♨️ خنجر در برادری؛ کالبدشکافی نزاع قدرت ریاض و ابوظبی در ویرانههای یمن
🔺 شبکه خبری سیانان در گزارشی تحقیقی به تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی ابعاد خطرناکترین بحران در روابط سنتی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی پرداخته است. این گزارش با عنوان جنگ قدرت امارات و عربستان در یمن استدلال میکند که دوران همکاریهای استراتژیک موسوم به برادران خونی به پایان رسیده و اکنون منطقه شاهد یک بازی با حاصلجمع صفر میان دو قطب قدرت در خلیج فارس است. واقعه بمباران محموله تسلیحاتی امارات توسط عربستان در بندر المکلا در آخرین روزهای سال ۲۰۲۵ نقطه عطف این واگرایی بود که نشان داد ریاض دیگر حاضر به تحمل ماجراجوییهای نظامی ابوظبی در حیاط خلوت خود نیست.
🔺سیانان معتقد است که ریشه این درگیری در تضاد بنیادین میان دو جهانبینی متفاوت نهفته است؛ عربستان سعودی به دنبال یک یمن واحد و باثبات برای تضمین امنیت مرزهای طولانی خود و پیشبرد ابرپروژههای اقتصادی در داخل است در حالی که امارات متحده عربی با نگاهی ژئواکونومیک به دنبال کنترل بنادر و کریدورهای دریایی استراتژیک است که از طریق حمایت از جداییطلبان جنوب یمن محقق میشود. این گزارش تأکید میکند که نزاع در یمن تنها نمادی از یک رقابت وسیعتر برای هژمونی بر کل شبهجزیره عربستان است. محمد بن سلمان با اتکا به نفوذ مذهبی و قدرت مالی پادشاهی در حال بازتعریف نقش ریاض به عنوان تنها رهبر بلامنازع جهان عرب است که مستقیماً جایگاه تاریخی امارات به عنوان هاب تجاری و دیپلماتیک منطقه را تهدید میکند.
🔺سیانان به فشار عربستان بر شرکتهای چندملیتی برای ترک دبی و انتقال به ریاض اشاره میکند و آن را یک تهاجم اقتصادی مستقیم توصیف مینماید. در مقابل محمد بن زاید با استفاده از ابزارهای امنیتی و شبکههای نفوذ خود در آفریقا و شاخ آفریقا سعی در محاصره استراتژیک رقیب خود دارد تا از این طریق وزن خود را در معادلات دریایی به ریاض تحمیل کند. سیانان همچنین به این نکته ظریف اشاره میکند که روابط شخصی میان دو رهبر که زمانی موتور محرکه تحولات منطقه بود اکنون به یک بنبست سرد رسیده است به طوری که تماسهای دیپلماتیک جای خود را به پیامهای نظامی در زمین یمن دادهاند.
🔺 این گزارش همچنین به تأثیر مخرب این شکاف بر سایر پروندههای منطقهای از جمله جنگ در سودان و تلاشها برای حل بحران غزه اشاره کرده و هشدار میدهد که واگرایی این دو متحد بزرگ واشنگتن عملاً دیپلماسی ایالات متحده در خاورمیانه را فلج کرده است. مقامات آمریکایی در ژانویه ۲۰۲۶ با چالشی روبرو هستند که در آن باید میان دو شریک کلیدی که اکنون در جبهههای مختلف سودان و یمن علیه یکدیگر میجنگند توازن برقرار کنند. بر اساس تحلیل سیانان خروج نیروهای اماراتی از یمن در پی فشار ریاض اگرچه از یک تقابل نظامی مستقیم میان دو کشور جلوگیری کرد اما به معنای پایان رقابت نیست بلکه نبرد را به سطوح پیچیدهتر اطلاعاتی و اقتصادی منتقل کرده است.
🔺تحلیلگران هشدار میدهند که تداوم این وضعیت میتواند به تجزیه پایدار یمن و بیثباتی در امنیت انرژی دریای سرخ منجر شود امری که بیش از همه به سود بازیگران ثالث و گروههای افراطی در منطقه خواهد بود. از نگاه سیانان روابط برادرانه خلیجی جای خود را به واقعگرایی سرد و خصومتآمیزی داده است که در آن هر یک از طرفین برای حفظ بقای مدل توسعه خود ناگزیر به تضعیف دیگری است.
#عربستان #امارات
https://edition.cnn.com/2026/01/05/middleeast/uae-saudi-power-struggle-yemen-intl
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ صدور سوختهای فسیلی از مسیر رایانش ابری؛ پیوند استراتژیک هوش مصنوعی و نفت در چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان
🔺 وبسایت اندیشکده کارنگی (بخش دیوان) در تحلیلی به تاریخ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی استراتژی نوین پادشاهی سعودی در تلفیق زیرساختهای فناوری اطلاعات با صنعت انرژی پرداخته است. این گزارش با عنوان صدور سوختهای فسیلی از مسیر ابری استدلال میکند که ریاض در حال گذار از یک صادرکننده صرف مواد خام به یک قدرت تکنولوژیک است که از طریق پردازش ابری و هوش مصنوعی، سلطه خود بر بازارهای جهانی انرژی را بازتعریف میکند. تحلیلگر کارنگی معتقد است که شرکت آرامکو با مشارکت غولهای فناوری جهان از جمله گوگل و مایکروسافت، در حال تبدیل کردن میادین نفتی خود به آزمایشگاههای بزرگ داده است تا از این طریق هزینه استخراج را به حداقل رسانده و بهرهوری را در سطحی بیسابقه افزایش دهد.
