eitaa logo
دانلود
هدایت شده از روان‌پریش.
یک عدد سامیارِ خودشیفته مشاهده میکنید :
یادش بخیر زینب یه دورانی بهم میگفت سامیار.
خیلی یهویی دلم براش تنگ شد - چیز لقش.
وای اره تو بلوغ که بودی بدجوری چیز میکردی - هیجده بلوغ نیستا.
نمیدوم چرا خودم دارم آبروی خودمو میبرم ولی شما نمیدونید اون لحظه خدا منو فقط رو پا نگه داشته بود‌. نمیدونم چند ساعت فقط راه رفته بودم چقدر پاهام خسته بود. انقدر خسته بودم که پامو برای قدم بر داشتن نمیتونستم بلند کنم. میکشیدم رو زمین:))
یادمه یه چیزی هم سوار شده بودین عکسشو میفرستیی
هدایت شده از - پاࢪادوکـس -
https://eitaa.com/pardox4/19066 راست میگی منظور نوجوانی بود کلا