استقلال طلبی فراتر از ولایت پذیری
تحلیل اجتماعی از دلالت انتخاب سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
📝سید آرش وکیلیان
مقدمه نخست، نگارنده نه تخصص و نه اطلاع لازم برای ارزیابی عملکرد مجلس خبرگان رهبری را ندارد ، لذا این نوشتار اصلا در مقام ارزیابی عملکرد آن مجلس محترم نیست و امید به خدا که به بهترین شکل تکلیفشان را انجام داده اند.
مقدمه دوم، شعار اصلی و محوری انقلاب اسلامی، «استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی » بوده است. این سه گرچه نوعی ارتباط معنایی و اجتماعی با هم دارند، اما سه ارزش محوری مجزا هستند و هر کدام مستقلاً در مقام تحقق و ارزشگذاری اجتماعی سنجیده می شود، چنانکه بانوی بی حجابی که در تجمعات اخیر برای حمایت از نظام شبها به خیابان می آید در واقع از استقلال ملی کشورش تحت این پرچم دفاع می کند ولو آنکه با ارزش جمهوری اسلامی همراه نباشد.
من فکر میکنم عملکرد جمهوری اسلامی در تامین «استقال ایران» حتی از میزان تحقق جمهوریت و اسلامیت موفق تر بوده است و برخی مطالعات اجتماعی اخیر هم نشان می دهد که بسیاری از مردم چنین تلقی دارند که این نظام در تامین استقلال در قیاس با دیگر حکومت های ایران موفق تر بوده است، اما ارزش استقلال را نسبت به ارزش های دیگری نظیر آزادی فردی یا پیشرفت و رفاه کم اهمیت تر ارزیابی کرده اند.
دشواری ارزش استقلال این است که ما طی پنج دهه گذشته تا امروز هزینه های آن را به طور جمعی و فردی پرداخته ایم بی آنکه منافعش را بتوانیم در زندگی روزمره آشکارا لمس کنیم و یا اگر منفعت ملموسی بوده، توان ادراکش را نداشته ایم.
اکنون که با ظهور ترامپ و تعدی صهیونیست ها، استکبار جهانی در تمامیت خود بروز کرده و با جمهوری اسلامی ایران از حیث استقلال در یکی از اساسی ترین جوانبش یعنی استقلال در حاکمیت ملی به تعارض خورده و سپس آشکارا به کشور حمله کرده است، به نظر می رسد موضوع «استقلال» برای اولین بار به یک مسأله عمومی تبدیل شده است و سطح نزاع به قدری حاد بوده است که رهبر شهید انقلاب اسلامی جان خودش را برای حفظ آن و عدم تسلیم ملی فدا کرده است.
سپس، رییس جمهور آمریکا به طرز آشکاری اعلام کرده است که میخواهد در فرایند انتخاب جانشین مداخله کند و سید مجتبی خامنه ای گزینه مطلوب وی نیست!!!
به این حمله عریان به استقلال ملی، با انتخاب سید مجتبی خامنه ای که خود جانباز جنگ استقلال ایران است و بسیاری از خویشان وی در روز نخست این جنگ فدا شده اند، معنا و دلالت اجتماعی پاسخ قاطعی داده شده است.
لذا گرچه جمعی از مردم از باب ولایت پذیری هر کس به عنوان رهبر انتخاب می شد را می پذیرفتند، اما آنچه این انتخاب را می تواند برای عموم مردم فراتر از معتقدان به اسلامیت نظام شیرین نماید، چشیدن طعم استقلال ملی است که از تمام موشک های شلیک شده ، آشکارتر است.
در واقع امروز جمهوری اسلامی ایران توانسته حق حاکمیت ملی را که طی دویست سال اخیر مکرراً از سوی ابرقدرت های جهانی نقض شده، احیا کند. در حالی که طی سلسله های قاجار و پهلوی اشکال مختلف جداسازی سرزمینی، تحمیل قرارداد استعماری ، نقض حق حاکمیت ملی، حتی اشغال کل ایران و خلع پادشاه رخ داده است ، عملا این بار کشور در قالب این نظام بار دیگر برای حفظ حاکمیت ملی به پا خاسته است.
