سوگند (약속)
😂😂😂😂 چقد من این سریالو دوس داشتم
هرچند به نظرم خیلی داشتن کشش میدادن
میتونست تو قسمتای کمتری جمع بشه
هدایت شده از cinnamon
چیزی که تو بخاطر فقدانش بدترین اسیب ها رو میبینی توی زندگی آدم دیگه ای از بدیهیاته
و در لحظه توی بیمارستان شهرتون زندگی یکی در خطره و ممکنه تموم لحظاتش از دست بره چون قلبش بلد نیست درست بتپه
چیزی که تو داری و حتی بهش فکر هم نمیکنی
اون سکانس از پاییز پارسال که کسی خونه نبود و پنجره اتاقمو باز کرده بودم و با ژاکت نشسته بودم نارنگی میخوردم و آنشرلی میخوندم هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه