🔴 ویراژ سربازان متفقین در تهران!
🔹همزمان با سلطنت ممدرضا ، تهران در اشغال سه ارتش بیگانه بود؛
آمریکا،روسیه،انگلستان
🔹شوروی با هشت لشکر به ایران حمله کرد که شیش تاش تو آذربایجان لنگر انداختند !
در تهران هم زیاد در انظار نبودند و بیشتر در شرق تهران بودند!
🔹انگلیسی ها تو سولاح خودشون بودن و زیاد بیرون نمیومدن!
🔹ولی امان از امریکایی ها !!!!
🔹سربازان آمریکایی روزانه یه جیره چرب و چیلی و سنگین داشتند که برای سیر کردن ۶ نفر کافی بود!
انواع کنسروها،انواع نان و ویتامین ها و دو بطری ویسکی و دو بسته سیگار اصل!!!
🔹امریکایی ها باشگاه امیرآباد را به مرکز فحشا تبدیل کرده بودند و دخترهایی که عشق خاک بر سر بازی داشتند رو تور میکردند!
🔹فردوست میگه دخترهایی که تمایل به اجنبی بازی داشتند در تهران مثل صف اتوبوس به خط میشدند و کامیون های روباز ارتش آمریکا ، روزانه ۲۰۰_۳۰۰ دختر رو بار میزد و میبرد امیرآباد!
🔹فردوست میگفت دخترها معمولا با همان بسته های غذایی راضی میشدند !
🔹یکی از کسانی که با امریکایی ها جیک و پیک داشت و همیشه تو صف اول فاحشه بازی بود خاله ی محمد رضا بود
و عین خیالش هم نبود که خواهرزاده ش شاه مملکته و یه کمی باید کلاس کاری رو حفظ کنه!!!
🔹خلاصه اینکه یه زمانی تهران مثل اوکیناوای الان ژاپن بود و آمریکایی ها برای خودشون تو خیابونای تهران وول میخوردند و.... !!!!
🔹@Hs_Land | تاریخاتور
شترها باید بروند.pdf
حجم:
2.6M
« شترها باید بروند »
(The Camels Must GO)
🔹 اسم کتاب خاطرات مشترک
« ریدر بولارد » سفیر انگلستان در ایران و « کلارمونت اسکراین » مأمور تبعید رضاشاه 👈( همونی که نزدیکی های بمبئی هند وارد کشتی شد و آب یخ رو ریخت روی رضاخان و گفت باید بری ته خط استوا چادر بزنی و خبری از هند نیست!)
بولارد هم سفیر انگلیس در جنگ جهانی دوم در ایران بود و یکی از تصمیم گیرندگان اصلی خلع رضاشاه از سلطنت و جایگزینی محمدرضا پهلوی بود !
https://eitaa.com/palonak
🔹بعد از شکست سنگین آلمان ها در نبرد استالینگراد ، جهان در آستانه نظم جدیدی بود و بهمین خاطر متفقین تصمیم گرفتند ، دنیا رو خط کشی کنند !
🔹تصمیم بر حضور سه رهبرگردن کلفت آن روز دنیا در یک کنفرانس شد !
🔹کی و کجا ؟!
🔹مکان شد سفارت شوروی در تهران !!!!
🔹چرا تهران ؟!
🔹نزدیکبودن محل کنفرانس به شوروی و امنیت تهران !
🔹چون جنگ جهانی دوم در روزهای اوجش بود و استالین رهبر شوروی میخواست نزدیک مسکو باشد !
🔹امنیت هم خیلی مهم بود و نه اینکه ایران آن روزها توان ایجاد امنیت را داشته باشد که اگه داشت رضاخان رو نگه میداشت ، بلکه به علت حضور ارتش پدر سوخته های دنیا ( روس و انگلیس و آمریکا) در تهران بود !
🔹ششم آذر ۱۳۲۲ ، سه قدرت جهان خیلی سوسکی و بدون کارت دعوت آمدند تهران و با اسم رمز « یوریکا »در سفارت شوروی دور هم نشستند!
🔹چرچیل نخست وزیر انگلستان
روزولت ریس جمهور آمریکا
استالین رهبر شوروي
🔹 بحث اصلی ، تقسیم غنایم جنگی جهانی دوم بود و چی به کی میرسه !!!
