eitaa logo
بیت الحسن(پایگاه تخصصی شعر سبک مقتل )
409 دنبال‌کننده
18 عکس
6 ویدیو
15 فایل
❌ انتشار مطالب همراه با نام شاعر و ذکر صلوات جهت تعجیل فرج و سلامتی آقا امام زمان (عج)❌ 🔷وقف زهراست همه گریه ما حَسنیه است حُسینیه ما 🔷
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 نخ نما شد بدن بی زره ات واویلا 💢 از رجز های تو در دشت تلاطم شده است سایه ی هر چه حرامی ز حرم گم شده است خاک پای تو شراب ست شراب ست شراب نرسیده است به پابوسی پای تو رکاب جلوه ات نیم حسین است و حسن نیم دگر شده ای جمع ابالفضل و علیِ اکبر آمدی تا که حسن خوب تماشا بشود قامت عایشه خواهان زمین تا بشود می چکد از دهنت شهد عسل قاسم جان بده بر زندگی یک ذره محل قاسم جان کوفه لرزید زمان رجز شبگیرت می چکد خون خوارج ز دم شمشیرت از علی پر شده ایمان چنان کوه شما عمه می میرد از این قامت مجروح شما سنگ ها یاد مدینه به تنت می بارند نیزه ها خوب هوای بدنت را دارند پنجه ای دست به گیسوی کمندت کرده از سبک وزنی تو نیزه بلندت کرده مانده بر پیرهنت نقش سم مرکب ها نخ نما شد بدن بی زره ات واویلا باز کن زخمی من چشم به رویم قاسم پا مکش بر جگرم پاره گلویم قاسم ✅حسن کردی محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 نذری ماه محرم همه لطفِ حسن است 💢 تا دخیلِ پَرِ دامان حسن می‌گردیم خیس از شُرشُرِ بارانِ حسن می‌گردیم ماه و خورشید به دورِ سرمان می‌چرخند تا که دورِ سرِ طفلانِ حسن می‌گردیم اَشهدُ اَنَّ حسن  قبلِ تولد گفتیم ما در اسلام ، مسلمانِ حسن می‌گردیم ما دوصد بار اگر باز به دنیا آییم باز هم مومنِ قرآنِ حسن می‌گردیم نوبتِ ما نشود ، بسکه ملائک هستند لطف زهراست که قربانِ حسن می‌گردیم نذری ماه محرم همه لطفِ حسن است ما  حسینی فقط از نانِ حسن می‌گردیم مذهبِ عشق تماشای حسین است و حسن در بهشت آنِ حسین آنِ حسن می‌گردیم از حسین است که بالای حسن داد کشید ما اگر پاره گریبان حسن می‌گردیم همه جا رفته و گشتیم  همین فهمیدیم همه‌ی عمر در ایرانِ حسن می‌گردیم آرزو نیست رجز نیست یقینم این است همه یک روز در ایوان حسن می‌گردیم ✅حسن لطفی محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 چنان بجنگ که عموت یاد مجتبی کند 💢 رسید وقت آنکه جان خویش را فدا کند به وعده‌ای که کرده بود با پدر وفا کند زمان رفتنش رسید و نجمه گفت قاسمم! چنان بجنگ که عموت یاد مجتبی کند بدون هیچ واهمه به جنگ رفت با کفن نشد برای او زره حسین دست و پا کند خدا نیاورد یکی از آن حرام‌زاده‌ها عروسی دو تا امام‌زاده را عزا کند همینکه دید دوره کرده‌اند این یتیم را حسین گفت مادرش بیاید و دعا کند خدا کند دعای نجمه را خدا روا کند خدا کند خدا کند خدا کند خدا کند به سوی خال هاشمی او هدف گرفته‌اند خدا کند هر آنکه سنگ می‌زند خطا کند اگر که بند بند پیکرش ز هم جدا شود محال ممکن است که حسین را رها کند به زیر سم اسب‌ها چنان شکست سینه‌اش رمق نداشت تا عموی خویش را صدا کند حسین جسم پاره را چنان گرفته در بغل کسی نمی‌تواند این دو را ز هم جدا کند ✅آرش براری- محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 سیزده سال برایت پدری کردم حیف 💢 خواستم وقتِ تقلایِ تو با شم که نشد با کمی آب پذیرایِ تو باشم که نشد هم جوانمُرده‌ام و هم که خجالت زده‌ام کاش می‌شد که فقط جایِ تو باشم که نشد باد انداخت نقابت  حسنم را دیدم خواستم گرمِ تماشای تو باشم که نشد سیزده سال برایت پدری کردم حیف وقت آن بود که بابایِ تو باشم که نشد آمدی ناله کنی  روی لبت نعل زدند آمدم موقعِ بلوایِ تو باشم که نشد سیزده بار تو را نعل بهَم زد ، گفتم مانع خُردیِ اعضای تو باشم که نشد تا سرِ شانه‌ام انداختمت باز شدی خواستم قدِّ سراپای تو باشم که نشد ✅حسن لطفی -محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 با خط مجتبی عمویت هم مجاب شد 💢 آخر دعای رفتن تو مستجاب شد جان عمو برای تو قلب من آب شد من دل نداشتم که اجازه دهم بری با خط مجتبی عمویت هم مجاب شد وقتی سوار اسب شدی من دلم شکست گویا حسن به هیمنه پا در رکاب شد جای حسین و جای علی جای مجتبی یکباره بغض لشگری با تو حساب شد شد جابه جا به سینه ی تو چند استخوان تقصیر تو نبود و عمو بی جواب شد اینها برای روی تو ابرو نذاشتند دیگر شمائل حسنی ات خراب شد ✅مجید احدزاده-محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 تا که دیدند یتیم حسنی خندیدند 💢 سنگ‌ها بر سرِ تو مرثیه خوانی کردند نیزه‌ها زار زدند اشک فشانی کردند فصلِ خندیدنِ تو بود نه گُل چیدنِ باد چهره‌ات را چقدر زود خزانی کردند نجمه در خیمه رویِ دامن زینب اُفتاد عمه را اینهمه زخمِ تو کمانی کردند پا مکش روی زمین ، جان به لبم آورده آنچه با روی تو نامردمِ جانی کردند تا که دیدند یتیم حسنی خندیدند دوره کردند و چه بد سنگ پرانی کردند هرچه کردند حریفت نشدند و آخر تشنگی و نظر و نیزه تبانی کردند خوب پیداست از این وضعِ بهم ریخته‌ات اسب‌ها رد شده و سینه تکانی کردند ✅حسن لطفی محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔶🔷🔶🔷 💢 صاحب عزایِ امشب دیده ست داغِ قاسم(ع) 💢 امشب میانِ روضه، جانانِ من می آید دیگر مگر به قلبم، درد و محن می آید؟! مهمانِ بزم ِ امشب والله میزبان است فرمانروا... امیرِ اربابِ من می آید پرچم، کتیبه، بیرق؛ رفتند پیشوازش حاجت بیاور ای دل، امشب حسن(ع) می آید صاحب عزایِ امشب دیده ست داغِ قاسم(ع) داغش محرّم است از داغِ کهن می آید آتش گرفته جانش در روضه های کودال با ذکرِ "ای شهیدِ دور از وطن" می آید بسکه حسن(ع) عزیز و جانِ دلِ حسین(ع) است زینب‌(س) به دل-تسلی، مشکی به تن می آید وصفِ نبردِ قاسم(ع) دارد حلاوتی ناب دارد به جنگِ أزرق(لع) شمشیر-زن می آید بر پیکرش زره نیست وقتی برایِ یاری- از آن تنی که در خون؛ شد بی کفن می آید! ✅مرضیه عاطفی- محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 قاسم که بودم حال قسمت قسمتم من.. 💢 پا میکشم برخاک آخر نا ندارم.. باید که برخیزم توانش را ندارم یک یک تمام دنده هایم را شکستند آنقدر تا خوردم که دیگر جا ندارم روی تن من دو قبیله جنگ کردند پس حق بده دستی ندارم پا ندارم نام حسن را بردم و هی سنگ خوردم یک صورت سالم اگر حالا ندارم ناله زدم اما دهانم را گرفتند هم صحبتی جز سم مرکبها ندارم هرقدر که میشد برایت قد کشیدم تا که نگویی خوش قد و بالا ندارم میخواستم دیگر به تو بابا بگویم میخواستم لب وا کنم اما ندارم! قاسم که بودم حال قسمت قسمتم من.. واضح تر ازاین که شدم معنا ندارم مثل قباله پاره پاره هستم اما یک بوسه بررویم بزن امضا ندارم دیگر جوانان بنی هاشم نداری ای بی کس من اکبر و قاسم نداری ✅سید پوریا هاشمی-محرم۱۴۰۲ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠 💢 سبک زمزمه حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام  💢 خواستم بمونی ولی خودت نزاشتی پیش بابات حسن به روم نیار،  زره نداشتی علی زره داشت خرد شده مثل شیشه تو که بدون جوشنی ، ببین تنت چی میشه ولی تو ریز نشدی کشیده تر شده تن تو ولی تو ریز نشدی زحمت نداره بردن تو ولی تو ریز نشدی فرق داره نیزه خوردن تو   عزیز خیمه زدنت ، توام به خون نشسته شدی زدنت  ، یه استخون شکسته شدی ... ♦️بند دو ای شاخ شمشاد برات رمق نزاشتن با خون روسرت ،  روی موهات حنا گذاشتن غریت همینه آره همینه تقدیر تو رو با سنگ ازم گرفتنت باباتو