رقص
آن تنْ پر از تاول
آن تن پر از ترکِش
آن چشم پر از اشک
آن تن پر از خارش
یک بمب میچرخید
انگار در مغزش
چون گرد میچرخید
افکار در مغزش
میگفت آن لحظه
شوقش رهایی بود
تقدیر چشمانش
آن شیمیایی بود
چرخی زد و افتاد
از چشم او رونق
انگار مردی زد
تیر خلاصاش؛ تق!
حیدر جهانکهن
#پیاده #شعرنوجوان
#بمب_های_آلمانی
#غزه
#جمشیدشارمهد #تروریسم
@piade63 @piade63
https://eitaa.com/joinchat/1105920033C30c5a941ac