eitaa logo
موعود⁵⁹
226 دنبال‌کننده
15 عکس
1 ویدیو
0 فایل
- بِسمِ رَبِّ نامِ زیبایت،کمالِ ما شدی🕊. هرچه هستم زان کرم، لطفِ وصالِ ما شدی با نگاهت ای موعود، دردم دوا گشته کنون من؛ریحانه عاشوری و موعودِ درهایم تویی . جان،پناهِ‌شعر . @Moweued آثار داخل وبلاگ شعرنو نیز آپلود می‌شوند . ‌- 🤍 -
مشاهده در ایتا
دانلود
موعود⁵⁹
رزم‌نامه‌یِ ایران؛ به نامِ شهیدان،به نامِ وطن به نامِ خداوندِ جان و کفن خداوندِ داد و خداوندِ کین که یزدان بود یاورِ مومنین سرآغازِ گفتار، این داستان که جوشد زِ رزمِ دلیرانِ مان یکی قصه آرم زِ رنج و نبرد زِ خشمِ بداندیش و از نامِ مرد بگویم یکی داستانِ شگفت که بُوَد بردشمنِ دیو‌سرشک چو ترامپِ دژخیمِ پیمان‌شکن برآمد به کین‌خواهیِ مرد و زن چو کردارِ ضحاک ، ستم‌ گُستر به خون‌خواری‌اش،دیو هم‌بستر زِ میناب ، آن شهرِ نیکوسِتیش شکفتند گل‌ها به دستانِ‌خویش بزد ضحاک به جانِ مینابِ پاک که صدوشصت‌وهشت،زیرِخاک ولی بادِ ظلمش گلِ جان ببُرد زِ باغِ جوانی ، به ناحق ستُرد چو گل‌هایِ چیده به فصلِ بهار ز جورِ ستم‌ کارِ شب‌ زنده‌ دار دگر سو، یکی دیوِ زشتِ پلید که از بو و از بانگِ بیداد پدید صهیونِ تبهکارِ بی‌شرم و نام که از خونِ مظلوم دارد پیام چو در ماهِ رمضان گشودش شرر سیه شد زِ آهِ یتیمان ،نور و سحر به خونِ شهیدان زمین سوگوار به داغِ دلِ کودک، جهان بی‌قرار ولی شیر ایران علی و علی یاوری نکرد در راه دادِ ایران درنگ آوری چو کوهی که از باد نلرزد همی به میدان شد و استوار هر دمی چو رعدِ غُران، سویِ خصم اوفتاد زِ هیبت، دلِ کوه و هامون گشاد زِ گفتارِ او، تیغِ آتش گذشت دلِ خصمِ تاریک، از او برگذشت سخن‌های او چو سنانِ بلند گشودند بر خصم ، راهِ گزند چو تیرِ شهاب و چو تیغِ بُرّا نشستند برقلبِ کاخِ سپیدِ ریا نماند از ستم‌پیشه، نام و نشان بپژمرد از آن بانگ، بیدادشان سپس آن جهان‌دارِ والا‌تبار که نورَش بتابد بر این شامِ تار چو آید، زمین را کند لاله زار برون آورد از شب، دُرِ روزگار به ایرانِ مقتدر، زِ عزمِ امام نماند زِ دشمن، دگر ننگ و نام سوارانِ عدلش چو شیرانِ نر نترسند از ظواهر و تنگنایِ خطر به فرمانِ او، خاکِ ایران بماند سرِ دشمنِ دون به گردون رساند ✍🏻 شاعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/promise59
محمدرضا شجریان480_112529579330391.mp3
زمان: حجم: 2M
تو می‌روی به سلامت سلام ما برسانی عزیزِ من..
به نام آن که عشق را در خون‌های سرخ نهاد و شکوهِ ازلی را در لبخند معصوم شهیدان رقم زد . امروز آمده ام تا از فرشتگانِ آسمانی میناب روایت کنم، از کسانی که در کنار نام پاک‌شان نوشته اند مفقودالاثر اما در حقیقت؛ در اوجِ حضور هستند . . و کنون من در پیِ آن هستم که از "یاران" بگویم؛ از فرشتگانی به نام ماکان، امیرعلی، مسیحا و از آنانی که در میانه‌ی کلاس درس، عهد خویش را با صاحبِ عصر (عج) تجدید کردند . . با کمالِ ایمان معتقدم که این شعر، تنها کلمات من نیستند؛ بلکه روحِ خودِ فرشتگان‌ آسمانی است که در میانِ این ابیات دمیده شده و کلمات را جان بخشیده است 🙂🌱 . . "نامِ ماکان و امیرعلی و میسیحا،کنارِ جمله یاران می‌ ماند تا ابد جاودان ، چو ذکری بر لبِ باران" https://eitaa.com/promise59
موعود⁵⁹
یاران بشنو از غیب، از آن راز، از آن واژه‌یِ پنهان که از نخل،که از موج، گل برآید در آن ایوان زِ نخل و موج، وقتِ سحر، آوازی می‌آمد از بالا "کای گم‌گشته در صورت، بیا ای مانده از معنا!" نه از خاک و نه از دریا، نه از پیدا، نه از پنهان سه جانِ پاک می‌گفتند، با هم این رازِ گران کای رفیقِ روزهایِ نور، رفیقِ کوچه‌هایِ پاک بیایید تا باز باهم خوانیم، سرودِ عهد بر افلاک و ماکان از فرازِ نور، به نجوایی پر از ایمان چنین پاسخ به او می‌داد، میانِ عطرِ باران: خوش آمدید برادران، آمدید به باغِ دوست دلم در انتظارِ شما، میانِ شعله بود و سوخت ببینید این جمعِ مینابی، همه اینجا چراغان‌اند به سویِ خورشیدِ حق، همه خندان و پویان‌اند همان یاران کز لبِ دریا، به لبیکِ خدا رفتند سبک‌بال از غمِ دنیا، به مهمانیِ حق رستند یکی در سینه‌اش دریا، یکی در دیده‌اش خورشید یکی با دستِ کوچک هم، بهشتِ جاودان را چید بعضی ها هنوز از الفبا، الف را تازه می‌شناختند با لب معصومشان اما، غزل شهادت می‌خواندند میناب است و مِیِ نابِ غم، از جامِ دلش جاری از این ایهامِ تلخِ درد، جان می‌سوزد به بیداری گواهِ پاکیِ این راه، همین خون‌هایِ روشن باد به نامِ صاحبِ عصر،این چراغِ عشق،گلشن باد اگر امروز خون بارید، فردا لاله خواهد رُست به اذنِ حضرتِ مهدی،جهان شکوفه‌باران است ✍🏻 شاعر: https://eitaa.com/promise59