#روایت
🗓️ دیکتاتوری در پوشش تجدد کاذب
🔹در ۲۸ خرداد ۱۳۱۴ وزارت داخله با بخشنامهای رسمی، کلاه پهلوی را که خود رضاخان با زور اسلحه اجباری کرده بود، منسوخ و استفاده از کلاه شاپو را اجباری کرد. این اقدام ادامه سیاستی بود که با قانون متحدالشکل شدن البسه در ۶ دی ۱۳۰۷ آغاز شده بود. بر اساس این قانون، مردان ایرانی موظف به پوشیدن لباسهای متحدالشکل و غربی شدند و برای متخلفان مجازات تعیین شد. با افزایش مقاومت مردم، مأموران به برخوردهای مستقیم روی آوردند و حتی لباسها را قیچی و کلاههای سنتی را از سر افراد برمیداشتند. همزمان، محدودیتهایی نیز برای عزاداریهای محرم اعمال شد.
🔸سفر رضاخان به ترکیه در مهر ۱۳۱۳ و مشاهده اصلاحات مصطفی کمال آتاتورک، در تشدید این سیاستها نقش مهمی داشت. او پس از بازگشت، بر حضور دختران و پسران در رژهها و تغییرات اجتماعی تأکید کرد و مسئله حجاب را نیز در دستور کار قرار داد. تغییر کلاه پهلوی به کلاه شاپو که در میان مردم «کلاه لگنی» نامیده میشد، در همین چارچوب انجام گرفت. رضاشاه معتقد بود برای ورود به تمدن جدید باید ظاهراً و سنتاً همرنگ غرب شد و تفاوت ایرانیان با اروپاییان را عمدتاً در پوشش و ظاهر میدید.
🔹سیاست یکسانسازی لباس با حذف کلاه پهلوی و جایگزینی کلاه شاپو ادامه یافت؛ بهگونهای که در برخی شهرها مردم برای عبور از مقابل نظمیه، یک یا دو کلاه را نوبتی استفاده میکردند. دولت این تغییر را با دلایلی چون حفظ کارگران از آفتاب توجیه میکرد، اما الگوی اصلی آن اصلاحات ترکیه بود.
متن کامل روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗒 *وفاداری عمیق به مردمسالاری*
🔹شورای بازنگری قانون اساسی با حکم امام خمینی از ۴ اردیبهشت ۱۳۶۸ با هدف رفع نواقص و مشکلات اجرایی قانون اساسی مشغول بررسی بود که خبر ارتحال امام خمینی به صدر اخبار تبدیل شد.
🔸یکی از موارد در دست بررسی از قبل، اعطای اختیار انحلال مجلس شورای اسلامی به رهبری بود. این پیشنهاد واکنش گسترده نمایندگان مجلس را در پی داشت و ۱۷۷ نماینده در ۳۰ خرداد ۱۳۶۸ طی نامهای به آیتالله مشکینی نسبت به بررسی آن ابراز نگرانی کردند.
🔹شورای بازنگری برای بررسی موضوعات مختلف، چند کمیسیون تخصصی تشکیل داد که یکی از مهمترین آنها کمیسیون رهبری و مجمع تشخیص مصلحت به ریاست آیتالله موسوی اردبیلی بود. در این کمیسیون، پیشنهاد شد که در اصل ۱۱۰ قانون اساسی اختیار انحلال مجلس برای رهبری پیشبینی شود.
🔸در چنین شرایطی، آیتالله خامنهای در نخستین روزهای رهبری از اختیارات خود برای صیانت از نماد مردمسالاری استفاده کرده و در نامه تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۶۸ خطاب به آیتالله مشکینی خواستار کنار گذاشتن این مسئله از دستور کار شدند.
🔹 ایشان پیشتر و در همان روزهای نخست رهبری، در دیدار با نمایندگان مجلس، آن نهاد را «سنگر استوار و مردمى» معرفی کرده بودند و تأکید کردند: «مطمئنّاً مجلس شوراى اسلامى آن رکن رکینى است که موضعگیرى آن و تصمیم آن و حرکت صحیح و جهتدار و مدبّرانه آن نقش عمدهاى خواهد داشت در اینکه ملّت ما و جامعه ما و همه ما با هم بتوانیم این راه را دنبال کنیم.»
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 بازخوانی تاریخی دیدار ایران و آمریکا و ماجرای تحریمهای خاموش
🔸۳۱ خرداد ۱۳۷۷، ورزشگاه ژرلان لیون، شاهد پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در دومین دیدار خود از جام جهانی مقابل آمریکا بود.