🔹اجرای عملیات بزرگ نرماندی در سواحل غربی فرانسه هم در این جلسه تصویب شد !
🔹سه کشور در این کنفرانس تصمیم گرفتند که بعد دوسال اشغال ، از ایران بزنند بیرون !
🔹ایران را هم پل پیروزی ناميدند و نه بخاطر تشکر از ایران !
بلکه میخواستند به روی مبارک شوروی بیاورند که اگر کمک آمریکا نبود الان شوروی توسط هیتلر جر خورده بود!
🔹 ممدرضاشاه بعد دو سه روز شصتش خبردار میشه که سلاطین دنیا سه روزه که تو تهران لنگر انداختند و اعلیحضرت رو به کتفشون هم حساب نکردند !
شاه در خواست ملاقات میده ولی هیچ کی گردن نمیگیره !
🔹چرچیل و روزولت حاضر نشدند به دیدار شاه بروند !
🔹چرچیل همون دم در سفارت ، با یه خوش و بش سرپایی و دو تا ماچ و چوچ کار رو جمع کرد و روزولت هم با یه سلام و علیک ، پهلوی رو به سمت درب سفارت هدایت کرد !
🔹آخرین امید ممدرضا استالین بود !
👈تاجالملوک ننه ی شاه گفت :
"درآن موقع محمد رضا جوان بود و انگليسیها و آمريكائیها هم چون ايران را اشغال كرده بودند خود را حاكم ايران میديدند و حاضرنشدند به ديدن محمدرضا بيايند، بلكه محمدرضا را واداركردند تا به ديدن رئيس جمهوری آمريكا و نخست وزير انگلستان برود!!!»
🔹احمدعلی سپهر به فردوست گفته بود ۲۴ساعت آویزان سفارت شوروی شدم تا مخ سفیر برای راضی کردن استالین رو بزنم!
🔹استالین قبول میکنه که با محمدرضا در کاخ مرمر دیدار کنه و به شرطی که گارد شوروی بجای گارد درپیت ممدرضا در کاخ مستقر شود (از در ورودی تا ساختمان )
🔹به شاه رسوندن که جفت شیش آوردی و آماده بشو که عمو استالین داره میاد!
🔹خلاصه اینکه یه ملاقات نیم ساعته با کلی عکس یادگاری انجام میشه ولی هیچ تاثیری در خروج نیروهای شوروی از ایران نداشت و شوروی چی ها سال ها در ایران لنگر انداختند !!!!
🔹@Hs_Land |تاریخاتور
🔹درآن موقع محمد رضا جوان بود و انگليسیها و آمريكائیها هم چون ايران را اشغال كرده بودند خود را حاكم ايران میديدند و حاضرنشدند به ديدن محمدرضا بيايند، بلكه محمدرضا را واداركردند تا به ديدن رئيس جمهوری آمريكا و نخست وزير انگلستان برود. اما مرحوم"يوسف استالين" شخصا به كاخ سعد آباد آمد و با شاه جوان ايران ومن كه مادرش بودم و دختران و ساير فرزندان رضا ملاقات كرد وعصرانه خورد.
خوب. شما میدانيد كه استالين رهبر اتحاد شوروی، يعنی بزرگترين كشور جهان بود. استالين كه در شوروی و درهمه دنيا به او "مرد آهنين" میگفتند نقش اول را در پيروزی متفقين و شكست حكومت آلمان داشت. درحقيقت اگر مديريت " استالين" نبود جنگ به نفع هيتلر تمام میشد.
استالين ومردم شوروی ازخودگذشتگی فوق العادهای كردند و بيشتر از27 ميليون نفركشته دادند تا هيتلر را وادار به شكست كردند.
استالين درموقع صرف عصرانه به ما گفت كه اسم اصلی او "يوسف يوسف زاده" و از اهالی گرجستان و اصلا ايرانی است. محمد رضا از اين حرف استالين به وجد آمد و اظهارخوشحالی كرد كه استالين اصالتا ايرانی میباشد.
به نظرمن استالين شبيه كشاورزهای قلچماق و قوی هيكل روستايی بود. به دستهايش نگاه كردم ديدم خيلی قوی و دارای انگشتان زمخت وگوشت آلود است.
