📖🔰«««﷽»»»🔰📖
#اطلاعیه🔈
√|| گروه ختم قران و ذکر
#شهیدابراهیم_هادی_وشهیدنویدصفری❣||√
💠برای گرفتن لینک گروه ختم به ایدی خادم مراجعه کنید⤵️
💫ایدی خادم ختم👇
➣🆔 @Zahrayyy.
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
💠 جهت حاجت روایی خود در گروه ختم قران و ختم ذکر نام خود رابه ایدی خادمین ما بفرستید
💫خادمین گروه ختم قران👇
🆔 @Shahadat3133
💫خادمین گروه ختم ذکر👇
🆔 @Zahrayyy
8.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج قاسم گفت به کسی نگیا😭😭
#پیشنهاد_ویژه_دانلود
#شهدا
...........☆💓☆.............
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
...........☆💓☆..................
♡#انتشاربادرج_لینک_مجازاست♡👆
🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊
آنان که گمنامند
زهرایی تبارند.......
لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای
که پساز دوری بسیار به یاری برسد...
|شهید ابراهیم هادی❤|
#شهید
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
═══°✦ ❃ ✦°═══
❀#انتشاربادرج_لینک_مجازاست.👆
عشـ∞ـق یـعـنے یـه پـلاڪ
✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺 بسم رب الشهدا #رمان #هادی_دلها #قسمت_21 &راوی عطیه& وقتی از سفر جنوب برگشتیم ما
✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺
بسم رب الشهدا
#رمان
#هادی_دلها
#قسمت_22
این یک هفته خیلی درگیربودم مخصوصا که قصدمون بود عقد کنار یادمان شهید هادی برگزار کنیم اما کم بیش با زینب در ارتباط بودم ازش خواسته بودم فعلا آروم باشه تا بعد از عقد همراهش بشم برای تحقیق درمورد شهید گمنام مدافع حرم
اومده بودم معراج تا بهار دعوت کنم تو ورودی حسینه با آقاسید روبرو شدم
-سلام 🙊
آقاسید:سلام خانمم 😍🙈
بیرون منتظر میمونم باهم بریم خرید اون سفارشت
-ممنونم
وارد حسینه شدم بهار دیدم
بهار:سلاممممم عروس خانم خوبی؟
-مرسی عزیزدلم بهار عقدم یادت نرها
میخایم الانم بریم ۱۰۰تاهم کتاب شهید هادی بخریم بعد از عقد به دخترا و پسرایجوان تو بهشت زهرا بدیم
خوبه؟
بهار:عالیه
زودتر از تصورم پنجشنبه رسید وقتی بله گفتم
متوجه صلوات اطرفیان ولی نگاه سید شیرین تر بود
&راوی زینب &
چادرم سر کردم از اتاق خارج شدم
مامان در حالیکه داشت به مرتضی (داداش کوچولوی که سرپرستیش قبول کردیم ) غذا میداد گفت :زینب هیچ معلوم هست این چهار پنج روز کجا میری که با چشمون گریون برمیگردی خونه ؟
-جای خاصی نمیرم امروز تموم میشه
مامان :امیدوارم
وقتی تو حیاط رسیدم چشمم ب ماشین حسین خورد زیر لب گفتم :کمکم کن داداش
بهار و عطیه تو ماشین منتظرم بودن سوار ماشین شدم بهار فقط جواب سلام داد اما عطیه برگشت رو ب عقب گفت :
ان شاالله امروز یه حرفی بشنوی ک آرومت کنه.
چهار روز بود کارمون شده بود گشتن تو سپاه،بنیاد شهید ،حفظ آثار امروز قرار بود برای جواب نهایی بریم بنیاد شهید
وارد اتاق رئیس بنیاد شدیم به احتراممون بلند شد و گفت :خانم عطایی فر من در خدمتم لطفا بفرمایید مشکل چیه ؟
-حدود دوهفته پیش تو بهشت زهرا یه مزار شهید مدافع حرم گمنام دیدم
حالا میخام بدونم چقدر امکانش هست پیکر حسینم گمنام دفن بشه ؟
آقای رئیس :امکانش صفره مطمئن باشید هر زمانی تحفص محل شهادت برادر شما انجام بشه ما بهتون خبر میدیم
اون شهدای گمنامی که شما دیدی قالبشون شهدای فاطمیون ،زینبیون هست فقط به نیت جهاد تشریف میارن ایران
تو برگه اعزام شماره ای یاداشت نمیشه از اون طرف هنگام شهادت پلاک شناسایی این عزیزان گم میشه یا مشخصه نیست قابل شناسایی باشن
اما تو برگه اعزام برادر شما شماره تماس ثبت شده نگران نباشید ما عموما شهید گمنام مدافع حرم ایرانی نداشتیم
وقتی از معراج خارج شدیم بهار گفت :دیدی حالا حرف گوش نکن
بخدا زینب ،نبودن حسین برای منم سخته صبور باید باشی
به فکر قلب مامان باش
تو اگه برادرت از دست دادی
اون جیگر گوشش از دست داده
هربار که این حال میبنمت حال قلبم بدتر میشه
خدایا شکرت که داداشم گمنامانه تو مملکت خودش دفن نشده
خودت پیکرش بهمون برسون
تو همین حال هوای آروم شدم که خبر سفر راهیان غرب رسید
و چقدر این سفر آموزنده بود ...
