فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#⃣ اعتراف ژنرال ۴ستاره آمریکا درباره ماجرای نابود کردن ایران!
🔸ژنرال وزلی کلارک:
"قرار بود بعد از ۱۱ سپتامبر ما ۷ کشور را در ۵ سال نابود کنیم.
با عراق شروع میشد و بعد سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و درنهایت با #ایران به اتمام میرسید" #ایران_قوی #ایران_همدل
🔻هلاکت و بازداشت ۱۲ تروریست در سیستانوبلوچستان
🔹سخنگوی رزمایش عملیاتی شهدای امنیت: در ادامۀ اجرای عملیات پاکسازی در منطقه رزمایش امروز نیز تعداد ۳ نفر از تروریستهای مزدور دشمن به هلاکت رسیده و همچنین ۹ نفر دیگر دستگیر شدند.
🔹همچنین ۲ نفر دیگر از عناصر تیمهای تروریستی خود را تسلیم رزمندگان اسلام کردند.
🔹از ابتدای آغاز رزمایش در جنوب شرق کشور تاکنون ۱۵ تروریست به هلاکت رسیده و ۳۳ نفر از آنان دستگیر و همچنین ۲ نفر دیگر خود را تسلیم کردهاند. #وعده_صادق🚀
@parvaanehaayevesaal
مداحی_آنلاین_نماهنگ_سلام_فاطمه_پویانفر (2).mp3
3.99M
سلام فاطمه سلام مادرم
سلام کشتهی دفاع از حرم
#فاطمیه🔊
#فاطمیه_سلام_الله_علیها
محمدحسین #پویانفر🎙
@parvaanehaayevesaal
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☘ یکی از شهدای حزباللهست که داره میخونه:
😔"آره برم سره بره، نزارم هیچ حرومی طرف حرم بره"
☘یه صلوات برای شهید احمد دقماق و شهدای راه حق و حقیقت بفرستیم؟❤️
به قول شهید ابومهدی المهندس : فارسی زبان مقاومت است .
#سید_حسن_نصرالله💔
#وعده_صادق #لبنان🚀
@parvaanehaayevesaal
#رسانه سازمان تبلیغات اسلامی: بازگشت غذاهای حرامگوشت به فهرست اسنپفود
🔹تبیان نوشت: با وجود حذف موقت برخی از این غذاها در یک سال گذشته از فهرست فروش آنلاین، اکنون شاهد بازگشت مجدد بسیاری از آنها هستیم. در مناطق شمال و غرب تهران، بسیاری از رستورانها این غذاها را دوباره وارد فهرست خود کردهاند و حتی برای فرار از توجه عمومی، از نامهای متفاوت استفاده میکنند. به عنوان مثال، "کرب" به جای خرچنگ و "کالاماری" به جای ماهی مرکب به کار میرود.
🔹طبق نظر #مراجع تقلید خوردن گوشت صدف، خرچنگ (کرب)، هشتپا، لابستر و ... حرام است #ایران
@parvaanehaayevesaal
10.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عکس العمل خانم کشفِ #حجاب به آهنگ یاران چه غریبانه....🕊❤️🔥
🙏لطفا حتما تا انتها ببینید و دل های آماده رو دریابید و بی تفاوت از کنارشون رد نشین #وعده_صادق
@parvaanehaayevesaal
6.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 فرمانده پیشین نیروهای مستشاری ایران در سوریه: #وعده_صادق ۳ حتما متفاوتتر از وعده صادق ۲ خواهد بود. #ایران_قوی #ایران_همدل
@parvaanehaayevesaal
🔴 کمبود شدید پتو در سوز سرمای لبنان؛ خیرین باغیرت برای تامین هزینه و توزیع فوری پتو در لبنان یاعلی بگید
▪️فعالیت های جبهه جهانی شبابالمقاومة در امور #لبنان با هماهنگی دفاتر رسمی حزبالله لبنان در قم و بیروت انجام میشود.
◽️جهت کمک به تامین پتو برای مردم بیپناه لبنان و امور اجتماعی مربوطه کمکهای خود را به بنام «جبهه جهانی شباب المقاومة» به این شماره کارت واریز نمایید.
👇👇
۶۰۳۷۹۹۷۷۵۰۰۰۴۳۴۴📞 شماره تماس جهت دریافت سایر کمکها و سوالات شما: ۰۹۱۰۹۳۱۷۸۴۷ #ایران_همدل #سید_حسن_نصرالله @parvaanehaayevesaal
🔻 امروز شبکه میر روسیه به شتاب ایران وصل میشود
🔹ظهر امروز و با حضور رئیس کل بانک مرکزی، رسماً شبکه میر روسیه به شبکه بانکی ایران (شتاب) وصل خواهد شد.
🔹با اتصال شبکه میر روسیه به شتاب ایران، کارتهای ایرانی در خودپردازهای روسیه قابل استفاده خواهد شد. بنابراین هر فردی میتواند وجوه خود را از کارتهای ایرانی به صورت روبلی از خودپردازهای روسیه دریافت کند.
