eitaa logo
مطالعات خلیج فارس
558 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
314 ویدیو
2 فایل
﷽ کانال تحلیلی-خبری میز خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد ارتباط با ادمین: @Mers_ad اندیشکده مرصاد در شبکه‌های اجتماعی: @mersadcss
مشاهده در ایتا
دانلود
♨️ بلندپروازی در لبه پرتگاه؛ کالبدشکافی ریسک‌های استراتژیک امارات در مسیر قدرت 🔺 نشریه «مدرن دیپلماسی» (Modern Diplomacy) در تحلیلی انتقادی به تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵، به بررسی فرآیند «از هم گسیختگی بلندپروازی‌های امارات» پرداخته است. این گزارش استدلال می‌کند که پادشاهی کوچک امارات که روزگاری به عنوان «سوئیس خاورمیانه» و نماد قدرت نرم شناخته می‌شد، اکنون در دام یک «رئالیسم تهاجمی» گرفتار شده که بقای استراتژیک آن را با ریسک‌های بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است. نویسنده معتقد است که اشتهای سیری‌ناپذیر ابوظبی برای تبدیل شدن به یک «امپراتوری کوچک»، این کشور را در تقابلی خطرناک با قدرت‌های بزرگ‌تر منطقه قرار داده است. 🔺 مدرن دیپلماسی تشریح می‌کند که چگونه امارات تحت رهبری محمد بن زاید، دکترین خود را از میانجی‌گری اقتصادی به مداخلات نظامی و اطلاعاتی تغییر داده است. از لیبی و سودان تا یمن و شاخ آفریقا، امارات در حال «بیش‌توسعه‌یافتگی استراتژیک» (Strategic Overstretch) است. این گزارش هشدار می‌دهد که اتکای بیش از حد به تکنولوژی‌های نظارتی پیشرفته، هوش مصنوعی و ارتش‌های مزدوران، لزوماً تضمین‌کننده امنیت برای یک دولت کم‌جمعیت نیست، بلکه آن را در برابر «واکنش‌های متقابل» آسیب‌پذیر می‌کند. 🔺این تحلیل، سال ۲۰۲۵ را سالِ «برخورد واقعیت‌ها» برای امارات می‌داند. اصرار ابوظبی بر حفظ پیمان ابراهیم و همکاری‌های امنیتی-اطلاعاتی گسترده با اسرائیل، آن هم در بحبوحه جنگ‌های منطقه‌ای، امارات را به هدفی برای گروه‌های مقاومت و افکار عمومی جهان عرب تبدیل کرده است. از سوی دیگر، تقابل اخیر با عربستان سعودی در یمن (واقعه المکلا)، نشان داد که دکترین «اول امارات» به قیمت تخریب شورای همکاری خلیج فارس دیگر حتمی شده است؛ امری که امارات را در یک «انزوا» قرار می‌دهد. 🔺 مدرن دیپلماسی به سیاست «توازن دوجانبه» امارات اشاره دارد؛ جایی که ابوظبی تلاش می‌کند همزمان متحد استراتژیک واشنگتن، شریک تجاری پکن و پناهگاه مالی مسکو باشد. گزارش هشدار می‌دهد که در سال ۲۰۲۶، با افزایش فشارهای دولت ترامپ برای انتخاب بین «واشنگتن یا پکن»، فضای مانور امارات به شدت محدود خواهد شد. حضور اخیر نیروی هوایی چین در خاک امارات، می‌تواند آخرین میخ بر تابوت اعتماد امنیتی میان کاخ سفید و ابوظبی باشد. 🔺 این تحلیل نتیجه می‌گیرد که بلندپروازی‌های امارات به مرحله «بازده نزولی» رسیده است. تلاش برای «مشت‌زنی بالاتر از وزن خود»، ابوظبی را در شبکه‌ای از دشمنی‌های محلی و رقابت‌های جهانی گرفتار کرده که هزینه‌های نگهداری آن ممکن است در درازمدت از توان اقتصادی این کشور خارج شود. امارات در سال ۲۰۲۶ با این پرسش بنیادی روبروست: آیا قدرت در «توسعه نفوذ نظامی» است یا در «بازگشت به مدل ثبات‌بخش تجاری»؟ https://moderndiplomacy.eu/2025/12/31/the-unraveling-ambition-inside-the-uaes-risky-quest-for-power/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️از «عقده برادر بزرگ‌تر» تا «مرگ ائتلاف»؛ جدل تازه در روابط سعودی–اماراتی 🔺اظهارات عبدالخالق عبدالله، استاد دانشگاه و چهره شناخته‌شده اماراتی، موجی از واکنش‌ها و جدل‌ها را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخته و به نمادی از تنش فزاینده میان عربستان سعودی و امارات تبدیل شده است. 