پیرانه سَرَم #عشقِ جوانی به سر افتاد
وان راز که در #دل بِنَهفتم به درافتاد
#از_راهِ_نظر_مرغِ_دلم_گشت_هواگیر
ای دیده نگه کن که به دامِ که درافتاد
دردا که از آن آهوی مُشکینِ سیه چشم
چون نافه بسی خونِ #دلم در جگر افتاد
از رهگذرِ خاکِ سرِ کویِ شما بود
هر نافه که در دستِ نسیمِ سحر افتاد
مژگانِ تو تا تیغِ جهانگیر برآورد
بس کشتهٔ #دل زنده که بر یکدِگر افتاد
#بس_تجربه_کردیم_در_این_دیرِ_مکافات
با دُردکشان هر که درافتاد برافتاد
گر جان بدهد سنگِ سیه، لعل نگردد
با طینتِ اصلی چه کُند، بدگهر افتاد
حافظ که سرِ زلفِ بتان دست کشش بود
بس طُرفه حریفیست کَش اکنون به سر افتاد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1138
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
عارف از خندهٔ مِی در طمعِ خام افتاد
#حُسن_رویِ_تو_به_یک_جلوه_که_در_آینه_کرد
این همه نقش در آیینهٔ اوهام افتاد
این همه عکسِ می و نقشِ نگارین که نمود
یک فروغِ رخِ ساقیست که در جام افتاد
غیرتِ #عشق، زبانِ همه خاصان بِبُرید
کز کجا سِرِّ غمش در دهنِ عام افتاد
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهدِ ازل #حاصلِ فرجام افتاد
#چه_کند_کز_پی_دوران_نرود_چون_پرگار؟
هر که در دایرهٔ گردشِ ایام افتاد
در خَمِ زلفِ تو آویخت #دل از چاهِ زَنَخ
آه، کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخِ ساقیّ و لبِ جام افتاد
زیرِ شمشیرِ غمش رقصکُنان باید رفت
کان که شد کشتهٔ او نیک سرانجام افتاد
هر دَمَش با منِ #دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایستهٔ اِنعام افتاد
صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان #حافظِ #دلسوخته بدنام افتاد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1137
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
آن که رخسارِ تو را رنگِ #گل و نسرین داد
صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد
#وان_که_گیسویِ_تو_را_رسمِ_تَطاول_آموخت
هم تواند کَرَمَش دادِ منِ غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع بُبریدم
که عنانِ #دلِ #شیدا به لبِ #شیرین داد
گنجِ زر گر نَبُوَد، کُنجِ قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
خوش عروسیست جهان از رهِ صورت لیکن
هر که پیوست بدو، عمرِ خودش کاوین داد
#بعد_از_این_دستِ_من_و_دامنِ_سرو_و_لبِ_جوی
خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
در کفِ غصه دوران، #دلِ #حافظ خون شد
از فراقِ رُخَت ای خواجه قوامُ الدین، داد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1136
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
بنفشه دوش به #گل گفت و خوش نشانی داد
که تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد
#دلم_خزانهٔ_اسرار_بود_و_دستِ_قضا
درش بِبَست و کلیدش به #دل سِتانی داد
شکسته وار به درگاهت آمدم، که طبیب
به مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد
تنش درست و #دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و #یاریِّ ناتوانی داد
برو معالجهٔ خود کن ای نصیحتگو
شراب و شاهدِ #شیرین، که را زیانی داد؟
#گذشت_بر_منِ_مسکین_و_با_رقیبان_گفت
دریغ، #حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1135
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
اگر تو را گذری بر مُقام ما افتد
#حباب_وار_براندازم_از_نشاط_کلاه
اگر ز رویِ تو عکسی به جامِ ما افتد
شبی که ماهِ مراد از افق شود طالع
بُوَد که پرتوِ نوری به بامِ ما افتد؟
به بارگاهِ تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاقِ مجالِ سلامِ ما افتد
چو جان فدای لبش شد خیال میبستم
که قطرهای ز زلالش به کامِ ما افتد
#خیالِ_زلفِ_تو_گفتا_که_جان_وسیله_مساز
کز این شکار، فراوان به دامِ ما افتد
به ناامیدی از این در مرو، بزن فالی
بُوَد که قرعهٔ دولت به نامِ ما افتد
ز خاکِ کوی تو هر گَه که دَم زند #حافظ
نسیمِ #گلشن جان در مشامِ ما افتد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1134
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
درختِ دوستی بنشان که کامِ #دل به بار آرد
نهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بیشمار آرد
#چو_مهمانِ_خراباتی_به_عزت_باش_با_رندان
که دردِ سر کشی جانا، گرت مستی خمار آرد
شبِ صحبت غنیمت دان که بعد از روزگارِ ما
بسی گردش کُنَد گردون، بسی لیل و نهار آرد
عَماری دارِ لیلی را که مَهدِ ماه در حکم است
خدا را در #دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهارِ عمر خواه ای #دل، وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد #گل آرد بار و چون بلبل هِزار آرد
#خدا_را_چون_دلِ_ریشم_قراری_بست_با_زلفت
بفرما لعلِ نوشین را که زودش باقرار آرد
در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر #حافظ
نشیند بر لبِ جویی و سروی در کنار آرد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1133
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
محقق است که او #حاصلِ بصر دارد
#چو_خامه_در_رهِ_فرمانِ_او،_سرِ_طاعت
نهادهایم مگر او به تیغ بردارد
کسی به وصلِ تو چون شمع یافت پروانه
که زیرِ تیغِ تو هر دم سری دگر دارد
به پای بوس تو دستِ کسی رسید که او
چو آستانه بدین در، همیشه سر دارد
ز زهدِ خشک ملولم کجاست بادهٔ ناب؟
که بویِ باده مدامم دماغ تر دارد
