هدایت شده از سوگند (약속)
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می نشست و من می نشستم
او روی سینه من در مقابل
او می کشید و من می کشیدم
او از کمر تیغ من آه باطل
او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر او دل
هدایت شده از سوگند (약속)
أَلا یا أهْلَ الْعالَمِ اَنَّ جَدّیَ الْحُسَیْن قَتَلوهُ عَطْشاناً
سوگند (약속)
گویا میگرن با من عقد اخوت بسته
عه عاشورای پارسالم سردرد داشتم🗿
واقعا باهام عقد اخوت بسته🤝