🔺او در چند پست، ریشه اختلافات دوره‌ای میان کشورهای خلیج فارس را «عقده برادر بزرگ‌تر» دانست؛ کنایه‌ای که به‌طور ضمنی عربستان را خطاب قرار می‌دهد و تأکید دارد کشورهای عربی خلیج فارس، در کنار احترام، زیر بار تبعیت سیاسی و واگذاری تصمیم مستقل خود نمی‌روند. 🔺عبدالله همچنین با لحنی تند، با اشاره به این که «زمان صدور گواهی فوت ائتلاف عربی در یمن» رسیده، این ائتلاف را متهم کرد که در تحقق اهدافش شکست خورده است. این اظهارات با واکنش‌های تند کاربران سعودی و اماراتی همراه شد؛ برخی آن را حمله‌ای مستقیم به ریاض و برخی بازتاب بحران عمیق‌تر در روابط دو کشور دانستند. 🔺این جدل رسانه‌ای در حالی رخ می‌دهد که طی روزهای اخیر، تنش‌های میدانی بی‌سابقه‌ای در یمن گزارش شده؛ و نیروهای تحت حمایت ائتلاف سعودی کنترل بخش‌های گسترده‌ای از شرق و جنوب یمن را از نیروهای وابسته به امارات باز پس گرفته‌اند. 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️گشایش مالکیت تجاری و صنعتی برای خارجی‌ها در عربستان؛ محدودیت‌های مسکونی در شهرهای کلیدی 🔺عربستان سعودی در راستای اصلاحات اقتصادی، قانون جدید مالکیت مستغلات برای اتباع خارجی را از ابتدای ماه جاری میلادی به اجرا گذاشته است. طبق این مقررات، خارجیان مقیم مجاز به خرید یک واحد مسکونی در اکثر شهرها هستند؛ اما تملک آن‌ها در شهرهای مکه، مدینه، جده و ریاض همچنان ممنوع است. در این میان، تملک در دو شهر مقدس مکه و مدینه صرفاً در انحصار مسلمانان باقی می‌ماند. 🔺با این حال، قوانین برای بخش‌های تجاری، صنعتی و کشاورزی بسیار منعطف‌تر بوده و مالکیت در این حوزه‌ها برای تمامی افراد و شرکت‌های خارجی بدون محدودیت جغرافیایی آزاد شده است. حتی شرکت‌های سهامی عام و صندوق‌های سرمایه‌گذاری می‌توانند با هماهنگی نهادهای ناظر، در سراسر عربستان از جمله شهرهای مقدس ملک بخرند. 🔺ثبت رسمی در سامانه املاک برای شناسایی قانونی مالکیت الزامی است و تراکنش‌ها مشمول مالیاتی تا سقف ۵ درصد ارزش ملک می‌شوند. دولت سعودی با تعیین جریمه‌های سنگین تا ۱۰ میلیون ریال عربستان برای ارائه اطلاعات نادرست و احتمال مصادره اموال، نظارت دقیقی بر این بازار اعمال می‌کند تا ضمن جذب سرمایه‌گذاری بین‌المللی، امنیت حقوقی این بخش را تضمین کند. 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️عقب‌نشینی تاکتیکی امارات و تلاش شورای همکاری برای جلوگیری از تشدید تنش 🔺تلاش‌های دیپلماتیک فشرده سایه سنگین تنش میان ریاض و ابوظبی را از سر شورای همکاری خلیج‌فارس دور و و از سرایت آن به بحران داخلی در این منطقه جلوگیری کرد؛ تنشی که پس از حمله هوایی عربستان به محموله نظامی امارات در بندر مکلا در حضرموت علنی شد. 🔺کشورهای عضو شورا پس از چند ساعت سکوت، با صدور بیانیه‌هایی -تقریباً- هم‌زمان و با ادبیاتی نزدیک به هم، بر لزوم جلوگیری از تشدید تنش، حفظ وحدت اعضای شورا و نقش کلیدی ریاض و ابوظبی در ثبات یمن تأکید کردند و امنیت عربستان را بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت کل منطقه دانستند. 🔺اعلام خروج نیروهای امارات از یمن، به گفته ناظران خلیج فارس نقش مهمی در مهار پیامدهای بحران داشت و به‌عنوان عقب‌نشینی‌ای تاکتیکی ارزیابی شد. هم‌زمان، تماس‌های تلفنی وزیر خارجه آمریکا با همتایان سعودی و اماراتی درباره امنیت منطقه انجام شد. بحرین، قطر، کویت و عمان نیز با حمایت از راه‌حل‌های دیپلماتیک و دولت قانونی یمن، بر گفت‌وگو و خویشتنداری تأکید کردند. 🔺تحلیلگران می‌گویند هرچند اختلاف دیدگاه‌ها در مسائل استراتژیک همچنان پابرجاست، اما منافع مشترک و نگرانی از مداخله‌های خارجی، کشورهای خلیج فارس را به مدیریت اختلاف و حفظ حداقل اجماع برای ثبات منطقه سوق داده است. ▫️ العربي الجدید 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️موج سررسید بدهی‌ها در خلیج فارس؛ امارات در کانون فشار مالی 🔺گزارش تازه شرکت «کامکو اینوست» که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شده، از افزایش فشار بدهی بر اقتصادهای خلیج فارس خبر می‌دهد؛ فشاری که ناشی از رشد سریع استقراض دولتی و شرکتی و نزدیک شدن موج بزرگی از سررسید بدهی‌ها تا سال ۲۰۳۰ است. بر اساس این گزارش، مجموع بدهی‌های سررسیدشده در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ۵۰۸.