می خواه و #گل افشان کن، از دهر چه میجویی؟
این گفت سحرگه #گل، بلبل تو چه میگویی؟
#مَسند_به_گلستان_بر،_تا_شاهد_و_ساقی_را
لب گیری و رخ بوسی، می نوشی و #گل بویی
شمشادْ خرامان کن، و آهنگ #گلستان کن
تا سرو بیاموزد، از قد تو #دلجویی
تا غنچهٔ خندانت، دولت به که خواهد داد
ای شاخ #گل رعنا، از بهر که میرویی؟
امروز که بازارت، پرجوش خریدار است
دریاب و بنه گنجی، از مایهٔ نیکویی
#چون_شمعِ_نکورویی،_در_رهگذر_باد_است
طرفِ هنری بربند، از شمعِ نکورویی
آن طُرِّه که هر جَعدش، صد نافهٔ چین ارزد
خوش بودی اگر بودی، بوییش ز خوشخویی
هر مرغ به دستانی، در #گلشنِ شاه آمد
بلبل به نواسازی، #حافظ به غزلگویی
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/712
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
#کشتیشکستگانیم_ای_باد_شُرطِه_برخیز
باشد که باز بینم دیدار آشنا را
دهروزه مِهر گردون، افسانه است و افسون
نیکی به جای #یاران فرصت شمار #یارا
در حلقهٔ #گل و مُل خوش خواند دوش بلبل
هاتِ الصَّبُوحَ هُبّوا یا ایُّها السُکارا
ای صاحب کرامت شکرانهٔ سلامت
روزی تَفَقُّدی کن درویش بینوا را
#آسایش_دو_گیتی_تفسیر_این_دو_حرف_است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
آن تلخوَش که صوفی امُّالخَبائِثَش خواند
اَشهی لَنا و اَحلی مِن قُبلَةِ العَذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کُنَد گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینهٔ سکندر، جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال مُلک دارا
خوبان پارسیگو، بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقهٔ مِیْآلود
ای #شیخ پاکدامن معذور دار ما را
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/711
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
به دامِ زلفِ تو #دل مبتلایِ خویشتن است
بکُش به غمزه که اینش سزایِ خویشتن است
#گرت_ز_دست_برآید_مرادِ_خاطرِ_ما
به دست باش که خیری به جایِ خویشتن است
به جانت ای بتِ #شیرین دهن که همچون شمع
شبانِ تیره مرادم فنای خویشتن است
چو رای #عشق زدی با تو گفتم ای بلبل
مَکُن که آن #گلِ خندان به رای خویشتن است
به مشک چین و چِگِل نیست بوی #گل محتاج
که نافههاش ز بندِ قبایِ خویشتن است
#مرو_به_خانهٔ_اربابِ_بیمروتِ_دهر
که گنجِ عافیتت در سرای خویشتن است
بسوخت #حافظ و در شرطِ #عشقبازی او
هنوز بر سرِ عهد و وفایِ خویشتن است
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/710
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
لعلِ سیرابِ به خون تشنه لب #یار من است
وز پی دیدنِ او دادنِ جان کار من است
#شرم_از_آن_چشمِ_سیه_بادش_و_مژگان_دراز
هر که #دل بردنِ او دید و در انکارِ من است
ساروان رَخت به دروازه مَبَر کان سرِ کو
شاهراهیست که منزلگهِ #دلدارِ من است
بندهٔ طالعِ خویشم که در این قحطِ وفا
عشق آن لولیِ سرمست خریدار من است
طَبلِهٔ عطرِ #گل و زلفِ عبیر افشانش
فیضِ یک شَمِّه ز بوی خوشِ عطارِ من است
#باغبان_همچو_نسیمم_ز_درِ_خویش_مران
کآبِ #گلزارِ تو از اشکِ چو #گلنارِ من است
شربتِ قند و #گلاب از لبِ #یارم فرمود
نرگس او که طبیبِ #دلِ بیمارِ من است
آن که در طرزِ غزل نکته به #حافظ آموخت
یارِ #شیرینسخنِ نادرهگفتارِ من است
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/709
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
روزگاریست که سودایِ بتان دینِ من است
غمِ این کار نشاطِ #دلِ غمگینِ من است
#دیدنِ_رویِ_تو_را_دیدهٔ_جان_بین_باید
وین کجا مرتبهٔ چشمِ جهان بینِ من است؟
یارِ من باش که زیبِ فلک و زینتِ دهر
از مه روی تو و اشکِ چو پروینِ من است
تا مرا #عشقِ تو تعلیمِ سخن گفتن کرد
خلق را وردِ زبان، مدحت و تحسینِ من است
دولت فقر خدایا به من ارزانی دار
کاین کرامت سببِ حشمت و تمکینِ من است
#واعظِ_شَحنه_شناس_این_عظمت_گو_مفروش
زان که منزلگهِ سلطان، #دلِ مسکینِ من است
یا رب این کعبهٔ مقصود تماشاگه کیست؟
که مغیلانِ طریقش #گل و نسرینِ من است
حافظ از حشمتِ پرویز دگر قصه مخوان
که لبش جرعه کش خسرو #شیرین من است
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/708
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
منم که گوشهٔ میخانه خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مغان وردِ صبحگاهِ من است
#گَرَم_ترانهٔ_چنگ_صَبوح_نیست_چه_باک
نوایِ من به سحر آهِ عذرخواهِ من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدایِ خاکِ درِ دوست، پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانهام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواهِ من است
مگر به تیغ اجل خیمه بَرکَنَم ور نی
رمیدن از درِ دولت نه رسم و راهِ من است
#از_آن_زمان_که_بر_این_آستان_نهادم_روی
فرازِ مسندِ خورشید، تکیهگاهِ من است