🔹همچنین اتباع روسیه در ایران نیز میتوانند در مرحله دوم این پروژه از این امکان در ایران بهرهمند شوند و در مرحله سوم، کارتهای شتاب #ایران در پذیرندههای فروشگاههایی روسیه قابل استفاده خواهد بود. #وعده_صادق #ایران_قوی
@parvaanehaayevesaal
پروانه های وصال
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_صد_سی🎬: ابلیسک به همراه جنودش وارد معبد بابل شد، چند جن را به خو
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_صد_سی_یک🎬:
سمیرامیس هم وارد اتاق شد و روی کرسی طلایی رنگی که کنار تختخواب نمرود به چشم می خورد، نشست، او ساعتی قبل با اجنه ای که همیشه در خدمتش بودند ارتباط گرفته بود و حرفهایی شنیده بود و اینک در خواب هم همان حرفها به او القاء شده بود.
جمعشان جمع بود که آزر لب به سخن گشود، ابتدا از ترتیب قرار گرفتن ستارگان در آسمان و پیامی که در پی داشتند گفت و سپس از رمز گشایی این ترتیب گفت و در آخر به نمرود هشدار داد که قرار است نطفه کودکی منعقد شود که حکومت بابل را در هم میشکند و بساط بت پرستی را بر میچیند.
نمرود با حالتی افروخته رو به آزر گفت: راه حل چیست؟!
آزر می خواست حرفی بزند که سمیرامیس گفت: نباید بگذاریم اصلا این نطفه منعقد شود.
آزر سری تکان داد و گفت: بلی! تنها راهش همین است! از تولد این کودک جلوگیری کنیم.
نمرود با ضربه ای ناگهانی پتو را به کناری پرتاب کرد، از جا بلند شد و همانطور که لباس ابریشمین و فاخرش را صاف می کرد، دستانش را پشت سرش حلقه کرد و شروع به قدم زدن نمود و بعد از یک دور که عرض اتاق بزرگ خواب را پیمود، جلوی پنجره مشرف به حیاط قصر ایستاد و با صدای بلند فریاد زد: حکم می کنیم از فردا تمام مردهای این شهر را از زنانشان جدا کنند، مردها در یک قسمت شهر و زنها در طرف دیگر شهر، هیچ مردی حق ورود به قسمت زن ها را نخواهد داشت، این وضعیت تا برطرف شدن خطر انعقاد نطفه آن کودک ویران گر ادامه خواهد داشت و سپس رو به آزر کرد و ادامه داد: و تو ای کاهن اعظم و منجم حاذق! مأموری که هر لحظه اوضاع آسمان و ستارگان را رصد کنی و هر وقت این خطر رفع شد یا احیانا نطفه ای منعقد شد به ما خبر دهی...
آزر دست بر چشم نهاد و گفت: همان کنم که امر پادشاه بزرگ و قدرتمند بابل است و مطمئن باشید ما اجازه نخواهیم داد تا هیچ زنی در این شهر حتی بوی مردش را حس کند.
سمیرامیس لبخندی زد و گفت: این بهترین کار است.
آزر که حالا دستور را دریافت کرده بود اجازه مرخصی گرفت و از خوابگاه نمرود بیرون آمد.
آزر روی حیاط قصر بود که صدای آشنایی از پشت سر شنید: سلام جناب آزر!
آزر رویش را برگرداند و قامت دامادش تارخ را که یکی از نگهبانان قصر نمرود بود دید.
آزر همیشه تارخ را دوست میداشت و او را برتر از تمام دامادهایش می دانست، چرا که تارخ اخلاقی بسیار نیکو داشت و انصاف و امانتداری تارخ زبانزد همه بود.
آزر ایستاد و گفت: و سلام بر تو ای تارخ شجاع و جوانمرد!
تارخ با تواضع قدمی پیش گذاشت و آرام گفت: چه شده که در این موقع شب به قصر آمدید؟! آیا اتفاقی افتاده؟!
آزر که همچون چشمانش به تارخ اعتماد داشت سرش را به گوش تارخ نزدیک کرد و آهسته گفت: اتفاقی نیافتاده، اما گویا قرار است بیافتد، مردوک بزرگ و علائم ستارگان اسمان خبر از انعقاد نطفه طفلی را می دهد که گویا مقدر شده بنیان حکومت نمرود را برکند، قرار است از فردا تمام زنان این شهر را از همسرانشان جدا کنیم.
تارخ نفسش را آرام بیرون داد و گفت: چه طفلی! و چه تصمیم خردمندانه ای...
آزر سرش را تکان داد و گفت: این راز را به کسی بازگو نکن و الان هم برگرد سر پستت...
تارخ سری تکان داد و گفت: خیالتان راحت به کسی نمی گویم، ممنون که مرا امین خود دانستید.
آزر همانطور که از تارخ دور میشد زیر لب زمزمه کرد: باید از فردا سخت تلاش کنیم.
تارخ همانطور که با قدم های شمرده به مکان نگهبانی اش بر می گشت، سرش را به آسمان بلند کرد و گفت: خدا را شکر، بالاخره کسی خواهد آمد تا بساط بت پرستی را براندازد و خداوند خوب می داند که چگونه پیامبرش را از مکر اینان حفظ کند.
تارخ و همسرش بونا(نونا) هر دو یکتا پرست بودند، اما به خاطر حفظ جانشان تقیّه کرده بودند و در سرزمین بابل کسی نمی دانست که بونا دختر کاهن اعظم بابل و تارخ داماد او، به دین یکتا پرستی هستند.
ادامه دارد...
📝به قلم:ط_حسینی
🌕✨🌕✨🌕✨🌕✨