پرتو اشراق
💚 #حـلقـہ_عشـاق {پاے درس بزرگان}
👌گره گشایی #شیخ_رجب_علی_خیاط(ره)
👣 شخصی به محضر مرحوم شیخ رجب علی خیاط رفت.
✋ و به او گفت من گرفتارم.زن ندارم، می خواهم ازدواج کنم. پول هم ندارم!
🌹شیخ گفت:
🔅برو شانزده دست غذا بخر و فقرا را اطعام کن، ان شاءلله مشکل تو حل خواهد شد!!
☝شخص به جناب شیخ گفت: آخر برای خرید این شانزده دست غذا هم پول ندارم!
🌹جناب شیخ گفت: برو قرض کن...!!!
💰شخص پولی قرض کرد و شانزده دست غذا خرید و مشکلش حل شد!!
⁉ از شیخ سوال کرد دلیل اینکه شما گفتید شانزده دست غذا چه بود؟!!
👌زیرا به بعضی ها می گویید به نیت پنج تن پنج دست غذا بخر و به فقرا بده! فرق من با آن ها چیست؟!!
🌹شیخ گفت:
🔅برای کار تو از حضرت ابوالفضل (ع) و حضرت زینب (س) هم کمک گرفتم.
📗 کیمیای محبت، ص ۴٨.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔 eitaa.com/partoweshraq
▶🆔 sapp.ir/partoweshraq
🌹✨ ای دل مددی، آمده ام بر در عباس
💚 تا بوسه زنم، بر حرم اطهر عباس
💚 باب قمر هاشمیان، باب بهشت است
🌹✨ نازم، به تجلای رخ انور عباس
🌐 @partoweshraq
#شعر
🕥💠📢💠 #منـبر؛ رسـانـہ شیعـہ
🎧 #بشنوید | #موعظه
⚠☪ حفظ دین در #آخرالزمان
🎙حجت الاسلام #احمدنژاد
🌐 @partoweshraq
🌹 #سواد_زندگی
🏙 سهم شما از زندگی پیشرفت کردن است.
🚶باید جلو بروید.
🌍 باید در این دنیا تغییری ایجاد کنید.
💪 ایستادگی کنید و بگویید:
☝من همین جا که هستم، نمی مانم.
🌟 من برای بهترین ها آفریده شده ام.
🕋 من بنده ی پروردگار بلند مرتبه هستم.
🌱 من در درونم بذر عظمت دارم.
✊ پس تلاش می کنم در جایی که هستم، تا آنجا که می توانم، بهترین باشم و می دانم که خداوند، مرا به آنجایی که باید، می برد.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔 eitaa.com/partoweshraq
▶🆔 sapp.ir/partoweshraq
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #ببینید
📢 این صدا از خرمشهر می آید...
🌐 @partoweshraq
پرتو اشراق
✈ در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بیتجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیهی سفر داشت.
قصد سفر به لندن داشت...
👤 به مسوول گمرک گفتم:
👈 «این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش. خیلی عزیز است».
👤 مسوول گمرک از من پرسید:
⁉ کی؟ همین آدم؟!
👤 گفتم: «بله. همین آدم»
👁 به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد
👌به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد!!
👥 از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد.
👌ظاهراً انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد!
🛫 توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم:
👈 «این آقا مهدی اخوان ثالث است».
👤 پرسید: کیه؟
👌گفتم: «شاعر است!»
👤 سری تکان داد و تظاهر کرد که او را میشناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید:
❓در تلویزیون کار می کند؟!
👌به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
🏢✈ در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام میخواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدیمان باشیم. اخوان منتظر بود.
💺توی یک صندلی فرو رفته بود.
👁 نگاهش می کردم. اصلاً به کسی نمیمانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
⏱ چهار ساعت انتظار را نمیشد نشست و دیدنی های «دیوتی فری شاپ» فرودگاه را ندید.
⌚مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم، شاعر پیر را آسوده دیدم.
👤 هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی.
👌دیدم هنوز مشغول همان «سیر بی دست و پا» است. با خودش است. در خودش است. غرق است.
👥 آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه «هارودس» را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همهی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدامشان احتیاجی ندارم!!
👤 اینجا اخوان مثل اینکه ندیده میدانست به چیزی احتیاج ندارد و بینیاز است.
💭 یادم آمد که او گفته است:
✒ «باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود باز هم شاعر بزرگی بود...
✒ عباس کیارستمی.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔 eitaa.com/partoweshraq
▶🆔 sapp.ir/partoweshraq