۱ میلیارد دلار می‌رسد که ۸۵.۴ میلیارد دلار آن تنها در سال آینده سررسید می‌شود. 🔺امارات با ۱۷۱.۸ میلیارد دلار بدهی سررسیدشده، پس از عربستان در جایگاه دوم منطقه قرار دارد، اما به دلیل تمرکز بخش عمده این بدهی‌ها بر شرکت‌ها و بانک‌ها و سهم بالای بخش‌های حساسی مانند مالی و املاک، در کانون فشار بازتأمین مالی قرار گرفته است. بخش عمده بدهی‌های امارات، معادل ۱۳۶.۲ میلیارد دلار، مربوط به شرکت‌هاست که ۱۸.۵ میلیارد دلار آن فقط در سال آینده باید بازپرداخت شود. بیشترین تمرکز بدهی در این کشور بر دوش بانک‌های محلی با ۸۰.۹ میلیارد دلار و سپس شرکت‌های توسعه املاک با ۱۱.۲ میلیارد دلار است. 🔺در عین حال، انتظار می‌رود بانک‌های مرکزی خلیج فارس همسو با فدرال رزرو آمریکا به کاهش نرخ بهره ادامه دهند؛ روندی که می‌تواند به کاهش هزینه تأمین مالی کمک کند. در امارات، نرخ بهره احتمالاً تا دسامبر ۲۰۲۶ به ۳.۰۸ درصد کاهش می‌یابد. این کشور همچنین با جذب ۵.۶ میلیارد دلار اوراق بدهی سبز، فعال‌ترین بازار منطقه در این حوزه بوده است. 🔺گزارش هشدار می‌دهد که توان مدیریت بازتأمین مالی، به‌ویژه برای شرکت‌ها، آزمونی جدی برای ثبات و تاب‌آوری مالی خلیج فارس در سال‌های پیش‌رو خواهد بود. 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
💢گزارش حسین ابراهیم | درباره محاسبات اشتباه امارات؛ عربستان سعودی چگونه در نبرد جنوب پیروز شد؟ 🔹وقایع اخیر در یمن نشان داد که امارات متحده عربی با هماهنگ‌سازی تصرف استان‌های حضرموت و المهره در شرق یمن توسط شورای انتقالی جنوب از خطوط قرمز عبور کرده است؛ اقدامی که نه‌تنها امنیت ملی عربستان سعودی را تهدید می‌کرد، بلکه توهینی مستقیم بود که ریاض نمی‌توانست از کنار آن عبور کند. 🔹در واقع محمد بن زاید رئیس امارات متحده عربی _که به زیرکی سیاسی شهرت دارد _ بدون چراغ سبز ضمنی ایالات متحده (که در سکوت رسمی واشنگتن آشکار شد) و بدون همراهی اسرائیل (که با به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند در ساحل مقابل خلیج عدن هم‌زمانی معناداری با این تحولات داشت) جسارت پیشبرد چنین پروژه‌ای را نداشت. از این منظر آنچه رخ داد به‌نظر یک عملیات هماهنگ اماراتی_ اسرائیلی برای نفوذ در این منطقه حیاتی بود؛ عملیاتی با هدف تضعیف صنعا و هموارسازی مسیری که حملات هوایی غرب و اسرائیل طی دو سال گذشته در تحقق آن ناکام مانده بودند. 🔹اما این پروژه ناگزیر به تهدید مستقیم امنیت عربستان سعودی انجامید؛ تهدیدی که این‌بار، موضع‌گیری سیاسی ریاض آن را در جایگاه برنده قرار داد. عربستان طی دو سال جنگ «طوفان الاقصی» از مشارکت مستقیم علیه صنعا خودداری کرد و هم‌زمان سیاست کاهش تنش با ایران و انصارالله را در پیش گرفت؛ رویکردی که نه‌تنها همدلی گسترده افکار عمومی عربی را به‌دلیل تهدیدات متوجه این کشور به همراه داشت، بلکه حمایت دیگر کشورهای خلیج فارس، به‌ویژه قطر و سلطنت‌نشین عمان را نیز برای ریاض به ارمغان آورد. 🔹هم‌زمان ریاض با اعلام حمایت از گفت‌وگوی جنوب_جنوب در پایتخت خود، مسیر سیاسی لازم برای تثبیت دستاوردهای میدانی را گشود. در این چارچوب «مسئله جنوب» از انحصار شورای انتقالی خارج شد و این شورا صرفاً به یکی از بازیگران این پرونده تبدیل گردید، نه پرچمدار تأسیس «دولت جنوب عربی»؛ پروژه‌ای که پس از کودتا رؤیای آن را در سر داشت و به‌نظر می‌رسید امارات نیز مشتاق تحقق آن بود. 