حال برماست که این ارزش بزرگ را فراتر از جمعیت وفاداران خاص جمهوری اسلامی و ولایت مداران طرفدار ارزش اسلامیت در جامعه ترویج کنیم و اهمیت آن را برای مردم تبیین نماییم تا لذت برخورداری از استقلال را بچشند؛ کما اینکه این روزها حقارت رفاه بدون استقلال را در کشورهای عرب خلیج فارس آشکارا مشاهده می کنند.
جمهوری اسلامی ایران از روز اول با شعار استقلال تاسیس شده است و برای حفظ آن مجبور به پرداخت هزینه از رفاه عمومی گشته و اکنون زمان آن است با قدرت نمایی در برابر دشمن امپریالیست، تحقق آن را به رخ جهانیان بکشیم.
می جنگیم، می میریم، ذلت نمی پذیریم و تسلیم نمی شویم.
هدایت شده از مجتمعنا
#مجله | #کنشگر
🔰 *از انسان مولد معترض تا سوژه مصرفی اغتشاشگر*
✍🏻 دکتر *محمدرضا قائمینیک*
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
⭕️ *ویژه نامه اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴*
🖋 شواهد متعدد میدانی از دخالت رژیم صهیونیستی و آمریکا نشان میدهد که همانطور که عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ جمهوری اسلامی، اشاره کرده است، حوادث دی ماه 1404 را باید در استمرار جنگِ 12 روزهٔ رژیم صهیونیستی علیه ایران قلمداد کرده و آن را روز سیزدهم و چهاردهم آن جنگ دانست. با این فرض، در این یادداشت سعی داریم تا به منطقی اشاره کنیم که از حیث جامعهشناختی، زمینههای اجتماعی بروز این حوادث را در میانۀ اعتراض و اغتشاش توضیح دهد.
#مجله_کنشگر
#کنشگر۴
🔸* انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
🆔 @iaomss*
اگرچه غم از دست دادن شهید آیت الله خامنه ای، جانکاه بود، اما شاید هیچ نیرویی جز شهادت و خون نمی توانست شرایط را برای انتقال رهبری به این نحو فراهم کند. در جامعه ای که به دلیل تشتت آراء یا تنوع سلایق، هم در میان علما و نخبگان سیاسی و علمی و اقتصادی و هم در میان عموم مردم، امکان همدلی کاهش یافته بود، نیروی برخاسته از شهادتِ ایشان، زمینۀ انتقال رهبری را مهیا ساخت.
این دست نیروها در هیچ دستگاه محاسباتی علوم انسانی قابل محاسبه نیست. ما معمولاً در علوم اجتماعی، انسجام اجتماعی را با نظریات نظم توضیح می دهیم، اما اینکه یک ملت در اوج سخت ترین بحران سیاسی یا نظامی، در حالی که حساس ترین و سخت ترین تغییر اساسی خودش را تجربه می کند، در این گسترۀ وسیع، منسجم عمل می کند، از آن دست معماهایی است که به راحتی نمی توان آن را صورت بندی کرد.
نه صورت بندی فوکو از گفتمان ها و نه صورت بندی توماس کوهن از پارادایم ها توان توضیح این تحول عظیم را با عنصری معنوی ندارند و ناگزیر تن به گسست تاریخی دادهاند؛ تجربۀ یک تغییر و تحول و انتقال بزرگ در عینِ پیوستگیِ تام و تمام به گذشته؛ با حضور بیشترین حد ممکن از آحاد یک جامعه.
آنچه در این لحظه بسیار عجیب است، امکان توضیح نقطه ثبات و ایستایی جامعه ایرانی نیست (که این نکته چندان چالشی برای ما نداشته است) بلکه توضیح بسیار بدیع و جدیدی از تغییر و پویایی جامعه با منطق و بنیادی دینی است. اکنون نیروی دین است که تغییرات را رقم میزند.