با تیر تقدیر نوشته برات خونی بگیرمت به بغل تقدیر نوشته برات رو نی بری به ماه عسل تقدیر نوشته برات شکسته جون بدی به اجل   عزیز خیمه روی خاک ، مثل عسل شده بدنت قربون ، نفس نفس نفس زدنت ✅ناصر دودانگه محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠 💢 سبک زمزمه حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام  💢 اشکای منو ببین _ پاتو هی نکش زمین میبینی چه طعنه ها _میشنوم از اون و این دیدمت به خاطرم _ گریه میکنی میگی این عمومه لااقل _ ناسزا بهش ندین به خون تپیده پاشو بهت بگم عموت چیا شنیده میگن حسین بچه ها رو به جنگ‌ کشیده حتی به گوش حرم این حرفا رسیده به خون تپیده بهم بگو چجور شده قدت کشیده مگه با اسبش کسی رو‌تنت دویده پا شو بریم تو قد شکسته من خمیده ♦️بند دوم اومدن برا کمک _ مادر و برادرم اما بین خیمه ها _کاش بمونه خواهرم حالا بعد تو‌به کی _ بسپرم سکینه رو داری میشنوی صدا _ ناله هاشو از حرم ای سر شکسته سر تو مثل پهلوی مادر شکسته مادری که پهلوشو میخ در شکسته بازوشو‌هم غلاف چل نفر شکسته ای سر شکسته مادر مونو غصه‌ی حیدر شکسته حرمتشو مدینه اینقدر شکسته که میدوید سراغ بابا پر شکسته ✅وحيد عظیم پور-بهرام صیادی محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠 💢 سبک زمینه حضرت قاسم بن حسن علیه السلام  💢 "سربند" یا ثاراللهِ و بن ثاره قلبم از عشق تو بی قراره یه تسبیح - تربت باهامه ضریح تو - میون دستامه دلم تنگه - شاهد این حرفام - بارون اشکامه فدای خشکی لبات / حسین جان ۳ جوونی ما به فدات / حسین جان ۳ کی میبریم به کربلات حسین جان ۳ الهی جونم به فدات // حسین جان ۳ ♦️♦️ احلی من عسل رو چشیدم میبینی عمو چه قد کشیدم زیر سم مرکب افتادم همینکه تو شنیدی فریادم  خداروشکر عمو حسین جانم رسیدی  بدادم من نوه ی امیر مومنینم  عمو جان عمو جان سینه زن شهیده ی مدینه م عمو جان عمو جان  شکسته مثل مادر تو سینه م عمو جان عمو جان ♦️♦️ کشیده قاتل موتو قاسم نیزه بست راه گلوت و قاسم از این سمت به اون سمت صحرا  میکشیدن تور رو با این اسبا عزیز من ،  ببین چی اومد به ، سر تو  واویلا قاسم من ای گل نوجونم  عزیزم عزیزم تو قد کشیدی یا که قد کمونم ؟  عزیزم عزیزم غصه ی تو برده همه  توونم عزیزم عزیزم . ✅داوود قاضی محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 در کرم مانند بابا قاسم ابن المجتبی 💢 حضرت عالی اعلی قاسم ابن المجتبی در مقام مدح والا قاسم ابن المجتبی سیزده ساله ولیکن مظهر فرزانگی اُسوه ی ایمان و تقوا قاسم ابن المجتبی محضرش هرگز نمی‌خواهد که لب را وا کنی در کرم مانند بابا قاسم ابن المجتبی مردها را زنده کردن اولین اعجاز او از مریدانش مسیحا قاسم ابن المجتبی اشک بر خون خدا دست علی اکبر است روزی اشک حسن با قاسم ابن المجتبی مثل پروانه به گرد عمه زینب می پرد غیرتی مانند سقا قاسم ابن المجتبی نوکر او را حسن محشر شفاعت می کند گر کند یک غمزه تنها قاسم بن المجتبی معنی لفظ شهادت را به ” احلی من العسل ` جور دیگر کرده معنا قاسم ابن المجتبی طرز پیکارش مرکب از حسین و از حسن شیوه رزمش معما قاسم بن المجتبی تا به لشکر می زند دشمن فراری می شود در رگانش خون مولا قاسم بن المجتبی نعره زد ان تنکرونی ، وارث شیر جمل در دو عالم نیست الّا قاسم بن المجتبی کشتن ازرق برایش دستگرمی بوده است دشمنان را کرد رسوا قاسم ابن المجتبی تا قیامت برندارم سر از این مستی که شد باده ریز کاسه ما قاسم ابن المجتبی من تمام نسلم اندر نسل سائل بوده‌اند نسلش اندر نسل آقا قاسم ابن المجتبی شک ندارم گوشه چشمش به آنی می کند دردهایم را مداوا قاسم بن المجتبی ذره ای باکی برایم نیست از روز جزا