🔹با این حال این موفقیت عربستان بدون نوعی همگرایی منافع با انصارالله ممکن نبود؛ فارغ از اتهاماتی که متحدان امارات درباره همکاری میدانی میان دو طرف مطرح می‌کنند. این تحول می‌تواند به احیای روابط ریاض با انصارالله و بازفعال‌سازی «خارطة الطريق» مورد توافق میان عربستان و صنعا منجر شود؛ نقشه‌ای که اگرچه به‌دلیل محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی آمریکا همچنان معلق مانده، اما شامل تقسیم درآمدهای نفتی میان صنعا و عدن است. 🔹 کنترل شورای انتقالی جنوب بر حضرموت با توجه به سهم بالای نفت این استان در منابع پیش‌بینی‌شده، عملاً این نقشه راه را تضعیف می‌کرد. 🔹مهم‌تر از همه این تحولات نخستین باری است که پیامدهای پرهزینه رابطه امارات با اسرائیل به‌طور عینی آشکار می‌شود؛ رابطه‌ای که ابوظبی تاکنون از آن سود برده بود، از جمله در جریان جنگ غزه، بی‌آنکه هزینه‌ای برای جانبداری و کمک به دشمن بپردازد. 🔹در سطح خلیج فارس نیز روشن شد که ابوظبی توان به چالش کشیدن ریاض _ که خود را «برادر بزرگ» شورای همکاری معرفی می‌کند _ ندارد؛ همان‌گونه که قطر در سال ۲۰۱۷، علی‌رغم چهار سال محاصره توسط عربستان، امارات، مصر و بحرین، توانست مقاومت کند و اهداف محاصره را خنثی سازد. قطر از موقعیت ژئوپلیتیکی، روابط منطقه‌ای و نقش حیاتی خود برای ایالات متحده _ به‌ویژه میزبانی بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه _ بهره برد. 🔹 در مقابل تلاش امارات برای تحمیل معادله‌ای مشابه به عربستان، بیش از حد تحمل ریاض بود؛ به‌ویژه آنکه این‌بار عربستان در جایگاه کشورِ هدف قرار گرفته بود، نه مهاجم. 🔹اکنون پرسش اصلی این است که عربستان سعودی چگونه بحران یمن را در ادامه مدیریت خواهد کرد، در حالی که ناگزیر از موازنه‌سازی میان منافع خود و نفوذ آمریکا در یمن است. 🔹 تاکنون ریاض متحدان امارات را به‌طور کامل از یمن اخراج نکرده و این مسئله بخشی از بحران را همچنان باز نگه داشته است. 🔹ارتباط میان تحولات یمن و آنچه در کل خاورمیانه جریان دارد کاملاً روشن است؛ از همین رو «خارطة الطريق»_ که به‌عنوان راه‌حلی واقع‌بینانه و منطبق با واقعیت‌های میدانی مطرح شده بود _ همچنان معلق باقی مانده است. 🔹سرنوشت این نقشه یا به توافقی گسترده میان ایران و آمریکا گره خورده که چندین بحران منطقه‌ای را در بر گیرد، یا به جنگی جدید که موازنه قدرت را تغییر دهد. 🔹با این حال نکته قابل توجه آن است که این رویداد، شکست دیگری را به کارنامه ناکامی‌ها در یمن افزود؛ شکستی که به مجموعه ناکامی‌های ناوگان‌ها و حملات هوایی مشترک آمریکا، اروپا و اسرائیل طی دو سال گذشته در شکستن صنعا اضافه می‌شود؛ این‌بار، بدون آنکه حتی یک گلوله شلیک شود. 🔸 کانال مطالعات یمن @yemenstudies_ir
💢سقطری در آستانه چرخش راهبردی؛ پایان نفوذ امارات و ورود عربستان به صحنه 🔹جزیره سقطری بزرگ‌ترین جزیره یمن در اقیانوس هند، از اواخر دسامبر شاهد تشدید بی‌سابقه تنش‌هاست. شورای انتقالی جنوب (STC) تحت حمایت امارات که از ژوئن ۲۰۲۰ کنترل این جزیره را در اختیار دارد با افزایش مخالفت‌های مردمی و فشارهای میدانی روبه‌رو شده است. 🔹 تحول مهم و معنادار آغاز پروازهای مستقیم هواپیمایی یمن ایرویز بین سقطری و جده پس از سال‌ها توقف است؛ اقدامی که به‌طور عملی به انحصار پروازهای اماراتی به این جزیره پایان داد. 🔹نخستین پرواز با هدف انتقال صدها گردشگر خارجی سرگردان انجام شد و یمن ایرویز اعلام کرده برنامه‌ریزی برای پروازهای منظم هفتگی میان سقطری و عربستان در دستور کار است. 🔹در حالیکه طبق گزارش‌ها صدها گردشگر خارجی از جمله شهروندان ایتالیا، آمریکا، روسیه، بریتانیا و لهستان طی هفته‌های اخیر به‌دلیل توقف پروازهای شرکت اماراتی «ایر عربیا» در جزیره سرگردان شده بودند؛ موضوعی که واکنش سفارتخانه‌های آمریکا و روسیه را نیز در پی داشت. 🔹با وجود پایان مهلت تعیین‌شده از سوی شورای ریاستی برای خروج امارات از سقطری، منابع یمنی تأکید می‌کنند که منافع اقتصادی و زیرساختی ابوظبی همچنان فعال است؛ با این حال تحولات میدانی، امنیتی و هوایی نشان می‌دهد موازنه قدرت در سقطری به‌طور آشکار در حال چرخش به نفع عربستان سعودی است؛ چرخشی که می‌تواند پایان دوره نفوذ بی‌چالش امارات در این جزیره راهبردی را رقم بزند. 🔸 کانال مطالعات یمن @yemenstudies_ir
