eitaa logo
18 دنبال‌کننده
784 عکس
36 ویدیو
27 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آن روز، همه‌جا سبز بود. گلوله‌های سفیدی که با ریزقاصدک‌ها به آن شکل شده بودند، دسته دسته یا تک تک، در جای جای منظره پراکنده بودند. لب‌هایم کش آمده، و چشمانم باز شده بود:«شگفت انگیز است». جیغ آرام و کشیده‌ام موسیقی آرام آنجا را هیجان زده کرده بود. نسیمی که برگ کوچک گیاهک را به آرامی نوازش میکرد، دیگر ساقه‌ی گیاهان را به چپ و راست تمایل میداد. و چند تا از قاصدک‌ها توان کنار هم نگه داشتن ریز قاصدک ها را از دست داده بودند، پس در اطراف سرگردان شدند. با دیدن این منظره، فکری به ذهنم رسید. و برق زدن چشمانم با پریدن ناگهانی‌ام همراه شد. سه تا از قاصدک‌های کنار پایم را از میانه‌ی ساقه جدا کردم. انگشتانم را دورش گذاشتم، و بدون فشار، ریز قاصدک‌ها را در مشتم جا دادم. دومی و سومی را هم به همین شکل از ساقه جدا کردم و سه ساقه‌ی سبز نی‌مانند را کنار پایم، روی زمین، گذاشتم. ریزقاصدک‌ها را در میان دستان بسته‌ام جا دادم. سری تکان دادم و نشستم و بعد، دستانم را تا جلوی لب‌هایم بالا آوردم. زیر لب آرزویم را به قاصدک‌ها گفتم، آنها قاصد قدری بودند. انگشتانم را کمی باز کردم و با نگاه به آنها به آرامی فوت کردم. باد، آنها را میچرخاند. تعدادی مانند برف، سبزی منظره را به دانه‌های سفید مزین کرده بودند. آسمان، پرواز آنها را قاب کرده بود. به موهای بازم که به جلویم آمده بودند نگاه کردم. ریز قاصدک ها، موهای من را هم استراحتگاه خود کرده بودند. دوباره به آسمان نگاه کردم. در ذهنم آرزوهای بعدیم را چیدم. چشم چرخاندم تا قاصدکی دیگر از ساقه بچینم. ندیدم، باد همه را فوت کرده بود. او، انگار آرزوهایش را از قبل آماده کرده بود. نشستم، و به زمین خیره شدم. سه ساقه‌ی کنار هم را از زمین برداشتم و تکه تکه کردم. فکری به ذهنم رسید، چند تایی از آنها را با سنجاقم به موهایم وصل کردم. یادگاری از قاصد آرزویم، باد آن را نداشت. لبخند زدم. فکر کردم. پریدم بالا، و با فریاد آرزوهایم را به قاصدکانی که آسمان قاب گرفته بودشان، گفتم. آنها ابر قاصدک بودند، و آرزوهایم را از هر طور و به هر طور به خدا میرساندند.
..خسته می‌شوم و چشمانم را می‌بندم و راهی جاده‌ی رویاها می‌شوم. (متیو‌‌‌جی کربی)
این شرایط، این گیاه را می‌طلبد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مهم نیست کجا بروم، آنها همه‌جا هستند. (متیو‌‌‌جی کربی)