شافع نوکر به فردا قاسم بن المجتبی (((( نام باب اصلی صحن حسن را می‌زنیم بر طلا با خط زیبا قاسم اب المجتبی )))) آنقدر من را خدا حاجت روایم کرده است هر زمانی گفته ام یا قاسم بن المجتبی ارث برده از پدر این غربت جانسوز را بی حرم گشته است حتی قاسم بن المجتبی شد تنش از زخم تیغ و تیر و شمشیر و سنان عاقبت هم سطح صحرا قاسم بن المجتبی مثل یک موم عسل در زیر مرکب قد کشید بهر قتلش گشت بلوا قاسم بن المجتبی اربا اربا شد علی اکبر ولی بابا رسید لحظه جان دادن اما قاسم بن المجتبی... ...بر سر نعشش عمو مثل عقابی سر رسید گفت با او : دیده بگشا قاسم بن المجتبی پاسخی نشنید و با چشمان تر گفتا حسین : پیش بابا رفته گویا قاسم ابن المجتبی ✅ عرفان ابوالحسنی محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢  آن سو عزادار عزایش مادرش بود  💢 نیزه پس از نیزه میان پیکرش بود خنجر پس از خنجر میان حنجرش بود این سو حسین ابن علی خون گریه می کرد آن سو عزادار عزایش مادرش بود آن گاه که بر پهلویش می خورد نیزه تصویر زهرا پیش چشمان ترش بود بی شک میان جسم او راهی نمی یافت شمشیر اگر از معرفت چیزی سرش بود قاسم به زیر دست و پای یک سپاه و شمر لعین مشغول مدح لشکرش بود با این همه سختی ، خدا را شکر در دشت تنها نبود و شاه بالای سرش بود  ✅شهریار سنجری- محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/Paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠 💢 سبک زمزمه حضرت قاسم بن حسن علیه السلام 💢 رفتی همه اینو‌ بدونن که یلی لفظ اومدی حالا شبیه عسلی ... مثل حسن جون میدی و تو بغلی ... گفتی عمو یل تو جوشن نمی خواد چی شده که نفس تو در نمیاد ... دیدی عمو چه کاری سنگ دست تو داد ... پاهات داره رو خاکا کشیده میشه ... صدای استخونات شنیده میشه ... تو تشییعت باباته که دیده میشه ♦️♦️ از بدنت داره میره جون حسن دست حسین پر شده از خون حسن قبل عموت تو شدی مهمون حسن سنگا شدن نقل دومادی  رو سرت بی کسی ریخت از بدن بی سپرت قد کشیدی خالیه جای پدرت ... یتیم گیرت آوردن دل بابات سوخت ... تو حسرت یک بوسه بودی،  لبات سوخت چشات هنوز باز بود، آی دلم برات سوخت ... ✅ناصر دودانگه-محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠 💢 سبک زمینه یا شور حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام 💢 اینقدر پا نکش رو خاکا پیشِ عمو از عمو گفتنت شرمنده میشه عمو دست و پا که زدی افتادم یاد حسن تا حرم میشه تابوت تو آغوش من تو بغلِ عمو ای "اَحلی مِن عسلِ"  عمو می برم تنت رو میخونم قصیده شد غزل عمو ای ماهِ نازنین می برمت خیمه دلغمین توو آغوشمی اما پاهات کشیده میشه رویِ زمین رفتی از دست من واویلا ای یتیم حسن ♦️♦️ دست قاتل دیدم افتاده بر مویِ تو پیش من میکشه خنجر به گلویِ تو میدونم ساعتی بعد میشه رأست جدا وعده‌ی ما دوباره با هم رو نیزه ها با هم ای خونجگر با قافله میشیم همسفر پیکر ها مون عریان بر زمین سرها رو نیزه با چشم تر با هم ای تشنه کام همسفر میشیم تا شهر شام امان از کوچه های یهود امان از سنگای روی بام رفتی از دست من واویلا ای یتیم حسن ✅میثم مؤمن نژاد-محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠 💢 سبک زمینه یا زمزمه حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام 💢 آروم آروم - روح از تن رفت وقتی قاسم - بی جوشن رفت پیش چشم - عمه زینب قد می کشی - زیر مرکب سینت سنگین شده عمو / آه از بی رحمی عدو افتادی زیر دست و پا / خوردی نیزه از همه سو ای یادگار مجتبی ۴ ♦️♦️ پات می کشه - روی زمین پاشو حال - منو ببین سینت زیر - نعل اسبا زیر لبت - می گی بابا موهات دستِ یه بی حیاس / غصه مگه یکی