♨️ ترامپ میان دو سنگ آسیاب؛ رقابت «اسپارت‌های خلیج فارس» و چالش میانجی‌گری واشنگتن 🔺 روزنامه لوموند در ستونی به قلم ژان پیر فیلیو، استاد علوم سیاسی پاریس، به تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۶ به تحلیل فشارهای فزاینده بر دونالد ترامپ برای انتخاب میان دو متحد استراتژیک خود پرداخته است. این گزارش با عنوان ترامپ میان امارات و عربستان مستاصل شده است استدلال می‌کند که رئیس‌جمهور آمریکا اکنون تحت فشار شدید محمد بن سلمان قرار دارد تا در برابر استراتژی‌های تجزیه‌طلبانه امارات در سودان و به‌ویژه یمن بایستد. فیلیو معتقد است که پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ اگرچه همکاری استراتژیک اسرائیل و امارات را رقم زد، اما در عمل به جای حل منازعات، الگویی از قدرت‌طلبی تهاجمی را ایجاد کرد که در آن رهبرانی مانند نتانیاهو و محمد بن زاید با بی‌اعتنایی به قوانین بین‌المللی، مدل حکمرانی اسپارت‌گونه را برگزیده‌اند. 🔺 نویسنده اشاره می‌کند که امارات با وعده سرمایه‌گذاری ۱.۴ تریلیون دلاری در آمریکا و سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری در استارت‌آپ ارز دیجیتال ترامپ، سعی در خرید وفاداری واشنگتن داشته است، اما این رویکرد اکنون با مطالبات جدی پادشاهی عربستان سعودی برخورد کرده است. روزگاری که محمد بن زاید به عنوان مرشد محمد بن سلمان شناخته می‌شد به پایان رسیده و اکنون ریاض به عنوان بزرگترین و پرجمعیت‌ترین کشور شبه‌جزیره، در حال بازپس‌گیری نقش رهبری خود است. یمن به نقطه کانونی این تنش‌ها تبدیل شده است؛ جایی که پس از آشتی ریاض با تهران در سال ۲۰۲۳، امارات حمایت خود از جدایی‌طلبان جنوب را تشدید کرد تا نفوذ خود را در مسیرهای دریایی حفظ کند. 🔺 در سودان نیز تضاد منافع به اوج رسیده است. در حالی که هر دو کشور در ابتدا از کودتای ۲۰۲۱ حمایت کردند، اکنون امارات از نیروهای پشتیبانی سریع حمایت می‌کند و ریاض در کنار ارتش سودان ایستاده است تا امنیت بندر پورت‌سودان در مقابل بندر جده را تضمین کند. فیلیو معتقد است انفعال دولت ترامپ در قبال بحران سودان باعث شد تا عربستان ابتکار عمل را در یمن به دست بگیرد. انهدام محموله تسلیحاتی امارات توسط نیروی هوایی سعودی در ۳۰ دسامبر و حملات هوایی دوم ژانویه که منجر به کشته شدن ۲۰ نفر شد، نشان‌دهنده جدی‌ترین خطر تصادم نظامی میان این دو متحد از ابتدای بحران یمن تاکنون است. 🔺 ژان پیر فیلیو در نهایت نتیجه می‌گیرد که ترامپ برخلاف ادعاهایش مبنی بر برقراری صلح در خاورمیانه، منطقه را به میدان رقابت شکارچیانی تبدیل کرده است که حتی در میان متحدان خودش نیز رحم ندارند. در حالی که امارات به دنبال ایجاد یک یمن جنوبی جدید و همسو با اسرائیل مشابه الگوی سومالی‌لند است، عربستان با چالش تجزیه‌طلبی در مرزهای زمینی و دریایی خود روبروست. این وضعیت ترامپ را در برابر یک انتخاب دشوار قرار داده است؛ انتخابی میان پول نقد بی‌پایان امارات و ضرورت‌های امنیتی و مشروعیت بین‌المللی عربستان سعودی که می‌تواند آینده ثبات در کریدور دریای سرخ را رقم بزند. https://www.lemonde.fr/en/international/article/2026/01/05/trump-is-torn-between-the-uae-and-saudi-arabia_6749076_4.html 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️ محور جدید ریاض-قاهره-طرابلس؛ تلاش عربستان برای محدودسازی نفوذ امارات در لیبی 🔺 وب‌سایت عربی ۲۱ در تحلیلی به تاریخ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی همگرایی معنادار میان دولت عبدالحمید الدبیبه در لیبی با عربستان سعودی و مصر پرداخته است. این گزارش با عنوان تقارب ملحوظ بین الدبیبه و عربستان و مصر استدلال می‌کند که تحرکات اخیر دیپلماتیک نشان‌دهنده شکل‌گیری یک محور جدید است که هدف آن ایجاد موازنه در برابر نفوذ بی‌حد و حصر امارات در پرونده لیبی و تحت فشار قرار دادن خلیفه حفتر، متحد اصلی ابوظبی است. 