نام نویسنده :بانوی مینودری
...........☆💓☆.............
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
...........☆💓☆..................
♡#انتشاربادرج_لینک_مجازاست♡👆
1_70933017.mp3
5.17M
📡 پادکست معجزه ي اشك
📍روایت حاج حسين #كاجي از ميوندار هيئت،شهيد محمدرضا شفيعي
#شهید
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
═══°✦ ❃ ✦°═══
❀#انتشاربادرج_لینک_مجازاست.👆
7.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃
📹 تذکر حاج قاسم به یک مسئول در مورد فرزندشهید
🔺روایت خاطره ای جالب از سردار سلیمانی توسط دختر شهید محرابی شهید مدافع حرم مطهر
#شهدا
...........☆💓☆.............
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
...........☆💓☆..................
♡#انتشاربادرج_لینک_مجازاست♡👆
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊
🔹️دست نوشتهی زیبای شهید نوید صفری بزرگوار که بسیار عبرتآموز است:
دوست دارم در منتهای بیکسی باشم. در منتهای گمنامی دوست دارم بدنم زیر آفتاب سه شبانهروز بماند. دوست دارم بدنم از زخمهای جای پای دشمنان خدا و دین پر باشد و دوست دارم سرم را از پشت سر ببرند، همه این ها را دوست دارم زیرا نمیخواهم فردای قیامت که حضرت زهرا(س) برای شفاعت امت پدرش ظهور میکنند من با این جسم کم ارزش خود سالم حاضر باشم.
دوست دارم وقتی نامه عمل من باز شد و سراسر گناه بود حضرت اشارهای و نگاهی به بدن من کنند و بگویند به حسینم او را بخشیدم. انشاءالله خدا ما را فردای قیامت شرمنده حضرت امابیها(س) قرار ندهد. به ما رحم کن ای ارحم الراحمین! و ای ستارالعیوب! و ای غفار الذنوب!»
#شهید
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
═══°✦ ❃ ✦°═══
❀#انتشاربادرج_لینک_مجازاست.👆
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🕊✨🕊✨🕊✨🕊✨🕊✨🕊
⚫️ حیفه اگر این فیلم رو تو این شبها نبینیم ...
التماس دعا
...........☆💓☆.............
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
...........☆💓☆..................
♡#انتشاربادرج_لینک_مجازاست♡👆
عشـ∞ـق یـعـنے یـه پـلاڪ
✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺 بسم رب الشهدا #رمان #هادی_دلها #قسمت_22 این یک هفته خیلی درگیربودم مخصوصا که قصد
✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺✨🌺
بسم رب الشهدا
#رمان
#هادی_دلها
#قسمت_23
واسه نرفتن به غرب خیلی بهونه آوردم ولی گویا شهدا میخاستن مناطقی ببینم که غربت ازش میباره
دلاوری و شجاعت زنان و مردان کرد پیش از حد تصور است
ایران تنها کشوری است که ادیان و قبایل مختلف کنار هم داره
ترک ،لر،کردو عرب و دشمن همیشه خواسته از اختلاف قبایل استفاده کنه
کردستان خیلی سختی در طول دفاع مقدس دیده
پاوه ،قصرشیرین ،سرپل ذهاب ،گیلانغرب ....