گناه اگر چه نبود اختیارِ ما #حافظ
تو در طریقِ ادب باش، گو گناهِ من است
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/707
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت #حالِ مَردُمان چون است
#به_یادِ_لعلِ_تو_و_چشمِ_مستِ_میگونت
ز جامِ غم، می لعلی که میخورم خون است
ز مشرقِ سرِ کو آفتابِ طلعتِ تو
اگر طلوع کند، طالعم همایون است
حکایتِ لبِ #شیرین، کلام فرهاد است
شِکَنجِ طُرِّهٔ لیلی،ِ مقام مجنون است
دلم بجو که قدت همچو سرو #دلجوی است
سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است
#ز_دورِ_باده_به_جان،_راحتی_رسان_ساقی
که رنجِ خاطرم از جورِ دورِ گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رودِ عزیز
کنارِ دامنِ من همچو رودِ جیحون است
چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم؟
به اختیار، که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلبِ #یار میکند #حافظ
چو مفلسی که طلبکارِ گنجِ قارون است
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/706
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
خَمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است
ز کارستانِ او یک شمه این است
#جمالت_مُعجِزِ_حُسن_است_لیکن
حدیثِ غمزهات سحرِ مبین است
ز چشمِ شوخِ تو جان کی توان برد؟
که دایم با کمان اندر کمین است
بر آن چشمِ سیه صد آفرین باد
که در عاشق کُشی سِحرآفرین است
عجب عِلمیست عِلم هیئت #عشق
که چرخِ هشتمش، هفتم زمین است
#تو_پنداری_که_بدگو_رفت_و_جان_برد؟
حسابش با کرام الکاتبین است
مشو #حافظ ز کیدِ زلفش ایمن
که #دل برد و کنون در بندِ دین است
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/705
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
تا سرِ زلفِ تو در دست نسیم افتادست
دلِ سودازده از غصه دو نیم افتادست
#چَشمِ_جادویِ_تو_خود_عینِ_سَوادِ_سحْر_است
لیکن این هست که این نسخه سَقیم افتادست
در خَم زلف تو آن خال سیه دانی چیست؟
نقطهٔ دوده که در حلقه جیم افتادست
زلف مِشکین تو در #گلشن فردوسِ عِذار
چیست؟ طاووس که در باغ نعیم افتادست
دلِ من در هوسِ رویِ تو ای مونس جان
خاکِ راهیست که در دستِ نسیم افتادست
#همچو_گَرد_این_تنِ_خاکی_نتوانَد_برخاست
از سرِ کویِ تو زان رو که عظیم افتادست
سایهٔ قَدِّ تو بر قالبم ای عیسی دم
عکسِ روحیست که بر عَظمِ رَمیم افتادست
آن که جز کعبه مقامش نَبُد از یادِ لبت
بر درِ میکده دیدم که مقیم افتادست!
حافظِ گمشده را با غمت ای #یارِ عزیز
اتحادیست که در عهد قدیم افتادست
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/862
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
به رَهِ دوست نشینیم و مُرادی طلبیم
#زادِ_راهِ_حَرمِ_وصل_نداریم_مگر
به گدایی ز درِ میکده زادی طلبیم
اشکِ آلودهٔ ما گر چه روان است ولی
به رسالت سویِ او پاک نهادی طلبیم
لذتِ داغِ غمت بر #دلِ ما باد حرام
اگر از جورِ غمِ #عشقِ تو دادی طلبیم
نقطهٔ خالِ تو بر لوحِ بصر نَتوان زد
مگر از مَردُمَکِ دیده مِدادی طلبیم
#عشوهای_از_لبِ_شیرینِ_تو_دل_خواست_به_جان
به شکرخنده لَبَت گفت مَزادی طلبیم
تا بُوَد نسخهٔ عِطری #دل سودازده را
از خطِ غالیه سایِ تو سوادی طلبیم
چون غمت را نَتَوان یافت مگر در #دلِ شاد
ما به امّیدِ غمت خاطرِ شادی طلبیم
بر درِ مدرسه تا چند نشینی #حافظ؟
خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/853
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
صَلاح از ما چه میجویی؟ که مستان را صَلا گفتیم
به دورِ نرگسِ مستت سلامت را دعا گفتیم
#درِ_میخانهام_بُگشا_که_هیچ_از_خانقه_نَگشود
گَرَت باور بُوَد ور نه سخن این بود و ما گفتیم
من از چشمِ تو ای ساقی خراب افتادهام لیکن
بلایی کز حبیب آید هِزارش مَرحَبا گفتیم
اگر بر من نَبَخشایی پشیمانی خوری آخر
به خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم
قَدَت گفتم که شمشاد است بس خِجلَت به بار آورد
که این نسبت چرا کردیم و این بُهتان چرا گفتیم
#جگر_چون_نافهام_خون_گشت_کم_زینم_نمیباید
جزای آن که با زلفت سخن از چین خطا گفتیم
تو آتش گشتی ای #حافظ ولی با #یار درنگرفت
ز بدعهدیِّ گُل گویی حکایت با صبا گفتیم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/850
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
#نذر_و_فتوح_صومعه_در_وجه_مینهیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
#سر_خدا_که_در_تتق_غیب_منزویست
مستانهاش نقاب ز رخسار برکشیم
کو جلوهای ز ابروی او تا چو ماه نو
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم
حافظ نه حد ماست چنین لافها زدن
پای از #گلیم خویش چرا بیشتر کشیم
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/845
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