نویسنده: جناب آقای دکتر قائمی نیک
فلسفه علوم اجتماعی
اگرچه غم از دست دادن شهید آیت الله خامنه ای، جانکاه بود، اما شاید هیچ نیرویی جز شهادت و خون نمی توان
هستیِ حاضرِ غایبِ امامِ شهید
وجه متعالی دین تشیع در انسجام اجتماعی
در حالی که در دین پروتستانی، دین درونماندگار شده که وجه غیبی ندارد، مطمحنظر بود.
هدایت شده از TADI
شابلون و پوستر را زمین بگذارید، ویترین و استیج را ورق بزنید ؛
اندرباب نوسازی تاکتیکهای حضور در شبهای حساس ایران
♦️در ایامی که سایهی تهدید و جنگ بر سر شهرها سنگینی میکند، حضور شبانهی مردم ایران در خیابانها، فراتر از یک پیادهروی ساده، در واقع ترسیمکنندهی یک «خط دفاعی نرم» است. دشمن با راهبرد «جنگ شهری» بهدنبال ایجاد فضای ناامنی و تخلیهی روانی شهروندان است؛ اما حضور آگاهانهی مردم، این معادله را به نفع امنیت ملی تغییر داده است. با این حال، برای استمرار این حضور و جلوگیری از فرسایشی شدن آن، نیازمند یک بازنگری جدی در «تکنیکهای حضور» هستیم.
🔹 ۱. عبور از کلیشههای بصری به سمت تعاملات انسانی
به نظر می رسد باتوجه به گذشت بیش از دو هفته از حضور خیابانی سرمایه گذاری ایستگاه ها و موکب ها روی پوستر، شابلون و پذیرایی چایی اشتباه است و محیط به یک اشباع نسبی رسیده و دیگر این موارد نمی تواند پیام جدیدی تولید کند. این ایستگاه ها و مواکب باید از ظرفیت ها و خلاقیت های جدید برای حفظ و تثبیت جمعیت در خیابان استفاده کنند. به عبارت دیگر باید از رسانه های چاپی و بصری عبور کرد و «رسانه های تعاملی» را رونق بخشید. برخی از این موارد عبارتند از:
- تئاتر خیابانی: زبان هنر، برندهترین سلاح برای روایت مظلومیت و اقتدار است. اجرای نمایشهای کوتاه که مفاهیم پایداری را با چاشنی امید و حتی طنز روایت میکنند، میتواند روحیه جمعی را بازسازی کند.
- میز بازیهای فکری: تبدیل خیابان به فضایی برای فکر کردن و تعامل. وقتی خانوادهها در کنار هم دور یک میز بازی مینشینند، پیام «امنیت برقرار است» را با قدرتی بیشتر از صدها سخنرانی به دنیا مخابره میکنند. این کار باعث میشود حضور در خیابان از یک تکلیف سیاسی به یک انتخاب تفریحی و بصیرتی تبدیل شود.
- دعا و مناجات: تا امروز حجم مداحی های حماسی و ریتمینگ متناسب با شرایط بسیار بالا بوده است. به نظر می رسد باید قدری به آرامش، سکون، توجه و توسل در خیابان هم پرداخت. کمتر ایستگاه و موکبی را این شبها می بینیم که مناجات آرامش بخشی پخش کند و یا برنامه زنده دعا و توسل داشته باشد.
🔹۲. پیوند «مقاومت» با «معیشت»؛ پویش خرید هوشمندانه
بزرگترین آسیب حضور پرحجم مردم در معابر اصلی (مانند تجربهی خیابان شهید صدوقی قم در این شبها)، ناخواسته متوجه بدنه اقتصادی شهر یعنی مغازهداران شده است. خطر بزرگ در شرایط جنگی، فروپاشی اقتصادیِ لایههای میانی و پایین جامعه است. وقتی خیابانی برای امنیت قرق میشود، نباید به قیمتِ ورشکستگیِ مغازهدارِ همان خیابان تمام شود.
