هدایت شده از حسین سوزنچی
بسم الله الرحمن الرحیم
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ
امروز سالروز #جنگ_بدر است؛ اولین جنگ تاریخی و مهم اسلام.
امیرالمومنین ع آن جنگها را چنین توصیف میکند:
ما با رسول الله بوديم. آن قتالها بر ما نمىافزود جز ايمان و تسلیم، و ادامه دادن مسیر، و شکیبایی بر تلخی دردها، و جدیتِ هرچهبیشتر در جهاد با دشمن.
گاه تنى از ما و تنى از سپاه دشمن به يكديگر مىجستند، و چون دو گاو نر سر و تن هم را مىخستند.
هر يك مىخواست جام مرگ را به ديگرى بپيمايد، و از شربت مرگش سيراب نمايد.
گاه ما بر دشمن غلبه می کردیم و گاه دشمن بر ما.
چون خداوند صدق ما را دید، نکبت را بر دشمن و نصرت را بر ما نازل فرمود ...
📖نهجالبلاغه، خطبه۵۵
وَ لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً وَ مُضِيّاً عَلَى اللَّقْمِ وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْأَلَمِ وَ جِدّاً فِي جِهَادِ الْعَدُوِّ.
وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الآْخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ يَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا أَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا.
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ ...
💢امروز مردم در صحنه آمدهاند و جانانه در برابر دشمن غدار ایستادهاند؛ و خداوند انشاء الله نظارهگر صدق ماست؛ که اگر صدق ما را ببیند نکبت را بر دشمن و نصرت را بر ما جاری خواهد ساخت.
💢در تدبرهای روزانهام امروز سوره فیل را آغاز کردم، چرا که اگر ابرهه آن زمان برای نابودی پایگاه اصلی توحید از نقطهای دور به سوی مکه لشکر کشید، امروز هم ملعونی از جنس ابرهه برای نابود کردن ایران به عنوان پایگاه اصلی توحید لشکر کشیده است؛ و ما رب شتران خویشیم؛ و ربّالبیت خود میداند چه کند!*
وقایع چند روز گذشته، در عین حال که بسیار دردناک بود، اما شاگردان مکتب حضرت زینب سلامالله علیها در مصیبتهای عظیم جز زیبایی نمیبینند.
از زیباییها این بود که: دلمان سوخت؛ آتش گرفت؛ و دل سوخته به خدا نزدیک است.
الحمدلله که دشمن ما باز حماقت کرد. در آستانه #شبهای_قدر دلمان را سوزاند، ما را در تنگنا قرار داد، بر ما سخت گرفت تا به خود آییم. کسی را که بسیاری از ما به او امید بسته بودیم از ما گرفت تا امیدمان تنها به جانب خدا برود. پناههای آشکارمان را زد، تا ان شاء الله دلها هرچه بیشتر متوجه آن پناهگاه غایب شود. ما را #مضطر کرد، بلکه از مضطر حقیقی یاد کنیم و برای آمدن او «أَمَّنْ يُجيب» بخوانیم.
گویی یادمان رفته بود که #منتظر کسی بودهایم، و این یادآوری اگرچه دردناک بود، اما بس زیبا و آرامشبخش است.
شبهای قدر در پیش است؛ همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی.
*پینوشت:
حضرت عبدالمطلب از ابرهه خواست که شتران وی را که لشکرش مصادره کرده بودند به وی پس دهد. ابرهه گفت از ممن برای شترانت درخواست میکنی و برای کعبه درخواستی نمیکنی؟ گفت: «أَنَا رَبُّ الْإِبِلِ وَ لِهَذَا الْبَيْتِ رَب: من ربّ و صاحب این شترها هستم و این خانه هم ربّ و صاحبی دارد.»
حسین سوزنچی
شنبه ۱۷ رمضان ۱۴۴۷ (سالروز جنگ بدر)
@souzanchi
التجاء قلبها، اتوریته و مشروعیت/مقبولیت آیتالله خامنهای جوان است.
سپهری جدید در علوم اجتماعی در حال تکوین است.
هدایت شده از زندگی در فرهنگ
::
این دو گزارهی گوهربارِ بالا را اینچنین تفسیر میکنم:
▫️«التجاء قلبها»، یعنی آن حسوحال معنوی و روحانی در عموم مردم ایران که به یک انتخاب و خواستهی خاص، معطوف شده است؛ این جاذبهی معنوی و نیایش جمعی، خودش منشأ تحقق دوگانهی مشروعیت/مقبولیت در حکومت دینی ما شده است؛ یعنی هم اکثر مردم به دنبال آن هستند و هم آن را بر پایهی ضوابط دینی و با حال معنوی و با خواست و التجاء قلبهایشان، میخواهند.
▫️این اتوریته گاهی قابل لمس است حتی پیش از هر ساختار قانونی، و در اینجا بهگونهای به آغازینْ نیروی رهبری اشاره دارد که مردم را به خود میکشاند، مانند حضورِ آیتالله خامنهایِ جوان.
▫️این انتقال از «واقعیتِ اجتماعی» به «جهانِ اجتماعی» و سپس بازخوانی روشمند و نظاممندِ آن، خودش میتواند راهگشای یک مسیر علمی نوین باشد. گویی «سپهری جدید در علوم اجتماعی» پدید میآید که بر اساس یک حقیقت و واقعیتِ بزرگ در جهانِ اجتماعی ماست.
استقلال طلبی فراتر از ولایت پذیری
تحلیل اجتماعی از دلالت انتخاب سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
📝سید آرش وکیلیان
مقدمه نخست، نگارنده نه تخصص و نه اطلاع لازم برای ارزیابی عملکرد مجلس خبرگان رهبری را ندارد ، لذا این نوشتار اصلا در مقام ارزیابی عملکرد آن مجلس محترم نیست و امید به خدا که به بهترین شکل تکلیفشان را انجام داده اند.
مقدمه دوم، شعار اصلی و محوری انقلاب اسلامی، «استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی » بوده است. این سه گرچه نوعی ارتباط معنایی و اجتماعی با هم دارند، اما سه ارزش محوری مجزا هستند و هر کدام مستقلاً در مقام تحقق و ارزشگذاری اجتماعی سنجیده می شود، چنانکه بانوی بی حجابی که در تجمعات اخیر برای حمایت از نظام شبها به خیابان می آید در واقع از استقلال ملی کشورش تحت این پرچم دفاع می کند ولو آنکه با ارزش جمهوری اسلامی همراه نباشد.
من فکر میکنم عملکرد جمهوری اسلامی در تامین «استقال ایران» حتی از میزان تحقق جمهوریت و اسلامیت موفق تر بوده است و برخی مطالعات اجتماعی اخیر هم نشان می دهد که بسیاری از مردم چنین تلقی دارند که این نظام در تامین استقلال در قیاس با دیگر حکومت های ایران موفق تر بوده است، اما ارزش استقلال را نسبت به ارزش های دیگری نظیر آزادی فردی یا پیشرفت و رفاه کم اهمیت تر ارزیابی کرده اند.
دشواری ارزش استقلال این است که ما طی پنج دهه گذشته تا امروز هزینه های آن را به طور جمعی و فردی پرداخته ایم بی آنکه منافعش را بتوانیم در زندگی روزمره آشکارا لمس کنیم و یا اگر منفعت ملموسی بوده، توان ادراکش را نداشته ایم.
اکنون که با ظهور ترامپ و تعدی صهیونیست ها، استکبار جهانی در تمامیت خود بروز کرده و با جمهوری اسلامی ایران از حیث استقلال در یکی از اساسی ترین جوانبش یعنی استقلال در حاکمیت ملی به تعارض خورده و سپس آشکارا به کشور حمله کرده است، به نظر می رسد موضوع «استقلال» برای اولین بار به یک مسأله عمومی تبدیل شده است و سطح نزاع به قدری حاد بوده است که رهبر شهید انقلاب اسلامی جان خودش را برای حفظ آن و عدم تسلیم ملی فدا کرده است.
سپس، رییس جمهور آمریکا به طرز آشکاری اعلام کرده است که میخواهد در فرایند انتخاب جانشین مداخله کند و سید مجتبی خامنه ای گزینه مطلوب وی نیست!!!
به این حمله عریان به استقلال ملی، با انتخاب سید مجتبی خامنه ای که خود جانباز جنگ استقلال ایران است و بسیاری از خویشان وی در روز نخست این جنگ فدا شده اند، معنا و دلالت اجتماعی پاسخ قاطعی داده شده است.
لذا گرچه جمعی از مردم از باب ولایت پذیری هر کس به عنوان رهبر انتخاب می شد را می پذیرفتند، اما آنچه این انتخاب را می تواند برای عموم مردم فراتر از معتقدان به اسلامیت نظام شیرین نماید، چشیدن طعم استقلال ملی است که از تمام موشک های شلیک شده ، آشکارتر است.
