eitaa logo
دانلود
میگید از کجا می‌دونم اثر می‌کنه؟ از اینکه سبک های تلفیقی موسیقی سنتی امروز حسابی جواب داده و کلی مخاطب داره. طوری که یکی مثل علیرضا قربانی بیش از ۳۰ شب در پایتخت کنسرتی برگزار می‌کنه که توی هر شبش ۸۰۰۰ نفر مخاطب میاد و موسیقی ایرانی می‌شنوه. چرا میگم ایرانی؟ چون همه‌ی قطعه ها مبنای ردیف داره که بعضی جا ها با موسیقی غربی تلفیق شده. حالا می‌دونید در طول همین اجرا شما ۳ تا آواز بداهه می‌بینید؟ موسیقی اصیل ایرانی برون تلفیق. خالص خالص. و اگر اساتید ما با مبنای خودشون پیش می‌رفتن، شاید توی رویاهاشون می‌دیدن که بیش از ۲۰۰,۰۰۰ نفر سه تا آواز بداهه‌ی ردیف بشنون.
ققنوس
بچه ها، یک پژوهشگر نسبتا جالبی به نام علی غریب دوست برای موسیقی های سطحی و تکراری یک اسم جالب پیدا ک
ولی باید فرق تلفیق موسیقی رو با مفهوم «آشغال های دوستداشتنی» که اینجا نوشتیم درک کنیم و بدونیم هر قطعه که مشهور میشه و مردم دوستش دارن، لزوما جزو این آشغال ها نیست.
ققنوس
و می‌دونید چیه؟ تمام راهکار های اونا برای مشهور تر کردن موسیقی سنتی شکست خورد. اونا نتونستن موسیقی ا
بچه ها البته اینو نوشتم، یادتون باشه اساتیدی که اسم بردیم از روشن فکر ترین افراد زمان خودشون بودن و بعضی از اساتید ایرانی حتی می‌گفتن نباید موسیقی رو برای صحنه اجرا کرد و ردیف نوازی باید در خلوت باشه. یعنی اگر موسیقی دست این چند نفر بود تا الان چیزی از ردیف باقی نمی‌موند. اساتیدی که گفتیم در نوع خودشون روشنفکر بودن و حتی ارکستر های خودشون رو ساختن برای اجرای صحنه‌‌. خلاصه که اونا تا حد خودشون به تکامل موسیقی کمک کردن.
صدایت می‌زنم. به تماشا می‌آیی. انگشت روی صورتم می‌کشی، دقیقا انگشت اشاره‌ت را. زجه می‌زنم. پس می‌روی. صدایت می‌کنم: «بیا! اخم نکن!» این را گفتم که مبادا ندیده از کنارم رد شوی. تو مرا می‌بینی. صدایم را می‌شنوی. این بداهه ترین قصه‌ایست که می‌گویم. چیزی از بر نکرده‌ام. فقط صداست. صدای شیشه‌ای تمیز که تازه بر آن دستمال کشیده‌اند. می‌ترسی. پس می‌روی. صدایت می‌کنم. بیا! نترس! این زجه، زخمه‌‌ی ساز من است. آن طرف شیشه که باشی، از هر طرف نگاه کنی، وجهی از من است که تو را به خودت نشان می‌دهد. مراقب باش. این شیشه را به تو می‌سپارم تا راز ما سر به مهر بماند. تا روزی که آن را برای دیگران تعریف کنی. روزی که من شکسته‌ام و تو شنیده‌ای آن قصه را: قصه‌ی مکعب شیشه‌ای... -رضا موسوی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ققنوس
میگید از کجا می‌دونم اثر می‌کنه؟ از اینکه سبک های تلفیقی موسیقی سنتی امروز حسابی جواب داده و کلی مخا
بچه ها، من اینجا یک سری نکته‌ی دیگه می‌بینم که لازمه بگم. چون اومده حرف قبلی من رو نقض کرده.
داستان اینه که موسیقی های اون زمان که اساتید ازشون شکایت داشتند اصلا تلفیقی نبود، به معنای واقعی غربی بود. یعنی فقط شعر فارسی داشت. و توی رادیو و تلویزیون داشت جای موسیقی اصیل رو می‌گرفت. پس اینجا چیزی ساخته شد به نام «انجمن شاهنشاهی موسیقی ملی» که نشست هایی برگزار می‌کردند و حرف هاشون رو انتقال می‌دادن به رادیو و تلویزیون.
و از همونجا رادیو و تلویزیون کم کم موسیقی غربی رو حذف کردند و موسیقی «تلفیقی» رو جایگزین کردند. یعنی چی؟ ردیف موسیقی ایران رو داره، ولی به سبک غربی اجرا میشه. این همون اجرای هایده و مهستی و غیره که من قبلاً مثال زدم. در واقع موسیقی تلفیقی مردم پسند گذشته به همت همین اساتید به وجود اومد و انجمن شاهنشاهی موسیقی ملی!
من حرفم رو پس می‌گیرم و از همینجا از روح اساتیدی که قبلاً ازشون صحبت کردم عذر خواهی می‌کنم.
بچه ها، اگر خوندید متن ها رو، برام بنویسید که نظر شما چیه؟ تلفیق کردن موسیقی ما با موسیقی غربی ایراد داره؟ یا باهاش موافقید؟
اگر از حد خودش رد نشه خوبه. یعنی می‌تونه خوب باشه بسته به مدل ساخت. سوال های عجیب می‌پرسی. ما که مثل خودت موسیقیدان نیستیم که نظر سازنده بدیم. - من با این نظر موافقم. یه جایی آقای قربانی گفته بود من هر چیزی که قشنگ باشه می‌خونم و اعتقاد دارم موسیقی تلفیقی می‌تونه خیلی قشنگ باشه. منم با این موافقم. منظورم اینه موسیقی غربی گاهی زیباست، ولی معایبی داره. موسیقی ایرانی می‌تونه با دارایی معنایی خودش به تکامل موسیقی غرب کمک کنه و این چیز قشنگی میشه. و در مورد جمله‌ی دوم، این چیزیه که مخاطب باید بگه. یعنی من و تو. کسایی که سازنده نیستن.