eitaa logo
فلسفه علوم اجتماعی
563 دنبال‌کننده
48 عکس
19 ویدیو
43 فایل
📱این کانال، فرصتی است برای: 🧩 تاملاتی در باب: #فلسفه، #امرـاجتماعی و #نظم مهدی سلطانی هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام) 📩 ارتباط با مدیر کانال: 📲 @msoltani41 ✉️ لینک دعوت: eitaa.com/philosophyofsocialscience
مشاهده در ایتا
دانلود
در وضعیت بازتولید مداوم عدم قطعیت از هر دو طرف درگیر جنگ هستیم. در این وضعیت، هر خبری در این راستا باید تفسیر شود، نه اینکه خبرها را در راستای تفسیر از وضعیت جنگ یا آتش بس تفسیر کنیم. https://eitaa.com/philosophyofsocialscience
فلسفه علوم اجتماعی
التجاء قلب‌ها، اتوریته و مشروعیت/مقبولیت آیت‌الله خامنه‌ای جوان است. سپهری جدید در علوم اجتماعی در ح
این التجاء قلبی به الله تعالی محمل عبور از عدم قطعیت است. ظاهرا سکوت صبورانه همراه با التجاء قلبی راه مقاومت در این وضعیت عدم قطعیت است. راهی به سوی قطعیت. https://eitaa.com/philosophyofsocialscience
✍🏽 بعثت مردم و بازتأسیس فقه سیاسی؛ از مبنای معرفتی تا امتثال تمدنی بخش نخست: بعثت به‌مثابه ضرورت هدایت و ترجمه حقیقت در تاریخ انسانی در سنت حکمت اسلامی و الهیات عقلی، بعثت هرگز به‌مثابه یک واقعه صرفاً تاریخی یا مقطعی فهم نشده، بلکه پاسخی به یک نیاز ساختاری در ساحت وجودی و اجتماعی انسان تلقی گردیده است؛ چنان‌که برخی پژوهش‌ها تصریح می‌کنند «نبوت پاسخی به محدودیت عقل عملی در هدایت جمعی انسان است» (Griffel, 2015) و از این‌رو، عقل انسانی با وجود توانایی در ادراک کلیات، در مقام تنظیم حیات جامع فردی و اجتماعی دچار اختلاف و قصور می‌شود. قرآن کریم نیز بعثت را در افق اتمام حجت و بیدارسازی عقل تعریف می‌کند: «رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» (نساء: ۱۶۵)، که نشان می‌دهد غایت بعثت، اقامه امکان هدایت آگاهانه است، نه تحمیل. از سوی دیگر، در سطح اجتماعی، متفکران معاصر تأکید می‌کنند که «نبوت، بنیان‌گذار نظم قدسی در جامعه انسانی است» (Nasr, 2006) و بدون آن، امکان شکل‌گیری تمدن دینی از میان می‌رود. همچنین تحلیل‌های کلامی نشان داده‌اند که «ضرورت نبوت، ناظر به تنظیم حیات جمعی و جلوگیری از فروپاشی اخلاقی جامعه است» (Saleh, 2015). در دستگاه فلسفی ابن‌سینا نیز، پیامبر به‌عنوان انسانی معرفی می‌شود که «به مرتبه اتصال با عقل فعال رسیده و توان ترجمه معارف کلی به زبان قابل فهم برای عموم را دارد» (Shaheen, 2010) و این تلقی در حکمت متعالیه، با فهم وحی به‌عنوان «ادراک شهودی تام» تعمیق می‌یابد (Belo, 2018). بر این اساس، بعثت را می‌توان لحظه‌ای دانست که در آن، حقیقت از سطح نهفتگی و پراکندگی، به سطح نظام‌مندی و قابلیت تحقق در حیات انسانی تنزل می‌یابد؛ فرآیندی که به تعبیر برخی متفکران، «ترجمه وجودی حقیقت به زبان تاریخ انسانی» است (Soroush, 2009). اما این ترجمه، اگر در سطح مفهومی متوقف بماند، هرگز به حیات واقعی راه نمی‌یابد؛ و همین نقطه، ضرورت ورود به ساحت فقه را آشکار می‌سازد. بخش دوم: فقه به‌مثابه منطق تحقق بعثت؛ از حکم فردی تا ساختار اجتماعی اگر بعثت، ترجمه حقیقت به زبان حیات انسانی است، این ترجمه بدون یک نظام هنجاری الزام‌آور که بتواند آن حقیقت را در رفتار و ساختار اجتماعی تثبیت کند، ناتمام خواهد ماند. از این‌رو، فقه اسلامی را باید نه صرفاً دانش احکام فردی، بلکه «منطق تحقق بعثت» در تاریخ دانست؛ دانشی که به تعبیر برخی پژوهشگران، عهده‌دار «تنظیم کنش فردی و جمعی در راستای تحقق مقاصد شریعت» است (لک‌زایی، ۲۰۱۰). در این افق، فقه سیاسی دیگر مجموعه‌ای پراکنده از احکام حکومتی نیست، بلکه چارچوبی است برای تنظیم نسبت دین و قدرت، فرد و جامعه، و حق و تکلیف در مسیر اقامه قسط. پژوهش‌های معاصر نیز بر «ظرفیت نظام‌سازی فقه شیعه در ایجاد ساختارهای کلان اجتماعی» تأکید کرده‌اند (ایزدهی و احمدی، ۲۰۱۹). بدین‌ترتیب، مفاهیمی چون حفظ نظام، نفی سبیل و امر به معروف، نه احکامی منفصل، بلکه اجزای یک منظومه‌اند که هدف آن، تحقق اجتماعی هدایت الهی است. در این چارچوب، می‌توان گامی فراتر نهاد و گفت: بعثت، صرفاً آغاز نزول وحی نیست، بلکه آغاز شکل‌گیری «نظام تکلیف اجتماعی» است. در این نظام، انسان دیگر تنها به‌عنوان فرد مکلف تعریف نمی‌شود، بلکه به‌مثابه عضوی از یک کلّ اجتماعی، در تحقق اراده الهی مسئولیت می‌یابد. از این منظر، فقه از سطح «فعل فردی» عبور کرده و «کنش جمعی» را نیز در بر می‌گیرد؛ امری که در قواعد کلان فقه سیاسی به‌وضوح قابل مشاهده است. 🆔 https://eitaa.com/se_alavi سیــــــــداحســــــــــان رفیعـــی علـــــــــوی