وقتی نیروهای بعثی پاوه رو غصب میکنن
یک بانوی غیور کرد برای زراعت خارج از شهر بوده به شهر برمیگرده و با یک سرباز تنومند بعثی روبرو میشه با همون تبر از خودش حفاظت میکنه و سرباز بعثی به درک واصل میکنه
این دفعه محل سکونتمون مدرسه بود با بهار تو حیاط مدرسه نشسته بودیم پسرها داشتن فوتبال بازی میکردن
یهو عطیه اومد نشست کنارمون
-آقا عایا تو شوهر نداری همش کنار مایی
مهدیه:آخر محمد طلاقش میده 😂
عطیه :گمشید بابا
محمد رفت نماز شب بخونه بچه ام
بهار:اووووووو بچت
زینب چی شد چرا گریه میکنی؟
-حسین وقتی ۱۷-۱۸ساله بود با یه اکیپ اومده بودن غرب شب آخر قرار میگذرن همه نماز شب بخونن هرکسی ک نمازش طولانی تر بشه بقیه باید براش هدیه بخرن
😂😂😂حسین تو سجده آخر نماز مبخوابه همه فکر میکنن سیمش وصل شده
صبح که پا میشه قشنگ سرما خورده بوده 😂😭😭😭😭
مهدیه:فدات بشم گریه نکن
بهار:پاشید بریم بخابیم صبح میریم بازی دراز
عطیه دخترم تو هم پاشو برو پیش شوهرت
#ادامه_دارد ...
بازی دراز جای قدمهای شهید صیاد شیرازی هست اولین کسی که رهبر انقلاب بر پیکرش نماز خوند و چندروز بعد شهادت درموردش فرمود:دلم برای صیادم تنگ شده است با فاصله از بچه ها نشسته بود و به مسیر سخت بازی دراز نگاه میکردم سرم برگردونم دیدم یه پیکسل دست مهدیه است داره عکس میگره
-از ۲۴ساعت بیست شش ساعت سرت تو گوشی باشها
مهدیه :ایش
از صبح که راه افتادیم به نیابت از محمدرضا اومدم
الانم دارم باهم منطقه عکس میندازیم که بفرستم برای دوستام
به دور اطرافش نگاه کردم هیچ پسری کنارش نبود
-جن و خولی شدی کو محمدرضات ؟
مهدیه :بیا ببینش
منظور مهدیه یه شهید بود
یه شهید دهه هفتادی دیگه
#شهید_محمدرضا_دهقان_امیری
مسئول اتوبوس گفت باید حرکت کنیم توی اتوبوس گوشیم درآوردم
و تو گوگل سرچ کردم #زندگینامه_شهید_محمدرضا_دهقان_امیری
معرفي مختصر شهيد مدافع حرم
...️محمدرضا دهقان اميري...
تاريخ تولد:
26 فروردین 1374
محل تولد:
تهران.
وضعيت تأهل:
مجرد فرزند دوم خانواده ي آقاي علي دهقان اميري.
دانش آموخته ي دبيرستان علوم و معارف اسلامي امام صادق عليه السلام.
دانشجوي سال سوم فقه و حقوق اسلامي در مدرسه عالي شهيد مطهري.
اعزام به سوريه در تاريخ:
١٥ مهرماه سال ١٣٩٤ با عنوان بسيجي تكاور.
شهادت در تاريخ: ٢١ آبان ماه سال ١٣٩٤.
محل شهادت:
سوريه، حلب.
محل دفن:
امام زاده علي اكبر، چيذر.
شهيد مورد علاقه:
شهيد مدافع حرم،شهيد رسول(محمدحسن) خليلي.
صفات بارز اخلاقي:
مؤمن، مهربان، دلسوز، خوش اخلاق، خنده رو، شوخ طبع، متبسم، دست و دلباز، خلوص نيت در انجام وظايف ديني و امور خير، اعتقاد راسخ به اصل نظام جمهوري اسلامي ايران و اصل ولايت فقيه، آگاه و بصير نسبت به امور سياسي جامعه، غيرتمند نسبت به خاندان عصمت و طهارت و همچنين اطرافيان خود، ارادت خاص به شهدا مخصوصاً شهداي مدافع حرم حضرت عقيله بني هاشم سلام الله عليها...
علايق:
مراسمات مذهبي به خصوص مراسمات هيأت راية العباس و ريحانة النبي، زيارت كربلا و مشهد مقدس، تفريح و گردش، كوهنوردي، پاركور، ورزش هاي هيجاني، موتور سواري، ...
انقدر غرق عکسای شهید دهقان بودم که نفهمیدم کی رسیدیم مدرسه
نام نویسنده :بانوی مینودری
...........☆💓☆.............
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
...........☆💓☆..................
♡#انتشاربادرج_لینک_مجازاست♡👆
مدافعان حرم.mp3
3.36M
یه پلاک که بیرون زده از دل خاک...😔
بعد از شهدا با فرهنگ #حجاب_فاطمی چه کردیم⁉️⁉️
وای بر ما روزقیامت اگر #شهدا از ما گله کنند😔
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
═══°✦ ❃ ✦°═══
❀#انتشاربادرج_لینک_مجازاست.👆
🔰ماجرای خوابی که شهید میبیند
🔻به نقل از همسر شهید
🔸 #شهید_نظرزاده خیلی به بچه هاش علاقه داشت، از آنجا که خودش خواهر نداشت، #مادر و پدر هم نداشت❌ فقط دو تا برادر👥 داشت لذا خیلی به بچه هاش وابسته بود💞 جای بچه ها روی سینه اش بود.
