کل خبرگزاری های ایران حسابی سن گتموم گذاشتن و در موردش صحبت شد. ولی وقتی اسامی رسمی نامزد های گرمی اومد، هیچ اسمی از او و آلبوم ناگفته وسطش نبود. این باعث شد تمام رسانه های ایران بهش حمله کنند بابت اینکه اون از اسم گرمی برای شهرت استفاده کرد و حرف الکی بود. بعد از منتظر شدن اون لیست، حافظ ناظری این متن رو منتشر کرد: «یک احساسی درونم مُرد، تا اونجا که به موسیقی و رأی هنرمندان مربوط بود با افتخار و بالاترین تعداد در هفت شاخه یکه تاز بودیم، ولی اونجایی که سیاست وسط آمد همه رو به عنوان یک ایرانی باختیم. واقعأ متأسفم وبسیار بسیار شرمندهٔ این همه عشق، محبت واعتقاد شما عزیزانم شدم.»
منتقدین و موزیسین ها به مرور دربارهی ادعاهای حافظ ناظری گزارش ها و خبرهای زیادی منتشر کردند. به مرور موج بزرگی در تمسخر حافظ ناظری راه افتاد و بزرگترین کمپین طنز درباره یک اثر موسیقی، به نام «حافظ ناظری و آرزوهایش!» شکل گرفت (خیلی خلاقانه بود) و به مرور قطعیت دروغ بزرگ او درباره ادعایش ثابت شد ولی اون هرگز قبول نکرد که ادعاهاش یک دروغ بزرگ برای شهرت خودش در شروع کنسرتهاش بود.
این داستان ادامه پیدا کرد و شکل عجیب ادعاهای شاخدار حافظ ناظری، صدای حسین علیزاده و هوشنگ کامکار را هم در آورد. بحث ها زمانی بزرگ تر شد که حافظ ناظری در برنامه خندوانه، دوباره تاکید روی یک دروغ بزرگ داشت و دوباره آتش انتقادات بالا گرفت. این قضیه باعث کلی حملهی جدید بهش شد و حضور اون در زلزلهی کرمانشاه و فیلم عجیبی که ازش در اومد، تیر خلاصش بود که صدای اهل سینما رو هم در آورد که یک نفر آدم برای شهرت چقدر خودش رو داغون میکنه؟
حالا بیاید برای آخر این بحث، متن بهمن بابازاده رو بخونیم:
سالها از آن ادعاهای عجیب گذشته است. شروین حاجی پور، رامین جوادی، ایلیا سلمانزاده، کیهان کلهر، حسین علیزاده، مهران متین، حمید سعیدی، محمدرضا شجریان و چند اسم دیگر در سالهای گذشته و سالهای اخیر، برنده و کاندیدای رسمی گرمی شده اند. اما در همه این سالها همواره از حافظ ناظری تنها و تنها با یک عنوان بزرگ و مهم یاد شده است. موزیسینی در آرزوی گِرمی و البته مالک عنوان: « بزرگترین دروغ تاریخ موسیقی ایران!»
شب، تصنیفیه که در یادبود استاد پرویز مشکاتیان ساخته شده توسط نوید توسلی. این یکی از غمگین ترین قطعه هاییه که شنیدم. مخصوصا بخش اولش.
Alireza GhorbaniAli Reza Ghorbani - Shab[128].mp3
زمان:
حجم:
9.4M
4:08
شب سردیست و من افسرده
راه دوریست و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
میکنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدم ها
سایهای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
قطعهی «شیدایی» عجیب ترین و خلاقانه ترین تصنیف تاریخ موسیقی ایرانه. و کسی که این قطعه رو توی سن بیست سالگی بسازه نابغهی به تمام معناست. حیف روزگار فرصت ساختن صد ها قطعهی بهتر از این رو ازش گرفت.
-حسین علیزاده
پ.ن: این قطعه ۱۴ ضرب داره. یعنی ریتمش میشه ۱۴/۸! اگر کار موسیقی انجام داده باشید میدونید ساخت همچین چیزی اصلا محاله. توی دنیا خیلی کمه. یکیش پرویز مشکاتیان.
و اگر ردیف بدونید میفهمید از اوج به درآمد میاد ولی شما کمبودی حس نمیکنید. یعنی توی یک مثال بخوام بگم مثل این میمونه که همین که صبح بیدار میشید بهتون کباب بدن و شما معدهتون از هم نپاشه.
و توی شعر، اون قسمت که میگه «زین دایرهی مینا خونین جگرم می ده» از یک غزل دیگه از حافظ گرفته شده. قضیه اینه که استاد مشکاتیان از شعر های یک غزل همه رو برای قطعه انتخاب میکنه به جز یکی. چون فکر میکرده هیچ کدوم نمیتونه مفهوم اون یک بیت رو برسونه. پس از یک غزل دیگه بیت میگیره. خیلی جذابه نه؟