دو تاس پیکرِ غرقِ خون تو / رو خاک داغ کربلاس ای یادگار مجتبی ۴ ✅احسان نرگسی محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 مناجات محرمی با امام زمان (عج) در شب ششم محرم 💢 در پشت ابر، یکسره ماه خدا نباش دیگر امام عصر، تو از ما جدا نباش در خیمه های بی کسی خود چه میکنی دائم اسیر غربت بی انتها نباش بر پلک های زخمی خود یک امان بده باران خون  ِروضه ی صبح و مساء نباش باید خودت برای ظهورت دعا کنی دلخوش به این دعای پر از ادعا نباش حق را قسم به قاسم مظلوم می دهم یارب به هجر یوسف زهرا، رضا نباش قاسم تو را صدا زده در زیر دست و پا در کوه و دشت، منتقم کربلا نباش آمد حسین و گفت: عزیز  ِبرادرم صدها هلال؛ ای قمر مجتبی نباش با نعل تازه موی سرت شانه خورده است ماه منیر نجمه، پر از ردّ پا نباش چون مادرم به صورت زخمت بزن نقاب اسباب داغ  ِروز و شب عمّه ها نباش هر سو کشانده اند تو را نعل اسب ها مانند جسم اکبر من، هر کجا نباش ✅علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)محرم۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 مناجات با امام زمان (عج) در شب محرم الحرام 💢 دریای غرق عصیان، گوهر نیاز دارد این مرغ پرشکسته، به پر نیاز دارد جرم و خطای من را دیدی و باز گفتی حداقل به صدها، دفتر نیاز دارد شد غیبتی که کردم، منجر به غیبت تو رفتار زشت من به کیفر نیاز دارد محتاج خانه ی تو جز در زدن بلد نیست اینجا گدا به نان نه! به در نیاز دارد آقا شدی بگیری دستان خالیم را آقا وگر نه کِی به نوکر نیاز دارد این طفل گریه کن را، فوراً بخر ضررکن من را برای روضه مادر نیاز دارد جز آه، در بساطم چیزی ندارم اصلاً سینه همین گهر را محشر نیاز دارد حاجت زیاد دارم، اما مُهم حسین است نوکر همیشه حال مضطر نیاز دارد قاسم غم حسن را، احلی من العسل کرد با خویش گفت عمویم لشکر نیاز دارد جای زره کفن داشت، جای کلاه، عمامه هم شکل مجتبی شد، منبر نیاز دارد او را زدند اما، در تیررسْ حسن بود در زیر نعل تازه سنگر نیاز دارد او کاکل خودش را در دست دشمنش داد تا که نبیند عمه، معجر نیاز دارد ✅رضا دین پرور محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 قاسمش جای رجز فرمود انا ابن الحسن 💢 ما حسینی گشته‌ایم از قبلِ دنیا با حسن ما خودِ کرببلا هستیم اما با حسن هرکه گرید بر حسن در وقت گریه بر حسین طور دیگر قُرب دارد پیش زهرا با حسن هست در نام حسن جان، هم جلال و هم جمال من زیارت می‌کنم  هر پنج‌تن را با حسن یک کریم از هرچه دارد هر دو عالم کافی است کارِ ما اُفتاده است امروز و فردا با حسن من‌که هرچه درد دیدم شد مداوا با حسین من‌که هر بیچاره دیدم گشت آقا با حسن کم اگر آورده‌ای در دخل و خرج خانه‌ات کاروبارت می‌شود تنها مُهیا با حسن گاه‌گاهی شمع روشن کن به سقاخانه‌ای نذر کن روز فرج را پیش آقا با حسن نذر کن باهم حرم سازیم بر خاک بقیع پیش  قبر فاطمه آییم آنجا با حسن ترس در این سیره هرگز جای اظهاری نداشت یک طرف دنیا و ظلمش یک طرف ما با حسن گفت: لا یوم... و در و دیوار با او گریه کرد روضه خوانی پا گرفته از همانجا با حسن حجره‌ی او شد حُسینیه حسینش مستمع قبل عاشورا محرم گشت پیدا  با حسن قاسمش جای رجز فرمود انا ابن الحسن تا به هم ریزد سپاه کفر تنها با حسن ارزق شامی زمین اُفتاد قاسم نعره زد کربلا کامل نمی‌گردید الا با حسن روز محشر هرکسی دنبال آقاییست؛ کاش مادرش آنجا صدا می‌کرد ما را با حسن هر که گرید زیر این خیمه یقیناً می‌شود... مادرش زهرا سلام‌الله علیها با حسن ✅حسن لطفی ۱۴۰۳/۰۴/۲۰ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 حریف او چو نبودند دوره اش کردند 💢 ستاره بود که راهی آسمان