روباهِ ابلق.
یه سفرهخونه واقعاً همهچیز تموم. مرتب و تمیز و منظم، اونم جادهای، قدیمی و کهن. خیلی همهچیزش با دقت و ظرافت بود. بهمثالی یه کاروانسرای آروم و زیبا. یهگروه دارن برا خودشون که برای هرکسی که خواستن موزیکقدیمی میخونن "لالهلر، لالهلر" و موزیکهای دیگهی دوست داشتنی و درعینحال بسی خوشصدا. قابل تحمل بود جاده، حداقل بخاطر اینکه گشنه نموندم.
هدایت شده از ارغوان
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از اینکه مجبورم با کوفت و زهرمار طبیعت رو مثلاً تحمل کنم متنفرم. یهایراد، مثل حساسیت به هرگیاهی دیگه کل تفریح روزش رو بهش کوفت میکنه، دیگه نه آهنگهای ترکی که از ماشینا گذاشتن حال میده، نه صدای آب مثلاً، نه دیدن درخت و شاخههاش که با باد تکون میخورن خوش نمیگذره. و باز هم تو این وسط یهنفر تکوتوک هست که باید تحمل کنه اون منم که باید با مشکل خودم بسازم و بسوزم.
روباهِ ابلق.
از اینکه مجبورم با کوفت و زهرمار طبیعت رو مثلاً تحمل کنم متنفرم. یهایراد، مثل حساسیت به هرگیاهی د
لطفاً یهسفر مطلوب و آدمهای جدید. نه آدمهای تکراری رومخ و اعصاب خوردکن. نجاتم بدید.