🔹وقتی برای #بار_دوم میخواست عازم🚌 جبهه شود زمستان بود گفتم الان نرو🚷 صبر کن تابستان که شد برو، چون این #بچه ها بهت وابسته هستند و زمستان هم هست، بچه ها همه شون تو خونه اند🏡 بهانه گیری میکنن اگر هوا گرم بشه میرن تو حیاط بازی میکنن. گفت: نه من #خواب_دیدم باید برم
🔸گفتم: چه خوابی⁉️ گفت: خواب دیدم آقایی #سبز پوش سوار بر اسب بود، من رو با اسم صدا کرد، گفت #برات بیا بریم. دل به این دنیـ🌎ـا نبند، این دنیا ارزش نداره✘
🔹👍گفتم: شما چه کار کردی؟! گفت: من پشت سر آقا #سوار_شدم و با آقا رفتم لذا من باید برم و شما رو به #خدا می سپارم.
#شهید_براتعلی_نظرزاده🌷
#شهید_رمضان
#سالروز_شهادت_23_رمضان
#یادشان_با_صلوات
...........☆💓☆.............
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
...........☆💓☆..................
♡#انتشاربادرج_لینک_مجازاست♡👆
🦋#کتاب_تا_شهادت🦋
■ چهل روایت از آنها که توبه کردند و راه حق را پیمودند و با شهادت رفتند.
《انتشارات شهید ابراهیم هادی》
🔹️ منزل اول/اولین شهید کربلا
حر بن یزید بن ناجیه ریاحی کسی است است که از ابتدا در میان قوم خود در کوفه از عزت و احترام خاصی برخوردار بود.
ابن زیا حر را که، از سران کوفه به شمار می میرفت، برای رویارویی با امام حسین علیهالسلام فراخواند و با هزار سوارنظام به سوی کربلا فرستاد.
حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه جلوگیری نمود. اما به رغم اینکه برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود! که او در دوم محرم راه را بر امام بست اما همان روز موقع ظهر با لشکریانش پشت سر امام نماز جماعت به جا آورد!
پس از نماز بود که امام با او صحبت کرد. در مکالمهای که با امام داشت با تندی اعلام کرد که راه بازگشت هم بر امام بسته شده.
امام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند...
حر در این زمان سکوت کرد و گفت: مادر شما فاطمه سلام الله است و من چیزی نمیگویم.
حر تا روز عاشورا در کربلا بود. او شاهد نامه نگاری ها و ملاقاتهای ابن سعد با نمایندگان امام بود. اما هرگز تصور نمی کرد که کار به جنگ کشیده شود.
صبح عاشورا با تعجب دید سپاه کوفه آماده جنگ شده. به عمر سعد گفت:《 آیا با حسین علیهالسلام جنگ می کنی!؟》
گفت:《 آری به خدا سوگند جنگی کنم که آسانترین اتفاقش بریده شدن سر ها و دست ها باشد.》 و حر گفت:《 آیا پیشنهاد امام (مبنی بر بازگشت به مدینه) راضیتان نکرد!؟》 عمر سعد گفت:《 امیر عبدالله ابن زیاد نپذیرفت.》
حر که دید عمر سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است عقب رفت و کنار لشکر ایستاد. بعد هم به بهانه آب دادن به اسب از سوارنظام جدا شد. و اندکاندک از سپاه جدا شد و بعد به سمت سپاه حسین علیه السلام حرکت کرد.
شخصی از لشکر عمرسعد گفت: میخواهی حمله کنی!؟ حر پاسخی نداد ولی لرزه بر اندامش افتاد. او گفت:《 ای حر هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی! من در هیچ جنگی تو را این گونه ندیده بودم. اگر به من میگفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تورا نام می بردم. پس این چه حالی است!؟》
حر گفت:《 به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم میبینم. من جهنم را انتخاب نمیکنم. گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند.
این را گفت و اسب خود را راهی کرد و به سمت سپاه حسین علیه السلام رفت.
ادامه دارد....
@ebrahim_navid_delha
@ebrahim_navid_beheshti
@ebrahim_navid_shahadat
═══°✦ ❃ ✦°═══
❀#انتشاربادرج_لینک_مجازاست.👆