مداوم پيپ میكشيد وهر دو سه جملهای كه میگفت و يا میشنيد با صدای بلند میخنديد.
درخلال صحبتهايش اصلا اسمی از رضا (رضا شاه) نيآورد، فقط از محمد رضا پرسيد كه دركجاها درس خوانده است؟
محمدرضا برايش توضيح داد كه درسوئيس بوده است. استالين گفت كه در يك مدرسه مذهبی درگرجستان درس خوانده ولی بعدا از مدرسه مذهبی فرار كرده و تحصيل را هم رها كرده است!
اوهمچنين به محمدرضا گفت كه يك فرزند هم سن و سال او دارد كه تحت اسارت آلمانیها است. ما خيلی تعجب كرديم كه فرزند استالين كبير به اسارت درآمده است.
استالين كه متوجه تعجب ما شده بود گفت همه فرزندان شوروی به مثابه فرزندان او هستند و يك رهبر نمی تواند وقتی فرزندان ديگرهموطنانش در جنگ كشته میشوند فرزند خود را در جای امن پنهان كند و به جبهه نفرستد.
ما همگی تحت تاثيرشخصيت جالب و استثنائی استالين قرارگرفته بوديم و بايد بگويم كه من هنوز تحت تاثيرشخصيت آن مرد بزرگ هستم و تا امروز او را فراموش نكرده ام.
البته همين آقای " استالين" كه مرد خوبی بود يك كار بدی هم قبلا درمورد ما كرده بود و تيمورتاش را كه وزير دربار شاهنشاهی بود به استخدام سازمان جاسوسی خود درآورد و ما يك وقت متوجه شديم كه خيلی دير بود! درحقيقت تيمورتاش ازهمان اوايل ورود به دربار و نزديك شدن به رضا مأمور شوروی بود وريز وقايع دربار و منويات و تصميات رضا را به شورویها اطلاع میداد.
تيمورتاش دستگير و زندانی شد، بعد هم او را در زندان راحت كردند، اما چون آدم سفت و سختی بود هرگز به جاسوس بودن خود برای شوروی اعتراف نكرد و مدام پافشاری میكرد كه اين داستان را انگليسیها برای او ساخته اند تا او را نابود كنند.
درسالهای بعد كه پسرم جانشين پدرش شد و سلاطين زيادی به ايران آمدند اكثر آنها را با بانوانشان ملاقات كردم. ولی هيچكدام آنها را مانند هيتلر و استالين نيافتم.
درمورد استالين اين نكته را هم بايد بگويم برعكس آنچه ما شنيده بوديم آدم خشن و مستبدی هست، بسيار مهربان وخنده رو و بذله گو بود.
برعكس هيتلركه مدام پلكهايش را بهم میزد و دور اطاق راه میرفت و روی پاهايش چرخ میزد و حركات عجيب وغريب میكرد، استالين خيلی راحت و آرام و آسوده بود و يك نوع لبخند شيرين و دلچسب و آرامش بخش در تمام صورتش پهن بود.
اين نوع رفتار از رهبر بزرگترين كشور جهان كه مردمش درخط اول جبهه جنگ قرارداشتند و از مردی كه فرزند ارشدش در اسارت آلمانیها بود بسيار برای ما عجيب به نظرمی رسيد.
موقعی كه استالين با ما دست داد جملهای به روسی گفت كه جز من دیگران معنای آنرا نفهميدند.
يك نفر ديلماج سفارت روسيه كه همراه او بود گفت: " رفيق استالين میگويد زبان فارسی نمی داند آيا در بين شما كسی هست كه زبان روسی بداند؟"
من گفتم: " دا"
استالين رو به محمد رضا كرد و جمله ديگری را به زبان آورد.
من معنای آنرا فهميدم ولی چيزی نگفتم. بهمين خاطرديلماج سفارت روس جمله استالين را ترجمه كرد و گفت: " رفيق استالين میگويند: " حتما شاه جوان ايران زبان انگليسیها را میداند..."
محمدرضا به علامت تائيد سرخود را تكان داد و گفت" بله. انگليسی، فرانسه و آلمانی را صحبت میكنم.
استالين خنديد و جمله ديگری را به زبان آورد.
ديلماج (که ما در راه توده گزارش او از کنفرانس تهران را منتشر کردیم) فورا ترجمه كرد و گفت: " رفيق استالين میگويند: ممكن است شما زبان امپرياليستها را خوب ياد بگيريد اما هرگز نمی توانيد ازنقشههای آنها مطلع بشويد!"
استالين دراين ملاقات چند هديه هم به ما داد. او درست حالت يك پدر( بلكه يك پدربزرگ ) مهربان و دوست داشتنی را داشت. استالين چند نصيحت تند و صريح به محمد رضا كرد و به او گفت فئوداليسم يك سيستم قرون وسطائی است و شاه جوان ايران اگر می خواهد موفق شود بايد كشاورزان را از دست استثمارگران نجات دهد و زمينها را به آنها بدهد.
اوهمچنين به محمد رضا گفت نبايد به حمايت امپرياليستها مطمئن باشد زيرا آنها همانطوركه رضاشاه را از مملكت بيرون انداختند اگرمنافعشان به خطر بيفتد او را هم از كشوربيرون خواهند انداخت.
استالين با آنكه میدانست ما ناراحت میشويم، اظهار داشت شاه جوان بهتر است در اولين فرصت مناسب حكومت را به مردم واگذار كند و بساط سلطنت را كه يك سيستم قرون وسطايی است جمع آوری نمايد!
استالين به محمد رضا گفت، بهرحال مردم بساط سلطنت را جمع آوری خواهند كرد و اگر او خود در برچيدن سلطنت پيش قدم شود نام نيكی از خود در تاريخ به يادگار خواهد گذاشت.
محمدرضا و ما هيچ نمی گفتيم و فقط گوش میكرديم. در پايان محمد رضا به استالين گفت: "من از توجهات شما تشكر میكنم. اما نوع حكومت ايران را مردم ايران انتخاب كرده اند و تا وقتی مردم اينطور بخواهند من مخالفتی با خواسته آنها نخواهم كرد!"
بعد استالين كه متوجه برودت مجلس شده بود چند سئوال خانوادگی از ما كرد و وقتی فهميد پدر من از مهاجرين قفقازی بوده و زبان روسی میدانسته خيلی اظهار خوشحالی كرد و گفت قفقاز به واسطه كوهستانهای صعب العبور و جغرافيای خشن مهد پرورش مردان سخت كوش است و خيلی از مردان ناحيه قفقاز در صف مقدم جنگ با آلمانها هستند. در آن موقع قفقاز يك منطقه وسيع درجنوب شوروی به مركزيت تفليس بود و جمهوریهای مختلف مثل آذربايجان و ارمنستان و غيره و ذالك وجود نداشت.
وقتی مجلس كمی گرم و دوستانه شد. محمدرضا كمی اين پا و آن پا كرد و گفت: " آيا دولت اتحاد شوروی وعالی جناب استالين با سلطنت من مخالف هستند؟!"
استالين گفت: دولت شوروی به واسطه مسلك خود حامی ملتهای تحت استعمار و سلطه امپرياليستها است و بطوركلی با حكومتهای فردی مخالف است اما در امور داخلی آنها دخالت نمی كند و اميدواراست خود مردم اين كشورها حقوق از دست رفته خود را استيفاء نمايند!"
بعد چون متوجه شد كه محمدرضا ازاين پاسخ اوقانع نشده است گفت: امپرياليستها تا روزی كه يك قطره نفت در ايران و خاورميانه موجود است اين منطقه را رها نخواهند كرد و اتحاد شوروی قصد ندارد با امپرياليستها وارد جنگ شود. بنابر اين با حكومت شاه جوان هم مبارزه نخواهد كرد.
ما معنای اين حرف را خوب نفهميديم و فكركرديم كه استالين ما را به عدم مداخله شوروی در امور ايران مطمئن كرده است، اما بعدا مرحوم قوام السلطنه به ما گفت استالين خيلی صريح شاه جوان را عامل امپرياليستها معرفی كرده و در واقع به ما صراحتا توهين كرده است. منظور از امپرياليستها در سخن استالين آمريكا، انگليس و كشورهای اروپایی بودند.
