نمیدوم چرا خودم دارم آبروی خودمو میبرم ولی شما نمیدونید اون لحظه خدا منو فقط رو پا نگه داشته بود.
نمیدونم چند ساعت فقط راه رفته بودم چقدر پاهام خسته بود. انقدر خسته بودم که پامو برای قدم بر داشتن نمیتونستم بلند کنم. میکشیدم رو زمین:))
#ناشناس
و منی که حسرت یکبار مشهد رفتن با مدرسه و دوستام قراره برای همیشه تو دلم بمونه :))
- :)