🔺عربی ۲۱ معتقد است که عربستان سعودی که در گذشته تمایلاتی به اردوگاه شرق لیبی داشت، اکنون با تغییر راهبرد به سمت دولت طرابلس، در حال بازتعریف نقش خود به عنوان میانجی قدرتمند و ثبات‌بخش است. این گزارش اشاره می‌کند که الدبیبه با درک شکاف میان ریاض و ابوظبی، هوشمندانه به سمت عربستان متمایل شده تا از وزن سیاسی پادشاهی برای تثبیت موقعیت خود و کاهش فشارهای جناح حفتر بهره ببرد. مصر نیز که به دنبال ثبات مرزهای غربی خود است، در این مسیر با ریاض همسو شده تا از هرج‌ومرجی که گاهی ناشی از مداخلات جسورانه امارات است، جلوگیری کند. 🔺تحلیلگران در این گزارش تأکید دارند که این تقارب سه‌جانبه پیامی روشن به خلیفه حفتر است که دیگر نمی‌تواند تنها بر حمایت‌های نظامی و مالی امارات تکیه کند، چرا که قدرت‌های بزرگ منطقه اکنون به دنبال مسیری هستند که لزوماً از ابوظبی نمی‌گذرد. عربی ۲۱ به این نکته اشاره می‌کند که حضور پررنگ‌تر عربستان در پرونده لیبی، فضای مانور امارات را در شمال آفریقا به شدت محدود کرده و باعث شده است تا ابوظبی در موقعیت تدافعی قرار گیرد. 🔷 ملاحظه: در لایه‌ای عمیق‌تر از این تحولات، مشخص است که عرصه نزاع میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی به سرعت در حال گسترش است و ریاض قصد جدی دارد تا در تمامی جبهه‌های منطقه‌ای، امارات را به عقب براند. عربستان سعودی با خروج از لاک دفاعی سنتی خود، دایره نزاع را از مرزهای یمن و سودان فراتر برده و در حال ترتیب دادن حملات دیپلماتیک و سیاسی سازمان‌یافته به مواضع نفوذ امارات در سوریه، لیبی و سومالی است. ریاض با استفاده از ابزارهای مالی کلان و نفوذ معنوی خود، به دنبال قطع شریان‌های نفوذ ابوظبی در این کشورهاست. در سوریه، عربستان با نزدیکی به دولت جدید در حال به حاشیه بردن طرح‌های اماراتی-اسرائیلی است و امارات را متهم به حمایت از دروزیان جدایی‌طلب کرده است. در شاخ آفریقا نیز با حمایت از دولت مرکزی سومالی، در برابر جاه‌طلبی‌های دریایی امارات در سومالی‌لند ایستاده است. این استراتژی تهاجمی نشان‌دهنده آن است که محمد بن سلمان دیگر حضور امارات به عنوان یک بازیگر رقیب و متمرد در حیاط خلوت و حوزه‌های نفوذ عربستان را برنمی‌تابد و سال ۲۰۲۶ سالِ رویارویی تمام‌عیار برای تعیین رهبر بلامنازع جهان عرب خواهد بود. https://arabi21.com/story/1729733/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️پیام معنادار اردوغان به بن‌زاید؛ حمایت از تمامیت ارضی یمن در سایه اختلافات امارات و عربستان 🔺رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، در تماسی تلفنی با محمد بن‌زاید، رئیس دولت امارات متحده عربی، درباره آخرین تحولات یمن، سومالی و بحران غزه گفت‌وگو کرد. اردوغان در این تماس با تأکید بر حمایت قاطع آنکارا از «تمامیت ارضی و وحدت» یمن و سومالی، برای مشارکت در تلاش‌های صلح‌آفرین اعلام آمادگی کرد. 🔺این موضع‌گیری در حالی مطرح می‌شود که منطقه شاهد تنش بی‌سابقه‌ای میان امارات و عربستان سعودی بر سر نفوذ در جنوب یمن و همچنین شناسایی «سومالی‌لند» از سوی رژیم صهیونی است؛ منطقه‌ای که امارات تنها حامی عربی آن به شمار می‌رود. در حالی که آنکارا بر مسائل حاکمیتی یمن و سومالی تمرکز داشت، بیانیه رسمی ابوظبی بدون اشاره به این دو کشور، تنها بر تقویت روابط دوجانبه و ضرورت بازسازی غزه تأکید کرد. 🔺اردوغان پیش‌تر نیز در تماس با محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، در مواضعی مشابه، بر اهمیت ثبات یمن و سومالی برای امنیت منطقه تأکید کرده بود. 