البته استالين آلمان را هم امپرياليست میدانست ومی گفت اين جنگ ( جنگ جهانی دوم) يك جنگ ميان امپرياليستها بر سر تقسيم غنائم و مناطق نفوذ است كه پای اتحاد شوروی را هم ناخواسته به آن كشيده اند.
استالين درموقع ترك كاخ سعد آباد از چند تابلوی نقاشی موجود در كاخ بازديد كرد و بخصوص تابلوهای كمال الملك بسيار مورد توجه اش قرارگرفت و به محمد رضا گفت چه فايده دارد كه اين آثار با ارزش هنری را در اين كاخ محبوس كرده و مردم كشورت را از ديدن آنها محروم ساختهای؟ ارزش اين آثار وقتی است كه همه بتوانند آنها را ببينند و لذت ببرند. اين خود خواهی شما است كه چنين آثاری را برای تزئين كاخ خود قرار داده و حق مردم برای تماشای آنها را پايمال كرده ايد. اين يك اخلاق منحط استبدادی است.
ما از اين حرفهای استالين خيلی رنجيده خاطرشديم. اما درآن وضعيت نمی توانستيم اعتراض بكنيم.
البته رؤسای ممالك آمريكا و انگلستان به ملاقات محمدرضا نيامدند و توهين آنها بزرگتر از حرفهای سرد استالين بود.
ما خيلی تعجب كرديم كه ديلماج سفارت روس، سفير روسيه در تهران و چند نفری كه همراه استالين بودند در حضور او آب میخوردند، راحت میخنديدند و پايشان را روی پايشان میانداختند و يا سيگار میكشيدند.
آنها درخطاب قراردادن استالين هم هيچ عبارت محترمانهای به كار نمی بردند و فقط به او میگفتند: "رفيق استالين!" و اين برای ما عجيب بود كه روسها اينهمه نسبت به رهبر خودشان بیادب باشند. يك ميرزای ادارات ما بيشتر ازاستالين كبكبه و دبدبه داشت.
🔴 قسمت نوزدهم #تاریخ_سلطنت
🔻شاه چه زمانی غش کرد تو بغل آمریکایی ها !!!
🔻ماجرای اولین جنگ سرد آمریکا و شوروی در خیابان های تبریز چه بود ؟!
🔻اعلام بی طرفی بیخودی الملک( همون رضاخان ) در جنگ جهانی دوم چه بلایی بر سر ایران آورد !!!
🔻روزهایی که ممدرضا شاه دنبال پیچاندن فوریه و خاله بازی با دوست دخترهایش بود آمریکا و شوروی سر تبریز و مهاباد ، چونه میزدند !!!
🔹جنگ جهانی دوم تمام شده بود و ایران مانده بود و آش نخورده و دهان سوخته !!!
🔹در روزهایی که همه کشورها گارد گرفته بودند برای جنگ جهانی ، بیخودی الملک ایران شاهنشاه کبیر حضرت رضاخان با گفتن STOP و من با هیچ کی کار ندارم و کسی با من کار نداشته باشه اعلام بیطرفی کرد !!!
( البته تمرکز رضاخان بیشتر روی زن دادن ولیعهد و پاگشا کردن عروس مصریش بود )
🔹این وسط هیچ کی این بیطرفی رو به کتفش حساب نکرد و به سبب خوش خیالی و پرت بودن پهلوی چی ها از معادلات دنیا، اجنبی ها مثل پشگل از شرق و غرب و شمال و جنوب ریختند تو مملکت !!!
ایران هم این وسط
هم اشغال شد
هم شاهش تبعید شد
هم دچار قحطی و گرسنگی شد
و هم ایستگاه تاریخ گردید!!!!
🔹چرچیل و روزولت و استالین ، بعد از نشست تهران در آذر ۱۳۲۲ در حالی که برای نظم جدید جهان خط کشی میکردند به همدیگر قول دادند ، شش ماه بعد از جنگ سربازانشان از ایران خارج شوند !!!
🔹انگلیس و آمریکا ، سربازانشان را خارج کرده بودند ( البته مستشارانشون رو داخل ایران تو آب نمک گذاشته بودند ) ولی روسیه زیر بار نمیرفت و زده بود زیرش !