در مجلس بزرگداشت مقام معلم و تجلیل از مقام فیلسوف شهید دکتر لاريجانی اتحاد علم و شهادت، عالم و شهید 🔹 ‌تقدیر از معلم، تقدیر از حقیقی ترین عنصر جان آفرین انسانی، یعنی «علم» است. وصلت خاندان علما، وصلت طبق های متنوعی از نوراست که مبدع انواری جدید خواهد شد. فیلسوف شهید دکتر علی لاریجانی که امتداد دو سلاله نور و منتسب به فحول علم، آیت الله میرزا هاشم آملی ره و آیت الله شهید مطهری ره هستند مفتخر به توأمانی گوهر مداد علما و دماء شهدا هستند. «و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون» 🔹مفتخریم به زیستن در دولت علم، که شعار حکومتی آن با رویکرد تربیتی قائد شهید عظیم الشأن ما، بزرگ مرد تاریخ و تاریخ ساز، حضرت آیت الله خامنه ای شهید، پیگیری علم در حد هژمونی و سیطره امت اسلام بوده است. کما قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام العلم سلطان من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه. علم، سیطره و اقتدار است. هر کس آن را به دست آورد غالب میشود وهر کس آن را از کف داد، مغلوب. 🔹حکیم بزرگ مسلمان، ابونصر فارابی در بنای حکمت خویش که هم حکمت نظری و هم عملی را در بر میگرفت، مهمترین شاخصه مدینه فاضله را در برابر مدینه فاجره و فاسقه و دیگر انواع ناقص و منحرف مدنیت ، در آن دانست که حکیم الهی در رأس آن قرار گیرد. بر این اساس، ادغام و اندماج حکمت و سیاست در قامت حکیم سیاستمدار ، بنیاد تمدنی ماست. 🔹 مرحوم الهی قمشه ای، ساختمان وجودی نفس انسان را متشکل از خشت های علم می داند. یعنی نفس آدمی از گوهر علم ساخته شده است و علم سبب اشتداد وجودی او خواهد شد. حکیم متأله صدرالمتألهین ، علم را نه عرضی عارض بر ذات عالم، بلکه نحوه وجود نفس و متحد با عالم می داند و این یعنی انسان چیزی نیست جز کاشفیت، امر آشکار آشکار کننده، ظاهر بنفسه مظهر لغیره. 🔹 اینجاست که رابطه علم و نور سر از مساوقت در می آورد،هر آنجا که علم است از همان دریچه نور وارد شده است. 🔹 امروز جامعه فرهیخته و متمدن ایران اسلامی، زخم عمیق و داغ آتشین فقدان هستی های نورانی و کشاف خود یعنی عالمان و دانشمندان و حکیمان و فیلسوفان راستین خود و در رأس آنان قائد عظیم الشأن خامنه ای شهید را متحمل است. 🔹 این داغهای آتشین ،دریچه دیگری از نور است که بر قلوب و اذهان ملت ما گشوده شده است. آنجا که مولانا از شمس پرسید پس زخمهایمان چه ؟ شمس گفت : زخمهایمان دریچه هایی هستند که نور از آن وارد می‌شود. 🔹 نمی دانم به دقت، رابطه داغ و زخم و علم و معرفت چیست اما می دانم شیعه، وارث داغهای عظیمی به قدمت تاریخ است که آن را صاحب معرفتی عمیق و سیطره ای تاریخی ساخته و خواهد ساخت. 🔹 ما از نسل مادر مضطهده، منکسره مقهوره ،مظلومه شهیده هستیم. ما از تبار آن نگاه غربت آلود نگران حسین ابن علی علیه السلام به خیمه گاه و فرجام اهل حرم در انتظار اسارت زینبی هستیم. ما دریچه معرفتی مان ، از زخمی به پهنای من الأذن الی الأذن گذشته است. ما وارثان چادر های خاکی و سوخته ایم. ما وارثان خون پیشانی های سنگ خورده و به محمل کوفته ایم. ما کشته شدگان زیارت رأس الحسین علیه السلام در خرابه ایم. ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم. 🔹 اکنون، با مشتهایی گره کرده که پیام اخر قائد شهیدمان بود ،با اطاعت محض از سلاله مطهرش ،رهبری معظم آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای، اعلام خواهیم داشت این راه علم و معرفت و شهید و شهادت ادامه خواهد یافت و داغهای سنگین ما سرمایه مسیر مبارزاتی ما خواهد بود تا زمانی که زمین در سیطره حق و بقیه الله الاعظم قرار گیرد و پرچم توحید و ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله در عالم به اهتزار درآید. اللهم عجل فی فرج محمد و آل محمد واقرن ثارنا بثار محمد و آل محمد ✍️ نرجس رودگر عضو هیأت علمی جامعه المصطفی العالمیه و عضو گروه مطالعات خانواده دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام ┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄ انجمن علمی الگوی سوم زن مسلمان  دانشگاه باقرالعلوم(ع) 🆔 https://eitaa.com/Bou_TMMW         ┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