🔺 این گزارش بر این نکته کلیدی تأکید دارد که عربستان سعودی با سرمایهگذاریهای میلیاردی در مراکز داده و زیرساختهای ابری، به دنبال ایجاد یک مزیت رقابتی جدید در برابر رقبای منطقهای خود، بهویژه امارات متحده عربی است. در حالی که ابوظبی سالها پیش با پروژههایی نظیر G42 پیشگامی در حوزه هوش مصنوعی را آغاز کرده بود، ریاض اکنون با استفاده از اهرم نفت و دادههای عظیم حاصل از دههها استخراج، در حال دور زدن رقیب خود در این نبرد تکنولوژیک است. کارنگی معتقد است که استراتژی جدید سعودی تنها بهینهسازی تولید نیست، بلکه ایجاد نوعی وابستگی دیجیتال جهانی به زیرساختهای سعودی است؛ به گونهای که در آینده، مصرفکنندگان انرژی نه تنها نفت، بلکه خدمات و تحلیلهای مبتنی بر دادههای آرامکو را نیز خریداری خواهند کرد.
🔺 تحلیل مذکور هشدار میدهد که این جهش به سمت ابرهای دیجیتال، پادشاهی را در موقعیت حساسی نسبت به حاکمیت دادهها قرار میدهد. وابستگی فزاینده به فناوریهای آمریکایی در حالی که ریاض به دنبال تنوعبخشی به شرکای خود در شرق است، تضادهای امنیتی جدیدی را ایجاد میکند. با این حال، محمد بن سلمان از این تکنولوژی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف زیستمحیطی ادعایی و کاهش ردپای کربن نیز استفاده میکند تا جذابیت سرمایهگذاری در آرامکو را برای بازارهای غربی حفظ کند. از نگاه کارنگی، صدور نفت از طریق ابر نشاندهنده تولد یک دکترین جدید در خلیج فارس است که در آن ثروت زیرزمینی با قدرت محاسباتی بالا پیوند خورده تا بقای سیاسی و اقتصادی پادشاهی را در عصر پسانفت تضمین کند. این رقابت تکنولوژیک با امارات، لایه جدیدی به تنشهای میان ریاض و ابوظبی افزوده است؛ چرا که اکنون هر دو کشور برای تبدیل شدن به هاب دیجیتال منطقه و جذب نوابغ فناوری، وارد یک نبرد حذفی شدهاند. موفقیت عربستان در این مسیر میتواند به معنای حاشیهنشین شدن دبی و ابوظبی در اقتصاد نوین دیجیتال باشد، چرا که حجم سرمایه و دادههای در اختیار پادشاهی، با هیچ بازیگر دیگری در منطقه قابل مقایسه نیست.
🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه میگیرد که آینده قدرت در خلیج فارس نه در تعداد بشکههای نفت، بلکه در توانایی پردازش دادههایی نهفته است که از این بشکهها حاصل میشود. عربستان با صادرات نفت در پوشش خدمات ابری، به دنبال آن است که حتی در صورت گذار جهان به انرژیهای پاک، همچنان به عنوان قلب تپنده و مغز متفکر سیستم انرژی بینالمللی باقی بماند. این قمار بزرگ بر سر هوش مصنوعی، آخرین قطعه از پازل چشمانداز ۲۰۳۰ است که هدف آن تثبیت جایگاه عربستان به عنوان قدرت برتر و بلامنازع در جهان چندقطبی فرداست.
#عربستان #امارات
https://carnegieendowment.org/middle-east/diwan/2026/01/exporting-fossil-fuels-through-the-cloud?lang=en
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ اقتصاد سیاسی منازعه ایران و آمریکا، تغییر معادلهی رویارویی
👤 نویسنده: وحید اخوت
🔸 در این روزها نشانهها و اخباری در مورد احتمال حمله آمریکا به ایران شنیده میشود. اخباری که ناشی از حمل و نقلهای هوایی نظامی و گفتهها و شنیدههای غیر رسمی در رسانهها است. چه اینکه در دو مقطع در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نیز این اخبار شدت پیدا کرد و در یک مقطع تمرینات نظامی گستردهای در ایران اتفاق افتاد و حملهی خارجی صورت نگرفت و در مقطع دیگر، حمله رژیم صهیونیستی به ایران به وقوع پیوست.
🔸 مورد عجیبی که این روزها در کنار اخبار جنگ به گوش میرسد، خبر از کشورهای منطقه و حتی رژیم صهیونیستی است که در تماسهایی با ایالات متحده با حمله قریب الوقوع مخالفت کرده و به آمریکا برای تعویق حمله با بهانههای مختلف فشار آوردهاند. خبرها میگوید ایران با کشورهای منطقه اتمام حجت رسمی و جدی کرده و به این واسطه به آمریکا پیام فرستاده که جنگ محدودی در کار نخواهد بود و ایران دایره جنگ را گسترش خواهد داد.
🔸 این مورد از آن سو عجیب است که عادت کردهایم، همواره از سوی رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی برای حمله و فشار به ایران اصرار باشد و از سوی آمریکا، انکار...
🔗 متن کامل يادداشت را از اینجا مطالعه کنید.
©️@mersadcss🔷🔷🔷