eitaa logo
دانلود
هدایت شده از | مُغْلقْ |
چو چاه‌ِ ریخته آوار می‌شوم بر خویش‌ که شب رسیده و ویران‌‌ترند بیماران‌... - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
آن مسافر كه سحر گريه در آغوشم كرد آتشم زد به دو تا بوسه و خاموشم كرد خواستم دست به مويش ببرم خواب شود عطر گيسوش چنان بود كه بیهوشم كرد معصيت نيست نمازی كه قضا كرد از من معصيت زمزمه هايی ست كه در گوشم كرد نيمه شبها پس از اين سجده كنان ياد من است آن سحرخيز كه آن صبح فراموشم كرد چه كلاهی به سرم رفت، كبوتر بودم يك نفر آمد و با شعبده خرگوشم كرد در عزاداري او رسم ِ چهل روز کم است ياد چشمش همهء عمر، سيه پوشم كرد - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
کششی که عشق دارد، نگذاردت بدین‌سان به جنازه گَر نیایی، به مَزار خواهی آمد - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
دوش گفتم ساقیا امشب چه داری؟ گفت: زهر ‌‌گفتمش کج کن قدح را، دید می نوشم نریخت... - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
پیش از آنی که بخواهی از کنارت می‌روم تا بدانی عذر ما را خواستن کار تو نیست.. - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
من رم کنم از عالم و تنها به وی‌ام رام او رام همه عالم و تنها ز منش رم - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
گر نیمه شبی مست در آغوش من افتد‌ ‌‌‌‌چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
دنیا غزلی داشت به کوتاهی یک عمر دلگیرترین مصرع آن زیستنم بود - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود ما را زمانه گر شکند، ساز می‌شویم - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم خواهی بدوز سینه‌ی ما خواه چاک کن - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
در نجف بودیم و باز از او نجف میخواستیم عقل حیران بود از آنچه عشق با ما می کرد - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
انگشت به لب مانده ام از قاعده عشق ما یار ندیده تب معشوق كشيديم.. - @Moqlgh