شده بود عزیز نجمه در آن بزم جان‌فشان شده بود عروس قافله مبهوت از شتابش بود زمان رفتن داماد کاروان شده بود چقدر شکل نبردش شبیه استاد است علی اکبر و عباس توامان شده بود نقاب چهره‌اش افتاد، ضجه زد دشمن خبر رسید به فتنه؛ حسن جوان شده بود اشاره کرد به ازرق؛ نبرد شد خندق شبیه حیدر کرار پهلوان شده بود حریف او چو نبودند دوره اش کردند دلاوریش بر آن کافران گران شده بود مگر نه اینکه به داماد نقل می‌پاشند ولی به قامت او سنگ‌ها روان شده بود چقدر نیزه به پهلوش رفت و آمد کرد شبیه فاطمه انگار امتحان شده بود به آن نبرد اگر چه دوان دوان می‌رفت ولی به خیمه عروجش کشان کشان شده بود ✅سید محمد حسینی(زخم حسینی)محرم۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 هر ملک با مجتبی فریاد جانم می‌کشید 💢 هر طرف میداد جولان مرکب و شمشیر را لرزه میانداخت جان هر جوان و پیر را هر ملک با مجتبی فریاد جانم می‌کشید تا که سر می‌داد قاسم نعره‌ی تکبیر را قدرت بازوی او دربند بازوبند بود باز کرد از دست شیری نامه‌ای زنجیر را نوغزال هاشمی می‌کَند نسل گرگ را گر عوض می‌کرد دستی از قضا تقدیر را در نبرد تن به صد تن هم هماوردی نداشت چون کند با یک سپر باران سنگ و تیر را نیزه‌ها انداختش هم از نفس هم از فرس نعل اسب و گل ندارد زحمت تفسیر را گرگ‌ها با زخم‌های کهنه از جنگ جمل می‌گرفتند از غزالی انتقام شیر را ✅حیدر توکلی T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 قاسم از لذت احلی من عسل می خندید 💢 مثل یک مرد که بر جنگ جهان می آید سیزده ساله چنان شیر ژیان می آید سیزده ساله ولی هیبت یل ها دارد در وجودش جگر حضرت سقا دارد از جمل خاطره داران همگی ترسیدند در رجز های پسر اصل پدر را دیدند جانْ حسن بود که تکبیر ابوفاضل شد مثل این است که تکثیر ابوفاضل شد کوفه از نام حسن مثل جمل می لرزید قاسم از لذت احلی من عسل می خندید بر لب اهل حرم نام حسن گل می کرد مادرش بر سر سجاده توسل می کرد ولی افسوس که از کینه امانش ندهند فرصت آه عمو جان به زبانش ندهند مثل آیینه ی بشکسته که صد قسمت شد زیر مرکب بدن تا شده بد قسمت شد لبش از داغی سر نیزه ی دشمن می سوخت بدنش را سم مرکب به زمین ها می دوخت تیر باران پدر هر که نرفته حالا سنگ باران پسر آمده در کرببلا جان نرفته است ز جانش که عمو جان آمد عطر جانش ز فراسوی بیابان آمد مرغ بسمل شده از درد به خود می پیچد با نسیمی بدنش روی زمین می ریزد زخم پهلوش گواهی ز بنی هاشم بود روی هر نیزه نشانی ز تن قاسم بود درد بی درد یتیمی ز تنش بیرون شد نیزه ای رفت ز پشت بدنش بیرون شد ✅حسن کردی محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 تا می فهمن یتیمی ، بد می زنن 💢 حرمله داره می بینه اشکاتو راز غصه هاتو برملا نکن اولین بار ازت چیزی می خوام زخم پهلومو فقط نگا نکن از خدا بی خبرا حیله شونه که دَم از دین محمد می زنن نمی دونم اعتقادشون چیه !؟ تا می فهمن یتیمی ، بد می زنن جدمون گفته که دستِ عاطفه رو سرِ یتیم محزون بکشن عوضش کوفیا می خوان از تنم تیر و نیزه شونو بیرون بکشن خیلی سنگین شده سینه م عموجون نفسم با درد سر بالا میاد خیلی آروم بغلم کن این دفه داره از استخونام صدا میاد! تازه فهمیدم که با مدینه هم یه شباهتایی کربلا داره دیگه می دونم به زهرا چی گذشت! دنده بشکنه مصیبتا داره می دونستن نوه ی فاطمه ام ! نامسلمونا چه بی هوا زدن ! از کبودی های زیر گونه هام معلومه منو مغیره ها زدن هر کی از بابام حسن دلخوری داشت سر قاسمش تلافی در آورد ! کاش نمی دیدی که سنگ کوفیا چه بلایی سر این پیکر آورد ! به علی چه حرفایی که نزدن ! قاتلام دنبال هتاکی بودن وسعت جراحتام نشون میده خیلی از دست علی شاکی بودن ✅ وحید قاسمی- محرم۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 عقده ها از پدرت را سرِ تو وا کردند 💢 چه بلائی سرت ای نورِ دو عین آمده است تیربارانِ حسن یاد حسین آمده است قرعه ی قائله انگار به اسمت زده اند سنگ، کم آمده از بسکه به جسمت زده اند سرِ لِه کردنِ جسم تو چه بلوا کردند عقده ها از پدرت را سرِ تو وا کردند سینه اَت خُرد شده، بسکه لگدمال شدی زیرِ این نیزه و شمشیر و سنان، چال شدی سیزده ساله ی بشکسته تنم، صبر نما ای شده کشته بجای حسنم، صبر نما بدن هیچ کسی اینهمه پر چین نشده هیچکس مثل تو، چون فاطمه گلچین نشده چو غزالی، گلوی نازکِ تو نحر شده صحن این دشتِ غم، از خونِ تو یک بحر شده چه بلوغی قد و بالای تو دارد، گُلِ من غارتِ گیسوی خونریزِ تو شد قاتلِ من بس مرا خوانده ای، از آهِ تو بیتاب شدم تشنه لب مانده ای، از شرمِ لبت آب شدم ناله ی آخری اَت، لحظه ی افتادنِ تو پیشَت آورد مرا، در دمِ جان دادنِ تو بغلت میکنم اما ز بغل می‌ریزی چقدَر از دهن ای مست، عسل می‌ریزی سوی معراج شدی، در برِ چشمِ ترِ من جای تو هست همان پیشِ علی اکبرِ من ✅محمود ژولیده-محرم۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 عمه‌ات دارد می‌آید اینقدر پا را مکش 💢 یا نداری جان، لبی بگشایی و آهی کشی یا عسل چسبانده قاسم‌جان لبانت را  به هم ای یتیم خانه‌ام رحمی به حال نجمه کن ریختی در خیمه‌ام گریه کنانت را به هم ناله‌ات می آمد اما پایکوبی داشتند ناله کردم که نریزید این امانت را به هم نذر کردم بین اَبرویت ببوسم بازهم حیف نعلی ریخت اَبروی کمانت را به هم شیر شد لشکر همین که دید قد و قامتت دوخت بر این خاک جسم خون چکانت را به هم عمه‌ات دارد می‌آید اینقدر پا را مکش با تقلایت نریزی عمه‌جانت را به هم کاش می‌شد که بگویم با حسن: حالا نیا آخ پاشیده است تیغی نوجوانت را به هم دشنه‌ای خوردی صدایت را به سینه قطع کرد نیزه‌ای نامرد پیچانده دهانت را به هم در میان سینه‌ات شن ریزه می‌بینم چرا وای ساییدند شن‌ها استخوانت را به هم ✅حسن لطفی ۱۴۰۳/۰۴/۲۰ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 یک نفر باید بگیرد چشم های نجمه را 💢 کشته ی نیرنگ هایی ای اسیر سنگ ها من خودم دیدم که دستت بود زیر سنگ ها سنگهایی محکم اند و سنگهایی خوش تراش دلخورم از ظلم ؛ ظلم بی نظیر سنگ ها مجتبای خیمه ام را از نفس انداختند بارش سنگین تعداد کثیر سنگ ها هر کجا شد می روم شاید تو را پیدا کنم می کشد سمت تو پایم را مسیر سنگ ها کاش تیر دشمنت می خورد قاسم جان به سنگ حیف روی صورتت میخورد تیره سنگ ها استخوان های ظریفت را به درد آورده اند ضربه های بی هوای سخت گیر سنگ ها تا دم آخر خودم دیدم که سنگت می زدند آه از احوالات سیری ناپذیر سنگ ها                        سنگ ها رفتند و می آید صدای نعل ها آه از افتادنت ...وای از بلای نعل ها ذکر یا عمّاه تو آتش به جانم می زند ناله هایت می رسد از لابه لای نعل ها تازه داماد حرم روی تو را بوسیده اند پر شده پیشانی ات از بوسه های نعل ها پاره ی جان عمو وقت مواسات من است می زنم بر صورت خود از جفای نعل ها زیر سم مرکب دشمن کش آورده تنت مانده از خون تنت بر جای جای نعل ها پای هر اسبی به خون صورتت آغشته شد سکه می گیرند اراذل در ازای نعل ها یک نفر باید بگیرد چشم های نجمه را بر تنت پیداست کلی رد پای نعل ها ✅علیرضا خاکساری محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 حسین از غم او ناله تا ثریا زد 💢 رسید روضه به روز ششم،حرم غوغاست میان خیمه ی اصحاب روضه الزهراست غزال هاشمیان دیده اش چنان دریاست به دست نامه ی بابا و قاصد باباست به روی لب فقط احلی من