eitaa logo
دانلود
تنها کسی که بهم نگفته بود باید می‌رفتم هنر هوش مصنوعی بود که اونم دیگه نیست.
جهت یادآوری اینکه پورناظری ها کارای آروم هم بلدن بسازن. این قطعه هم توی آلبوم قطره های باران اجرا شده. از غمگین ترین قطعه هاییه که می‌شناسم. بخش اولش خیلی خیلی زیبا به صورت آوازی اجرا شده (البته آهنگسازی شده بود) و بخش دوم هم یک ضربی قشنگ که رو به راست پنجگاه و ماهور و اینها می‌ره. یعنی از غم، می‌رسیم یه امید. قطعه‌ی زیباییه.
Alireza Ghorbani Ft.The Pournazeris11 Rameshgar .mp3
زمان: حجم: 9.3M
7:00 باز آمدم و برابرت بنشستم احرام طواف گرد کویت بستم هر پیمانی که بی تو با خود بستم چون روی تو دیدم همه را بشکستم
https://eitaa.com/phoenix3629/792 ببخشید، میشه بگی قضیه‌ی عکسش چیه؟ - حتما دوست من. تقریبا همه‌ی خواننده ها برای تمرکز و تسلط روی صداشون از دستاشون به روش های مختلف استفاده می‌کنن. مثلا شهرام ناظری هر دو دستش رو همزمان روی ریتم جلو و عقب می‌بره (اگه فیلم اجراهاش رو دیده باشید می‌دونید) آقای قربانی هم با این کارش توی تکون دادن دستش موقع اجرا معروفه. همیشه موقع خوندن دستش به یک سبک خاص داره حرکت می‌کنه و با ریتم هماهنگ میشه. اینم همونه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حس می‌کنم اگه چیزی به عنوان دفتر موسیقی وزارت ارشاد وجود نمی‌داشت وضع موسیقی ما بهتر بود.
این یکی از متفاوت ترین تصنیف های موسیقی ایرانه روی متفاوت ترین قالب شعری ایران: بحر طویل! به مدت یکسال آقای قربانی با استاد علیزاده و گروه همنوازان اجرا داشتند. این تصنیف مربوط به همون اجراهاست. آقای علیزاده می‌خواست حتما روی این قالب شعری متفاوت بحر طویل آهنگسازی کنه و نتیجه شد این قطعه. جالبه بدونید بحر طویل حتی برای دکلمه کردن باعث گرفتگی نفس و صدا میشه. حالا همچین چیزی رو یک خواننده باید آواز کنه و من شک ندارم اگر این اجرا پنج دقیقه بیشتر طول می‌کشید آقای قربانی رو از کمبود اکسیژن باید می‌بردن بیمارستان.
Meynoush London 2_۰۵۰۸۲۰۲۴.mp3
زمان: حجم: 8.9M
7:25 تو به هر چنگ نوا، بر لب هر نای صدا، حسرت سر بسته‌ی هر چنگی و نایی که به هر قول بیانی و به هر نقش نشانی تو فرازی و فرودی و برآیی ز پس پرده‌ی هر بربط و رودی که به خنیاگری این عاشق دلخسته، در آغوش کشیده
ققنوس
7:25 تو به هر چنگ نوا، بر لب هر نای صدا، حسرت سر بسته‌ی هر چنگی و نایی که به هر قول بیانی و به هر نق
این قسمتش هم دوست دارم: 4:06 شده روزم به پریشانی مویش همه دل جوشی و تب سوزی نادیدن رویش مگرم روزن رویا ببرد راه به سویش که شبی دست به تیمار من از زلف رها کرده و با اشک وفا شسته و با ناز طبیبانه به پیشانی تب جوش کشیده...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هنر اکنون ز دل خاک طلب باید کرد زانکه اندر دل خاکند همه پرهنران...