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️ خنجر در برادری؛ کالبدشکافی نزاع قدرت ریاض و ابوظبی در ویرانه‌های یمن 🔺 شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارشی تحقیقی به تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی ابعاد خطرناک‌ترین بحران در روابط سنتی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی پرداخته است. این گزارش با عنوان جنگ قدرت امارات و عربستان در یمن استدلال می‌کند که دوران همکاری‌های استراتژیک موسوم به برادران خونی به پایان رسیده و اکنون منطقه شاهد یک بازی با حاصل‌جمع صفر میان دو قطب قدرت در خلیج فارس است. واقعه بمباران محموله تسلیحاتی امارات توسط عربستان در بندر المکلا در آخرین روزهای سال ۲۰۲۵ نقطه عطف این واگرایی بود که نشان داد ریاض دیگر حاضر به تحمل ماجراجویی‌های نظامی ابوظبی در حیاط خلوت خود نیست. 🔺سی‌ان‌ان معتقد است که ریشه این درگیری در تضاد بنیادین میان دو جهان‌بینی متفاوت نهفته است؛ عربستان سعودی به دنبال یک یمن واحد و باثبات برای تضمین امنیت مرزهای طولانی خود و پیشبرد ابرپروژه‌های اقتصادی در داخل است در حالی که امارات متحده عربی با نگاهی ژئواکونومیک به دنبال کنترل بنادر و کریدورهای دریایی استراتژیک است که از طریق حمایت از جدایی‌طلبان جنوب یمن محقق می‌شود. این گزارش تأکید می‌کند که نزاع در یمن تنها نمادی از یک رقابت وسیع‌تر برای هژمونی بر کل شبه‌جزیره عربستان است. محمد بن سلمان با اتکا به نفوذ مذهبی و قدرت مالی پادشاهی در حال بازتعریف نقش ریاض به عنوان تنها رهبر بلامنازع جهان عرب است که مستقیماً جایگاه تاریخی امارات به عنوان هاب تجاری و دیپلماتیک منطقه را تهدید می‌کند. 🔺سی‌ان‌ان به فشار عربستان بر شرکت‌های چندملیتی برای ترک دبی و انتقال به ریاض اشاره می‌کند و آن را یک تهاجم اقتصادی مستقیم توصیف می‌نماید. در مقابل محمد بن زاید با استفاده از ابزارهای امنیتی و شبکه‌های نفوذ خود در آفریقا و شاخ آفریقا سعی در محاصره استراتژیک رقیب خود دارد تا از این طریق وزن خود را در معادلات دریایی به ریاض تحمیل کند. سی‌ان‌ان همچنین به این نکته ظریف اشاره می‌کند که روابط شخصی میان دو رهبر که زمانی موتور محرکه تحولات منطقه بود اکنون به یک بن‌بست سرد رسیده است به طوری که تماس‌های دیپلماتیک جای خود را به پیام‌های نظامی در زمین یمن داده‌اند. 🔺 این گزارش همچنین به تأثیر مخرب این شکاف بر سایر پرونده‌های منطقه‌ای از جمله جنگ در سودان و تلاش‌ها برای حل بحران غزه اشاره کرده و هشدار می‌دهد که واگرایی این دو متحد بزرگ واشنگتن عملاً دیپلماسی ایالات متحده در خاورمیانه را فلج کرده است. مقامات آمریکایی در ژانویه ۲۰۲۶ با چالشی روبرو هستند که در آن باید میان دو شریک کلیدی که اکنون در جبهه‌های مختلف سودان و یمن علیه یکدیگر می‌جنگند توازن برقرار کنند. بر اساس تحلیل سی‌ان‌ان خروج نیروهای اماراتی از یمن در پی فشار ریاض اگرچه از یک تقابل نظامی مستقیم میان دو کشور جلوگیری کرد اما به معنای پایان رقابت نیست بلکه نبرد را به سطوح پیچیده‌تر اطلاعاتی و اقتصادی منتقل کرده است. 🔺تحلیلگران هشدار می‌دهند که تداوم این وضعیت می‌تواند به تجزیه پایدار یمن و بی‌ثباتی در امنیت انرژی دریای سرخ منجر شود امری که بیش از همه به سود بازیگران ثالث و گروه‌های افراطی در منطقه خواهد بود. از نگاه سی‌ان‌ان روابط برادرانه خلیجی جای خود را به واقع‌گرایی سرد و خصومت‌آمیزی داده است که در آن هر یک از طرفین برای حفظ بقای مدل توسعه خود ناگزیر به تضعیف دیگری است. https://edition.cnn.com/2026/01/05/middleeast/uae-saudi-power-struggle-yemen-intl 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️ صدور سوخت‌های فسیلی از مسیر رایانش ابری؛ پیوند استراتژیک