العسل دارد دلاوریِ حسن ریشه در جمل دارد رسیده خدمت ارباب و سر خم آورده ادب نموده و بارانِ نم نم آورده ز هق هقش گل نجمه،نفس کم آورده نسیم عطر حسن در محرم آورده لبان تشنه ی خود را به دست آقا زد حسین از غم او ناله تا ثریا زد شده ست عازم میدان دلاور خیمه و ریخت پشت سرش اشک لشکر خیمه حسین مانده دل آزرده بر در خیمه دوباره زنده شده داغ اکبر خیمه میان معرکه جولان او تماشائیست غضب نموده و طوفان او تماشائیست فتاد روی زمین،راه سینه اش سد شد و چند مرکب جنگی ز روی او رد شد شبیه موم عسل شد..جدا و ممتد شد خلاصه اینکه بمیرم…برای او بد شد زره نبود برایش..وَ سنگ باران شد به زیر سم فرس صورتش پریشان شد لگد که خورد به صورت،شکست دندانش رسید بر سر او مضطرب،عمو جانش بغل گرفت تن درهم و پریشانش فقط همین شده چاره..که رخ بپوشانش براش بردن او تا خیام مسئله شد دوباره داغ اضافه به قلب قافله شد ✅آرمان صائمی- محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 💢 در عزای شب ششم محرم الحرام 💢 داشت عشقِ نبرد؛ روز ازل پسرِ غیرتیِ شیرِ جمل سیزده سال از عمو آموخت جرأتی که نداشت مثل و بدَل گفت در چشم من شهادت هست- سخت شیرین! شبیه طعم ِ عسل إذن میدان گرفت مردانه داشت در سر، خیالِ خیرُالعمل غضبش ذوالفقارِ عریان بود رجزَش بود جانشینِ اجل از هجومش چقدر ترسیدند گرچه بودند مثل ازرق؛ یل جنگجویانِ مدّعی؛ حیران... دشمنانِ پیاده؛ مستأصل... یک نفر گفت بیچاره شدیم حمله اش را کسی کُنَد مختل نیزه باران شد و به خاک افتاد پیکرش شد اسیرِ قوم ِ دغل از حسن(ع) داشتند کینه به دل پسرش را زدند بینِ جدَل قاسم(ع) از حال رفت و جایِ پدر- آمد او را عمو گرفت بغل... جان سپرد و به جای آن همه تیر آب می خورد کاش حدّاقل! ✅مرضیه عاطفی محرم ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 میچکد از لب او باده ی سرخ حسنی 💢 غم او کی به دل سنگ و سیا افتاده؟ با غمش در دل ما نان و نوا افتاده هر که با ذکر کریمش شده همدم به یقین در دل چشمه ی شیرین بقا افتاده عطر گیسوی حسن میرسد اینجا نکند سر زلفش به کف باد صبا افتاده میچکد از لب او باده ی سرخ حسنی در دل ساغر او عکس خدا افتاده زلف او دام بلا باشد و صد شکر که دل از  ازل  در  دل  این  دام بلا  افتاده پیکرش فرش ستوران شده اما سر او کس ، نداند که در این دشت کجا افتاده جای دستان حسن زلف کمندانه ی او لای  انگشتِ  همه  حرمله ها  افتاده جسم او با زرهش دوخته در هم شده است مثل خیرات تنش در همه جا  افتاده ارباً اربا شده و روی زمین جا مانده پیکرش مثل علی روی عبا افتاده صورتش چون جگر پاره ی بابا سوخته زیر خورشید تنش بسه که رها افتاده دست ما کی و کجا بر سر زلفش خورده غم او کی به دل واله ی ما افتاده ✅سجاد احمدیان- محرم۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 غزل محبتی امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام 💢 جان دو جهان شد پدر این دو برادر هستیم فقط زیر پر  این دو برادر ... قربان حسین و حسن فاطمه رفتیم باشیم محب از نظر این دو برادر ... از نان پسر های کریمان همه خوردند شد باب کرامت ثمر این دو برادر از بی سرو پا سینه زن محترمی ساخت شد شامل ما هم هنر این دو برادر از در به دری صف محشر به امان است هرکس که شود در به در این دو برادر بی حرمتشان کرد فلک ورنه به دنیا صد پاره نمی شد جگر این دو برادر ما با جگر پاره نشستیم بمیریم ... در روضه ی سخت پسر این دو برادر ... قاسم که کش آمد ، علی اکبر که کم آمد یارب چه نیامد به سر  این دو برادر ... ✅ناصر دودانگه ۱۴۰۳ T.me/paygahsher Eitaa.com/paygahsher 🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