- غرفههای خرید و بنهای تخفیف : موکبها و ایستگاههای فرهنگی باید با توزیع بن های تخفیف نقش تسهیل گری در خرید از فروشگاه های خرد را ایفا کنند. به جای توزیع صرفِ اقلام فرهنگی و یا خوراکی در مواکب و ایستگاه ها، میتوان پویشهایی راهاندازی کرد که مردم را به خرید از مغازههای همان محدوده تشویق کند.
- مسئولیت اجتماعیِ عابرین: حضور در خیابان باید با «خریدِ حمایتی» همراه شود. هر خانوادهای که برای پیادهروی شبانه میآید، باید بداند که خرید یک کالای کوچک از مغازهداری که چک و اجارهاش عقب افتاده، خود بخشی از جهاد است.
🔹خلاصه اینکه اگر قرار است خیابان سنگر ما باشد، این سنگر باید «زندگی» در آن جریان داشته باشد. مردمی که نگران چک، اجارهخانه و سفره شب عید خود هستند، نمیتوانند برای مدت طولانی در صفِ اولِ حضورِ خیابانی بمانند. تبدیلِ «تجمع» به «شبکه حمایت اقتصادی و تفریح سالم»، بهترین پاتک به دشمنی است که روی خستگی و استیصال ما حساب باز کرده است. یادمان نرود هر رسیدی که از دستگاه کارتخوانِ یک مغازهدار در خیابانهای قرقشده بیرون میآید، تیری است به قلبِ راهبردِ ناامنسازیِ دشمن.
✍🏽 محمد طالبی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
https://ble.ir/leaflets/-4266863678425175039/1773575118136
هدایت شده از مجتمعنا
اللهاکبر و زمینهسازی برای اعطاء «نعمت» به ملت ایران برای عبور از بحران
تاملاتی در الاهیات اجتماعیِ جامعۀ ایرانی در بحرانهای اسفند 1404
در بازۀ زمانی ۹ تا ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، جامعه ایرانی با شش بحران همزمان روبهرو شد: فقدان رأس نظام پس از نبود ولیفقیه و تأثیر گستردۀ این جایگاه؛ وقوع جنگی سنگین با هدف فروپاشی و تجزیۀ نظام یا ایران؛ تشدید اغتشاشات داخلی و جنگ شهری با تلفات گسترده؛ تضادهای توسعهای چند دهه ای ناشی از دوگانۀ تمدن نوین اسلامی و الگوی توسعه غربی؛ گسترش شکاف میان ایدۀ ایرانگرایی و اسلامگرایی که در جنبشهای اخیر شدت یافت؛ و تلاش دشمنان برای انزوای منطقهای ایران از طریق عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی.
بعضی از بحرانهای فوق الذکر، البته سابقه دارترند و افرادی نظیر عباس عبدی، تقی آزاد ارمکی، محسن رنانی، محمود سریعالقلم و سعید حجاریان از سال ۱۳۹۷ که هنوز بحران جنگ و فقدان رهبری نیز در میان نبود، در پاسخ به این بحرانها، ایدۀ فروپاشی را مطرح میکردند و طبیعتاً بحرانهای اخیر چون فقدان رهبری و جنگ، بایستی این فروپاشی را تسریع می کرد.
توضیح منطق بحران در نظریههای علوم اجتماعی
در منطق علوم اجتماعی، بحرانها نیروی محرک شکلگیری مدرنیته و علوم انسانی غربیاند. از رنسانس تا قرن بیستم، هر تحول علمی، صنعتی و سیاسی پاسخی به بحرانهای تاریخی بوده است. با این حال این پاسخها ذاتاً سکولارند و به تعبیر مشهور، پاسخهایی مبتنی بر عقل خودبنیاد انسان و نه منابع وحیانی به این بحران ها داده شدهاند. فی المثل کنت با تکیه بر فلسفۀ تاریخ مدرن، در پاسخ به بحران عقبماندگی و پرسش از آینده، مفهوم ترقی را جایگزین مشیت الهی کرد و بعدتر، توماس کوهن منطق تغییرات علمی را در قالب «تغییر پارادایمی» توضیح داد؛ بحرانها موجب جابهجایی پارادایمها میشوند. فوکو نیز در تبارشناسی خود، تحولات تاریخی را نتیجۀ گفتمانهای قدرت دانست. در مجموع، همۀ این نظریات بر اساس نیروهای اینجهانی، توضیحی دربارۀ بحرانها ارائه میدهند و الهیات و باورهای غیبی را از عرصۀ تبیین بحرانهای تاریخی و علمی کنار گذاشتهاند. خدا و ماوراء، هیچنقشی در عبور انسانها از بحرانها ندارند.
