eitaa logo
پیک صبا
15.7هزار دنبال‌کننده
27.7هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
روزی که این فکر به سرمون افتاد، تقسیم کار کردیم. قبلش سرگروه برای دوپینگ بیشتر در گوشمون آروم گفت: بچه‌های طرح نو+جوانه‌های صالحین پایگاه سکینه ، باید کارشون کارستون باشه! از طریق کانال خبری روستامون از خانم‌ها دعوت کردیم. با مداحان روستا هماهنگ شدیم تا در این کار خیر سهمی داشته باشن. مامان یگانه حلوا درست کرد و سوگل و مامانش خرما و نان تهیه کردن. اول زیارت عاشورا خونده شد. بعد هم به‌یاد آقا ابا عبدالله الحسین و شهدای اخیر عزاداری کردیم. بعد از میزبانی، گرما باعث نشد بریم لَم بدیم. با همه‌ی خستگی‌ها مسجد رو جارو زدیم و ظرف‌هارو شستیم. اون روز یکی از بهترین روزهای، تابستون بود. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نو+جوانه‌های پایگاه کوثر با شوق و انرژی دور هم جمع شده بودند. اول جلسه، آیات زیبای سوره قدر تفسیر شد؛ بچه‌ها با دقت گوش می‌دادند و هر کدام نکته‌ای در ذهن می‌نشاندند. بعد نوبت رسید به نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه؛ کلماتی که هم شیرینی خاصی دارند و هم عمق معنای زندگی را نشان می‌دهند. وقتی بچه‌ها جملات رو تکرار می‌کردند، حس می‌شد این کتاب‌ها فقط برای خواندن نیستند، بلکه برای زندگی کردن است. جلسه با تمرین سرود ادامه پیدا کرد؛ صدای هماهنگ نو+جوانه‌ها فضای مسجد را پر از طراوت کرده بود. این برنامه با همت مربی دلسوز، خانم زینب ببرکش، در قالب طرح شهید عزیزالهی برگزار می‌شد؛ طرحی که باعث شده لحظه‌های مسجد قائم پر از شور، یاد خدا و همدلی بشود و مسجد از رکود و بی‌خبری فاصله بگیرد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
زمان مناسبی بود برای شکوفایی استعداد های فردی‌شان. «خانم ملایمت» سرگروه پایگاه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها ، بچه‌ها را دورهم جمع کرده بود، تا دوباره ویژه برنامه‌ی تربیتی برای آن‌ها داشته باشد، این‌بار اما آشپزی بهانه‌ی این دورهمی بود. همه‌ی بچه‌ها با مشارکت هم و البته با کمک سرگروه شروع به درست کردن کیک کردند، در حین پخت کیک، خاطره تعریف می‌کردند و می‌خندیدند. در کنار برنامه آشپزی، خانم ملایمت داستان‌های قرآنی، برای متربیان تعریف می‌کرد، آخر برنامه بچه‌ها بابت برگزاری اوقات فراغتی بیادماندنی از سرگروه تشکر کردند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
صدای خنده‌ و سر و صدای بازی نو+جوانه‌های پایگاه قائم ناحیه شهر شور و حال خاصی در فضای ورزشگاه ایجاد کرده و احساسات پرشور آنان در جریان بازی دیدنی است. هر ضربه توپ، هر دویدن و سُر خوردن روی چمن و هر لحظه رقابت، بچه‌ها را به سمت رفاقت و مهربانی، انگیزه و تلاش و کارجمعی هدایت می‌‌کند. این برنامه هر هفته با استقبال بسیار خوبی از سوی جوانان و نوجوانان مواجه می‌شود و بچه‌ها طعم رقابت صحیح و سالم را می‌چشند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
زمان مناسبی بود برای شکوفایی استعدادهای فردی‌شان. «خانم ملایمت» سرگروه پایگاه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها ، بچه‌ها را دورهم جمع کرده بود، تا دوباره ویژه برنامه‌ی تربیتی برای آن‌ها داشته باشد، این‌بار اما آشپزی بهانه‌ی این دورهمی بود. همه‌ی بچه‌ها با مشارکت هم و البته با کمک سرگروه شروع به درست کردن کیک کردند، در حین پخت کیک، خاطره تعریف می‌کردند و می‌خندیدند. همچنین در کنار برنامه آشپزی، خانم ملایمت داستان‌های قرآنی، برای متربیان تعریف می‌کرد، آخر برنامه بچه‌ها بابت برگزاری این برنامه به یاد ماندنی از سرگروه تشکر کردند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
📖 تا چشم باز می‌کنه... ▫️ صدای گنجشک‌ها با اذون صبح قاطی شده، که خانم چگنی چشم باز می‌کنه. اولین چیزی که با شنیدن اون صدا به ذهنش میاد، دعا برای این هست که کلاس امروزش پُر بار باشه و تاثیرگذار... ▫️چند ساعت بعد، وسط پایگاه مطهره روستای آقداش ، و میون کلی نوجوون صالحینی نشسته و قراره روشنی‌بخش کلاس قرآن تابستونه باشه. ▫️خانم چگنی، یه بانوی مهربون و دلسوز، مثل چراغی وسط تاریکی، دست بچه‌ها رو گرفته و با صبر و حوصله، آیه‌به‌آیه، دل‌به‌دل، داره قرآن رو تو قلبشون می‌کاره. نه فقط حفظ، بلکه فهم، عشق، و انس با کلام خدا. ▫️هر روز عصر، وقتی آفتاب داره کم‌کم پشت کوه قایم می‌شه، صدای بچه‌ها از پایگاه بلند می‌شه: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي...» و خانم چگنی با لبخند می‌گه: «یعنی خدا خیلی نزدیکه بچه‌ها، فقط کافیه صداش بزنین.» 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
سکوت مطلق بود و تنها صدای نرم و آرام او در جانشان می‌نشست: «...اون روز که برای اولین‌بار چادرم رو سر کردم، انگار دنیا رنگ تازه‌ای گرفت...» مدادها روی کاغذ آماده بودند. همه منتظر پایان قصه بودند تا دوباره آن را به تصویر بکشند. در پایان، خانم مربی با لبخندی پرسید: «خب حالا، اسم قصه امروز رو شما انتخاب کنید!» دختری با ذوق دستش را بالا گرفت: «اسمش باشه من و چادرم!» و این‌گونه شد که خاطره ساده زندگی خانم مربی از اولین روزی که چادر پوشیده بود، عنوانی پیدا کرد که از دل بچه‌ها جوشید. یکی از دخترها با ذوق، تصویر دختری را کشید که چادری مشکی بر سر دارد. گوشه نقاشی‌اش نوشت: «این خودمم، وقتی بزرگ شم.» قصه «من و چادرم» حالا شروع مسیری است که بچه‌های پایگاه شهید دمیری آرام آرام قدم در آن می‌گذارند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سفیران انرژی _ : نرگس + : بله _دیدی نتانیاهو چی گفته؟ +چی گفته فاطمه جان؟ _ حرف مُفت زده، ولی خیلی خنده‌داره! + جدی؟ حالا این کودک‌کش چی گفته؟ _بیشتر شبیه یه طنزه، گفته: من آب ایران را تامین می‌کنم!😄 + چه حرفا😏😄 _ نرگس یادته هفته پیش که کلاس جهاد تبیین داشتیم خانم صابرمنش چی گفت؟ +آره یادمه. گفت: ما ایرانی‌ها با توجه به این‌که بحران خشک‌سالی داریم ولی خیلی در مصرف آب زیاده روی می‌کنیم و مصرف سرانه بیش از حد مجاز جهانیه... _نرگس؟ یک فکری دارم، موافقی این هفته بجای گروه سفیران مهر بشیم سفیران انرژی و ساکنین مجتمع رو به درست مصرف کردن انرژی (آب و برق) دعوت کنیم؟ +آره موافقم _پس بزن بریم آماده بشیم +بریم و این‌طوری شد که نوجوانان صالحین پایگاه نیایش این هفته سفیر انرژی بودند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••