در واقع امروز جمهوری اسلامی ایران توانسته حق حاکمیت ملی را که طی دویست سال اخیر مکرراً از سوی ابرقدرت های جهانی نقض شده، احیا کند. در حالی که طی سلسله های قاجار و پهلوی اشکال مختلف جداسازی سرزمینی، تحمیل قرارداد استعماری ، نقض حق حاکمیت ملی، حتی اشغال کل ایران و خلع پادشاه رخ داده است ، عملا این بار کشور در قالب این نظام بار دیگر برای حفظ حاکمیت ملی به پا خاسته است.
حال برماست که این ارزش بزرگ را فراتر از جمعیت وفاداران خاص جمهوری اسلامی و ولایت مداران طرفدار ارزش اسلامیت در جامعه ترویج کنیم و اهمیت آن را برای مردم تبیین نماییم تا لذت برخورداری از استقلال را بچشند؛ کما اینکه این روزها حقارت رفاه بدون استقلال را در کشورهای عرب خلیج فارس آشکارا مشاهده می کنند.
جمهوری اسلامی ایران از روز اول با شعار استقلال تاسیس شده است و برای حفظ آن مجبور به پرداخت هزینه از رفاه عمومی گشته و اکنون زمان آن است با قدرت نمایی در برابر دشمن امپریالیست، تحقق آن را به رخ جهانیان بکشیم.
می جنگیم، می میریم، ذلت نمی پذیریم و تسلیم نمی شویم.
هدایت شده از مجتمعنا
#مجله | #کنشگر
🔰 *از انسان مولد معترض تا سوژه مصرفی اغتشاشگر*
✍🏻 دکتر *محمدرضا قائمینیک*
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
⭕️ *ویژه نامه اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴*
🖋 شواهد متعدد میدانی از دخالت رژیم صهیونیستی و آمریکا نشان میدهد که همانطور که عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ جمهوری اسلامی، اشاره کرده است، حوادث دی ماه 1404 را باید در استمرار جنگِ 12 روزهٔ رژیم صهیونیستی علیه ایران قلمداد کرده و آن را روز سیزدهم و چهاردهم آن جنگ دانست. با این فرض، در این یادداشت سعی داریم تا به منطقی اشاره کنیم که از حیث جامعهشناختی، زمینههای اجتماعی بروز این حوادث را در میانۀ اعتراض و اغتشاش توضیح دهد.
#مجله_کنشگر
#کنشگر۴
🔸* انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🆔 @iaomss*
اگرچه غم از دست دادن شهید آیت الله خامنه ای، جانکاه بود، اما شاید هیچ نیرویی جز شهادت و خون نمی توانست شرایط را برای انتقال رهبری به این نحو فراهم کند. در جامعه ای که به دلیل تشتت آراء یا تنوع سلایق، هم در میان علما و نخبگان سیاسی و علمی و اقتصادی و هم در میان عموم مردم، امکان همدلی کاهش یافته بود، نیروی برخاسته از شهادتِ ایشان، زمینۀ انتقال رهبری را مهیا ساخت.
این دست نیروها در هیچ دستگاه محاسباتی علوم انسانی قابل محاسبه نیست. ما معمولاً در علوم اجتماعی، انسجام اجتماعی را با نظریات نظم توضیح می دهیم، اما اینکه یک ملت در اوج سخت ترین بحران سیاسی یا نظامی، در حالی که حساس ترین و سخت ترین تغییر اساسی خودش را تجربه می کند، در این گسترۀ وسیع، منسجم عمل می کند، از آن دست معماهایی است که به راحتی نمی توان آن را صورت بندی کرد.
نه صورت بندی فوکو از گفتمان ها و نه صورت بندی توماس کوهن از پارادایم ها توان توضیح این تحول عظیم را با عنصری معنوی ندارند و ناگزیر تن به گسست تاریخی دادهاند؛ تجربۀ یک تغییر و تحول و انتقال بزرگ در عینِ پیوستگیِ تام و تمام به گذشته؛ با حضور بیشترین حد ممکن از آحاد یک جامعه.
آنچه در این لحظه بسیار عجیب است، امکان توضیح نقطه ثبات و ایستایی جامعه ایرانی نیست (که این نکته چندان چالشی برای ما نداشته است) بلکه توضیح بسیار بدیع و جدیدی از تغییر و پویایی جامعه با منطق و بنیادی دینی است. اکنون نیروی دین است که تغییرات را رقم میزند.
نویسنده: جناب آقای دکتر قائمی نیک