هوش مصنوعی و نفت در چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان 🔺 وب‌سایت اندیشکده کارنگی (بخش دیوان) در تحلیلی به تاریخ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی استراتژی نوین پادشاهی سعودی در تلفیق زیرساخت‌های فناوری اطلاعات با صنعت انرژی پرداخته است. این گزارش با عنوان صدور سوخت‌های فسیلی از مسیر ابری استدلال می‌کند که ریاض در حال گذار از یک صادرکننده صرف مواد خام به یک قدرت تکنولوژیک است که از طریق پردازش ابری و هوش مصنوعی، سلطه خود بر بازارهای جهانی انرژی را بازتعریف می‌کند. تحلیلگر کارنگی معتقد است که شرکت آرامکو با مشارکت غول‌های فناوری جهان از جمله گوگل و مایکروسافت، در حال تبدیل کردن میادین نفتی خود به آزمایشگاه‌های بزرگ داده است تا از این طریق هزینه استخراج را به حداقل رسانده و بهره‌وری را در سطحی بی‌سابقه افزایش دهد. 🔺 این گزارش بر این نکته کلیدی تأکید دارد که عربستان سعودی با سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی در مراکز داده و زیرساخت‌های ابری، به دنبال ایجاد یک مزیت رقابتی جدید در برابر رقبای منطقه‌ای خود، به‌ویژه امارات متحده عربی است. در حالی که ابوظبی سال‌ها پیش با پروژه‌هایی نظیر G42 پیشگامی در حوزه هوش مصنوعی را آغاز کرده بود، ریاض اکنون با استفاده از اهرم نفت و داده‌های عظیم حاصل از دهه‌ها استخراج، در حال دور زدن رقیب خود در این نبرد تکنولوژیک است. کارنگی معتقد است که استراتژی جدید سعودی تنها بهینه‌سازی تولید نیست، بلکه ایجاد نوعی وابستگی دیجیتال جهانی به زیرساخت‌های سعودی است؛ به گونه‌ای که در آینده، مصرف‌کنندگان انرژی نه تنها نفت، بلکه خدمات و تحلیل‌های مبتنی بر داده‌های آرامکو را نیز خریداری خواهند کرد. 🔺 تحلیل مذکور هشدار می‌دهد که این جهش به سمت ابرهای دیجیتال، پادشاهی را در موقعیت حساسی نسبت به حاکمیت داده‌ها قرار می‌دهد. وابستگی فزاینده به فناوری‌های آمریکایی در حالی که ریاض به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای خود در شرق است، تضادهای امنیتی جدیدی را ایجاد می‌کند. با این حال، محمد بن سلمان از این تکنولوژی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف زیست‌محیطی ادعایی و کاهش ردپای کربن نیز استفاده می‌کند تا جذابیت سرمایه‌گذاری در آرامکو را برای بازارهای غربی حفظ کند. از نگاه کارنگی، صدور نفت از طریق ابر نشان‌دهنده تولد یک دکترین جدید در خلیج فارس است که در آن ثروت زیرزمینی با قدرت محاسباتی بالا پیوند خورده تا بقای سیاسی و اقتصادی پادشاهی را در عصر پسانفت تضمین کند. این رقابت تکنولوژیک با امارات، لایه جدیدی به تنش‌های میان ریاض و ابوظبی افزوده است؛ چرا که اکنون هر دو کشور برای تبدیل شدن به هاب دیجیتال منطقه و جذب نوابغ فناوری، وارد یک نبرد حذفی شده‌اند. موفقیت عربستان در این مسیر می‌تواند به معنای حاشیه‌نشین شدن دبی و ابوظبی در اقتصاد نوین دیجیتال باشد، چرا که حجم سرمایه و داده‌های در اختیار پادشاهی، با هیچ بازیگر دیگری در منطقه قابل مقایسه نیست. 🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که آینده قدرت در خلیج فارس نه در تعداد بشکه‌های نفت، بلکه در توانایی پردازش داده‌هایی نهفته است که از این بشکه‌ها حاصل می‌شود. عربستان با صادرات نفت در پوشش خدمات ابری، به دنبال آن است که حتی در صورت گذار جهان به انرژی‌های پاک، همچنان به عنوان قلب تپنده و مغز متفکر سیستم انرژی بین‌المللی باقی بماند. این قمار بزرگ بر سر هوش مصنوعی، آخرین قطعه از پازل چشم‌انداز ۲۰۳۰ است که هدف آن تثبیت جایگاه عربستان به عنوان قدرت برتر و بلامنازع در جهان چندقطبی فرداست. https://carnegieendowment.org/middle-east/diwan/2026/01/exporting-fossil-fuels-through-the-cloud?lang=en 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies