eitaa logo
پیک صبا
16هزار دنبال‌کننده
27.4هزار عکس
7هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همیشه ذهنیتم از حلقه صالحین دورهمی رسمی، خشک و جدی بود. اما امشب بر خلاف تصورم سپری شد. تجربه‌ی متفاوت من از جایی رقم خورد که حاج آقا محمدی مدیر تعلیم و تربیت ناحیه قرار بود مهمان ما باشد. انتظارم، جلسه‌ای با سخنرانی و حرف‌ها و نصیحت‌های همیشگی بود که البته غافل‌گیر شدم! حاج آقا انگار آمده بود که ما را بیدار کند؛ نه از خواب معمولی بلکه از جهل فکری و برداشت غلط از حلقه صالحین! دیدار با صمیمیت شیخ رنگ و لعاب دیگری داشت و با بازی ps جذاب‌تر شد. حتی بازی در پایگاه شهید باهنر آرامش داشت. چرا که تفریح در کنار بچه‌هایی که از نظر فرهنگی چارچوب‌هایی را رعایت می‌کنند و ادب، ملازم دائمی آن‌هاست، هیجان واقعی و دلچسبی دارد؛ دیگر حلقه‌ی صالحین برایم خستگی و بی‌حوصلگی ندارد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
مربی قرآنی پایگاه شهدای افوس مثل همیشه در مسجد، جلسه را با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز کرد. صدای گرم و گیرایش را را نوجوان‌ها حسابی دوست داشتند. بعد از قرائت قرآن، پسرها منتظر شروع کلاس بودند که آقای مربی گفت: «امروز مهمان داریم. مهمانی که می‌خواهد به قولش عمل کند.» بچه‌ها تا آمدند حدس بزنند که این مهمان ناخوانده کیست، یک دفعه فرمانده حوزه‌ی مقاومت از درب مسجد وارد شد و بینشان نشست. بچه ها که حسابی غافل‌گیر و خوشحال شده بودند، مطمئن شدند که قرار است جوایزی که قولش را گرفته بودند، تحویل بگیرند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🔰غیررسمی معلوم نبود از کجا، ولی خبردارشده بودند که حاج آقا مومیوند قراره بیاد مسجدشون. انتظار داشتن مثل همیشه با لباس روحانیت میاد. ولی یهو دیدن حاج آقا بدون عبا و عمامه اومده. محسن که شیخ رو توی اون هیبت تا حالا ندیده بود، شوکه شد و دستپاچه سلام کرد! حاج آقا هم بعد احوال‌پرسی کنار بچه‌ها نشست و قاطی بازی شد. کم‌کم گوی سبقت رو در بازی‌ها ربوده بود و بچه‌ها برای غلبه بر سرگروه تلاش می‌کردن و بعد از این‌که تیرشون به سنگ می‌خورد، صدای قهقه‌شون مسجد رو بر می‌داشت. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا