- Paradox -
عجب خوابی دیدی😂
با اون آهنگ پاندا کونگفو کاره چی بود ویچزو همچین چیزی
- Paradox -
با اون آهنگ پاندا کونگفو کاره چی بود ویچزو همچین چیزی
اگر بدونی من خواب چی دیدم.
ببین به مراسمی بود که نمیدونم چی بود و ما رفتیم اونجا و اونا فهمیدن که ما یواشکی به نت وصل بودیم. رفتیم یه جایی که استادیوم بود و این استادیوم از تا سرش یخ زده بود.(یه قسمت از تام و جری بود آب ریخته بودن رو زمین درجه هوا رو اورده بودن پایین آبا یخ زد؟ همونجوری دقیقا) صندلی ها همه تا روشون یخ زده بود و ما شبیه این ماشینای رالی که دور زمین رالی میچرخن، مثل پنگوعن خودمون رو لیز میدادیم رو این یخا و دور تا دور استادیوم رو میچرخیدیم. اول فکر کردیم مجانیه ولی بعدش فهمیدیم همونجوری که پینوکیو رفت شهربازی و بعدش خرش کردن، مارو هم داشتن خر میکردن و بعدش انداختنمون زندان😂😂
و سلول ها مون هم مثل فرار از زندان بود با این تفاوت که انفرادی بودن. من اصلا نمیتونستم کنار بیام اما دوستام سارا(سارای همکلاسیم) و فاطمه کنار اومده بودن با اوضاع من تو فکر فرار بودم. تایمای ناهار میرفتم پیش بچه ها میگفتم همچین پلنی دارم باید باهام همکاری کنید. اونام دمشون گرم باهام راه میومدن و من دست تو جیب بر میگشتم سلولم. از این کارایی که زندانیا میکردن، داد و ستد داشتیم برام یه سری جنس جور میکردن و یه جورایی کله گنده بودم تو زندان و البته زندانی موردِ علاقه اون مامورا😂 چون جزو پلن فرارم بود و باید توجهشون رو جلب میکردم.