#ز_باده_هیچت_اگر_نیست،_این_نه_بس_که_تو_را
دمی ز وسوسهٔ عقل بیخبر دارد؟
کسی که از رهِ تقوا قدم برون ننهاد
به عزمِ میکده اکنون رهِ سفر دارد
دل شکستهٔ #حافظ به خاک خواهد برد
چو لاله، داغ هوایی، که بر جگر دارد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1132
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد
#سرِ_ما_فرونیاید_به_کمانِ_ابروی_کس
که درون گوشه گیران، ز جهان فَراغ دارد
ز بنفشه تاب دارم که ز زلفِ او زند دم
تو سیاهِ کم بها بین، که چه در دِماغ دارد
به چمن خُرام و بنگر برِ تختِ #گل که لاله
به ندیمِ شاه ماند که به کف ایاغ دارد
شبِ ظلمت و بیابان، به کجا توان رسیدن؟
مگر آن که شمعِ رویت به رَهَم چراغ دارد
#من_و_شمعِ_صبحگاهی_سِزَد_ار_به_هم_بِگرییم
که بسوختیم و از ما بتِ ما فَراغ دارد
سِزَدم چو ابرِ بهمن که بر این چمن بِگریَم
طرب آشیانِ بلبل، بنگر که زاغ دارد
سرِ درسِ #عشق دارد #دلِ دردمند #حافظ
که نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1131
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
آن کس که به دست، جام دارد
سلطانیِ جَم، مُدام دارد
#آبی_که_خِضِر_حیات_از_او_یافت
در میکده جو، که جام دارد
سررشتهٔ جان، به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد
ما و می و زاهدان و تقوا
تا #یار، سرِ کدام دارد
بیرون ز لبِ تو ساقیا نیست
در دور، کسی که کام دارد
#نرگس_همه_شیوههای_مستی
از چشمِ خوشت به وام دارد
ذکرِ رخ و زلف تو #دلم را
وردیست که صبح و شام دارد
بر سینهٔ ریشِ دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد
در چاهِ ذَقَن چو #حافظ ای جان
حُسنِ تو دو صد غلام دارد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1130
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
دلی که غیب نمای است و جامِ جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد
#به_خَطُّ_و_خالِ_گدایان_مده_خزینهٔ_دل
به دستِ شاهوَشی دِه که محترم دارد
نه هر درخت تحمل کند جفایِ خزان
غلامِ همتِ سروم که این قدم دارد
رسید موسمِ آن کز طرب چو نرگسِ مست
نهد به پایِ قدح هر که شش درم دارد
زر از بهایِ می اکنون چو #گل دریغ مدار
که عقلِ کل به صدت عیب متهم دارد
#ز_سِرِّ_غیب_کس_آگاه_نیست،_قصه_مخوان
کدام مَحرمِ #دل ره در این حرم دارد؟
دلم که لافِ تَجَرُّد زدی، کنون صد شغل
به بویِ زلفِ تو با بادِ صبحدم دارد
مرادِ #دل ز که پرسم؟ که نیست #دلداری
که جلوهٔ نظر و #شیوهٔ کرم دارد
ز جِیبِ خرقهٔ #حافظ چه طَرف بِتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صَنم دارد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1129
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما
آبروی خوبی از چاه زَنَخدان شما
#عزم_دیدار_تو_دارد_جانِ_بر_لب_آمده
باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟
کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
بِه که نفروشند مستوری به مستان شما
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت #گل دستهای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
#عمرتان_باد_و_مراد_ای_ساقیانِ_بزمِ_جم
گر چه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما
دل خرابی میکند، #دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما
دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند، قربان شما
میکند #حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو
روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما
ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
گر چه دوریم از بساط قرب، همت دور نیست
بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شَهنشاه بلند اختر، خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1128
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
بتی دارم که گِرد #گل ز سُنبل سایهبان دارد
بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد
#غبارِ_خط_بپوشانید_خورشیدِ_رُخَش_یا_رب
بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان دارد
چو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود
ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان دارد
ز چشمت جان نشاید بُرد کز هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان دارد
چو دامِ طُرِّه افشاند ز گَردِ خاطرِ #عشاق
به غَمّازِ صبا گوید که راِزِ ما نهان دارد
#بیفشان_جرعهای_بر_خاک_و_حالِ_اهلِ_دل_بشنو
که از جمشید و کیخسرو، فراوان داستان دارد
چو در رویت بخندد گُل، مشو در دامَش ای بلبل
که بر گُل اعتمادی نیست، گر حُسنِ جهان دارد
خدا را، دادِ من بِسْتان از او ای شَحنهٔ مجلس
که می با دیگری خوردهست و با من سر گِران دارد
به فِتراک ار همیبندی خدا را زود صیدم کن
که آفتهاست در تأخیر و طالب را زیان دارد
ز سروِ قَدِّ #دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمهاش بِنْشان که خوش آبی روان دارد
ز خوفِ هجرم ایمن کن اگر امّیدِ آن داری
که از چشمِ بداندیشان خدایت در امان دارد
چه عذرِ بختِ خود گویم؟ که آن عیّار شهرآشوب
به تلخی کُشت #حافظ را و شِکَّر در دهان دارد
#اشعار_عاشقانه_حافظ #غزلیات_و_اشعار_حافظ #گلچین_بهترین_اشعار_و_غزل_عاشقانه_حافظ
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
https://eitaa.com/poemss/1127
┈┈••✾•🌷•✾••┈┈