معمای مواجهه با بحرانها در جامعۀ ایرانی: باور به اللهاکبر
همانگونه که گفته شد، در تحلیل وضعیتهایی که جامعه امکان عبور از بحران را مییابد، نظریۀ کاریزمای وبر (که در روایتهایی نزد کارل مانهایم (نیروهای اتوپیاپرداز)، توماس کوهن (نیروهای تغییردهنده پارادایمها) و میشل فوکو (نیروهای دارای قدرت گفتمانی) نیز بازتاب یافته ــ با این شرایط تناسب بیشتری دارد، زیرا نظریههایی که بر نظم، بوروکراسی یا دموکراسی تمرکز دارند، عمدتاً جامعه را در وضعیت تثبیتشده و مستقر توضیح میدهند؛ در حالی که موضوع این یادداشت تحلیل شرایط بحران و تغییر است. نظریۀ وبر از این جهت به بحث حاضر نزدیک است که به ریشههای شبهالاهیاتی کاریزما اشاره میکند و نشان میدهد چگونه یک جامعۀ تودهوار میتواند در لحظات بحرانی تحت تأثیر نیرویی کاریزماتیک دست به کنش جمعی بزند. با اینحال جامعۀ تحت کنترل کاریزما، جامعۀ تودهای است و بهمحض استقرار عقلانیت ابزاری و سازوکارهای دموکراتیک، بهتدریج کاریزما را کنار گذاشته و به روابط روزمره و عقلانی بازمیگردد. این درحالی است که جامعه ایرانی در هشت روز بحرانی مورد بحث با وضعیتی متفاوت مواجه بوده است: نه تنها نیروی کاریزماتیک خود را به طور فیزیکی در اختیار نداشت، بلکه درست در آغاز اوج بحران آن را از دست داده بود. در اینجا پرسش اصلی مطرح میشود: در شرایطی که جامعه با دستکم شش بحران ویرانگر روبهرو بوده، چه نیرویی امکان عبور از بحران را در این هشت روز فراهم کرده است؟
برای پاسخ به این پرسش، شاید بهترین راه رجوع به میدان اجتماعی باشد. مشاهدات متعدد همگی نشان میدهد که بهویژه در نقاطی که شهرها ــ بهخصوص تهران ــ هدف موشک یا بمب قرار گرفتهاند، با واژهای پرتکرار روبهرو میشویم: اللهاکبر . در اینجا قصد بررسی اعتقادی این عبارت را ندارم؛ اما از منظر پدیدارشناختی، تکرار ناخودآگاه و غیرعمدی آن در لحظۀ اوج بحران میتواند نشانۀ استمداد از نیرویی فراتر از توان انسانی باشد.
جامعهای که مهمترین ستون خود را از دست داده و با خطر فروپاشی نهادی مواجه است، دیگر حتی امکان تکیه بر یک ابرانسان یا رهبر کاریزماتیک را ندارد؛ از این رو به نیرویی متوسل میشود که ورای همۀ نیروهای قابل توصیف است: خدایی که بزرگتر از هر وصفی دانسته میشود. شاید استقبال از موسیقی «حسبیالله» با صدای محسن چاووشی نیز بازتاب همین وضعیت باشد. در چنین لحظهای، باور دینی به وجود واقعی و در دسترس نیرویی ماورایی به نام خدا، میتواند به عامل وحدتبخش جامعۀ ایرانی تبدیل شود.
https://eitaa.com/mojtamaona/718