🔹ممدرضا هم که از خودش بخاری نداشت و هر روز از سفارت انگلیس و آمریکا آویزون میشد که چرا روس ها خالی نمیکنند !
🔹اوایل جنگ سرد بود و آمریکا هم نیاز داشت گربه رو دم حجله بکشه و شاخ روس ها رو بشکنه !
🔹 ترومن ( رییس جمهور آمریکا ) اولش یه اولتیماتوم سنگین به استالین داد که اگه بیرون نکشی، جنگ جهانی سوم رو راه میندازم !
با این حال روس ها گردن نمیگرفتند و دایورت میکردند!
🔹آمریکایی ها در پلن بعدی قوام السلطنه، ( نخستوزیر وقت ایران و برادر وثوق الدوله که ایران رو در قرارداد 1919 با جهارصدهزارتومن رشوه تقدیم انگلیسی ها کرده بود) رو فرستادند مسکو تا سر استالین شیره بماله !!!
🔹احمد قوام هم که با انگلیسی ها جیک تو جیک بود و هم با امریکا ، امتیاز نفت شمال رو به روس ها پیشنهاد داد و قرارداد قوام-سادچیکف(سفیر روس در تهران ) رو بست !!!
🔹شوروی که دید فشار آمریکا زیادشده و همزمان سرمست از بالا کشیدن نفت شمال ، سربازانش را از ایران کشید بیرون !
🔹البته روس ها هم اینقدر شاسگول نبودند و قبل خالی کردن تبریز و لِفت گروه دادن از ایران ، یک حکومت محلی به رهبری جعفر پیشه وری رو با یک میلیون اسلحه وسط تبریز کاشته بودند و در کردستان هم جمهوری مهاباد را به رهبری قاضی محمد تاسیس کردند !!!
🔹جعفر پیشه وری هم که با پشتیبانی روس ها کلنگ یک حکومت محلی بی خدا و پیغمبر وسط یکی از غیرتی ترین مناطق ایران رو زده بود ، مجلس درست کرد و ارتش راه انداخت و رژه میرفت و فیگور خودمختاری می گرفت !!!
🔹با تخلیه روس ها ،همزمان طبق نقشه آمریکا ، قوام هم استعفا داد و زد زیر همه چیز و در پلن بعدی با هدایت آمریکایی ها دو لشکر برای جنگ با کمونیست های خودمخنار راهی تبریز و مهاباد شد !!!
🔹پیشه وری هم که فهمید آمریکا پشت قصه هست ، هنوز جنگ شروع نشده قبل حمله ارتش پا به فرار گذاشت و رکورد رضاخان رو از ۴۸ ساعت به ۲۴ساعت ارتقا داد😂!!!!
🔹البته مردم هم زدند تو سرشون !
چون مردم تبریز دیندار بودند و این جماعت خدا پیغمبر حالیشون نبود !
🔹اما در مهاباد رهبران کردی بعد از یک مقاومت سنگین شکست سختی خوردند و محاکمه شدند و در ۱۰ فروردین ۱۳۲۶ در میدان چوارچرا مهاباد از دار آویزان شدند !
🔹بعد عملیات خروج شوروی ، ممدرضا که از اول تماشاچی و توسری خور بود خرکیف شد و سیس پادشاهی گرفت!!!
🔹البته ممدرضا رو تو بازی راه نمیدادن و غربی ها با احمد قوام بازی رو می بستن!!!
🔹باز هم البته ممدرضا هم بنده ی خدا در یک دنیای موازی دیگر بال بال میزد و سرش حسابی شلوغ بود و وقت نداشت روی این مسایل انرژی بگذارد !!!
چون تمام تمرکز اعلیحضرت روی پیچوندن فوزیه و مخ زدن پری دیوسالار بود و همه ی فسفرها در این مسیر دود میشد !!!
🔹باز هم البته ممدرضا قدردان و شکرگذار بود و مدام اینجا و اونجا میگفت که آمریکایی ها خیلی خر زورند و ما رو از زیر دندونای خرس های سیبری نجات دادند !!!!
🔹اینجای تاریخ بود که ممدرضا رسما از بغل فوزیه و پری به بغل آمریکا غش کرد و دیگه بیرون نیومد !
🔹@Hs_Land |تاریخاتور