوت جهل برای عنوان شرب همین شرب خارجی است که مردد بین خمرو خل است و غیراین نیست. لذا به اعتباراین واسطه می توان گفت که حدیث رفع فعل خارجی این شرب مشکوک را برمی دارد و می گوید اگر کسی مشکوک الخمریه را بخورد اشکالی ندارد و نیازی به احتیاط نیست نظیراینکه تعجب عارض برانشان می شود اما بواسطه نطق لذا می توانیم بگوئیم که نطق انسان موضوع تعجب است چون واسطه در ثبوت تعجب برانسان شد. این جواب از امام راحل است .
استاد: به نظرمن شاگردان ایشان متوجه نقد امام نشده اند و منظور از واسطه در ثبوت و عروض را متوجه نشده اند.