🔹پیش از سوت آغاز، نبرد اصلی در رسانهها شکل گرفته بود. شبکهای فرانسوی فیلم «بدون دخترم هرگز» را پخش کرد که چهرهای تحریفشده از ایران ارائه میداد. مسئولان تیم ملی تهدید کردند که بدون عذرخواهی رسمی، بازی نمیکنند؛ تهدیدی که به عذرخواهی مقامات فرانسوی انجامید.
🔹با وجود این تنشها، برخی امیدوار بودند ورزش بتواند آنچه را سیاست ناتوان مانده، محقق سازد. بیل کلینتون در پیامی گفت: «امیدوارم این رویداد ورزشی گامی در جهت پایاندادن به سالها فاصله و سوءتفاهم باشد.»
🔸اما واقعیتهای دیگری نیز در پسزمینه جریان داشت. لسآنجلس تایمز در فوریه ۱۹۹۹، به نقل از جورج تنت، رئیس سیا، هشدار داد که «احتمال ناآرامی در ایران بیش از هر زمان دیگری است».
🔹رهبر شهید انقلاب هم پیام تبریک صادر کرد و با اشاره به امتداد شادی مردم تا سه بامداد آنها را به خاطر شاد کردن دل ملت ستود. بعد از آن نیز چند بار از مواجهه با این بازی یاد کرد. از جمله سیزدهم بهمن ۱۳۷۷ لایههای پنهان این رویارویی را بازخوانی کرد: «هدف دشمن این بود که ایران گل بخورد و رئیسجمهور آمریکا از موضع اقتدار پیام بدهد. این گل و دنباله بازی، قضایا را صد و هشتاد درجه تغییر جهت داد.»
متن کامل این روایت را [اینجا] بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗒 رابطه یکطرفه شاه با آمریکا
🔹اول تیرماه ۱۳۵۳، سناتور والتر دلاهاک در سنای آمریکا پیشنهاد قطع کمکهای نظامی به ایران را مطرح کرد. استدلال او این بود که ایران بهواسطه افزایش قیمت نفت، درآمدهای کلانی به دست آورده و دیگر نیازی به این کمکها ندارد. هرچند این طرح تصویب نشد، اما نشان داد که حتی در اوج همکاری تهران و واشنگتن، اعتماد متقابل وجود نداشت.
🔸 پس از اعلام دکترین نیکسون در سال ۱۳۴۸، آمریکا تلاش کرد بار امنیت منطقه را بر دوش متحدانش بگذارد. در خلیج فارس، ایران نقش «ژاندارم منطقه» را بر عهده گرفت و بهعنوان پیمانکار امنیتی واشنگتن عمل کرد. هدف اصلی، حفظ منافع غرب و مقابله با نفوذ شوروی و جریانهای چپگرا بدون حضور مستقیم نیروهای آمریکایی بود. در این چارچوب، ارتش ایران در مأموریتهای منطقهای به کار گرفته شد و هزینههای سنگینی را متحمل گردید؛ در حالی که منافع حاصل از این اقدامات عمدتاً در راستای راهبردهای آمریکا و متحدانش تعریف میشد.
🔹 مهمترین نمونه این سیاست، حضور نظامی ایران در جنگ ظفار عمان بین سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ بود. حدود ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نیروی ایرانی برای حمایت از سلطان قابوس و مقابله با شورشیان مورد حمایت شوروی، عراق و یمن جنوبی اعزام شدند.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗒از منبر محرم تا زندان شاه
🔹محرم ۱۳۴۲ در حالی فرا رسید که نهضت امام خمینی پس از ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، رفراندوم فرمایشی شاه و فاجعه مدرسه فیضیه وارد مرحلهای تازه شده بود. امام تصمیم گرفت از ظرفیت منبرها و هیئتهای عزاداری برای افشای عملکرد رژیم استفاده کند و این برنامه را به علما و سخنرانان ابلاغ کرد. آیتالله خامنهای نیز مأمور شد این پیام را به مشهد برساند و سپس برای اجرای برنامه افشاگری راهی بیرجند شود؛ شهری که از مراکز نفوذ اسدالله علم به شمار میرفت.
🔸روز هفتم محرم، آیتالله خامنهای در اجتماع بزرگی در مسجد مصلی بیرجند بر منبر رفت و از توطئههای رژیم شاه علیه اسلام، روحانیت و هویت دینی مردم سخن گفت. او همچنین فاجعه مدرسه فیضیه را با جزئیات برای مردم بازگو کرد؛ روایتی که فضای مجلس را دگرگون ساخت و اشک و خروش حاضران را برانگیخت. این سخنرانیها تا روز نهم محرم ادامه یافت، اما در همان روز مأموران رژیم او را بازداشت کردند و نخستین تجربه مواجههاش با دستگاه پلیسی شاه رقم خورد.
🔹پس از بازداشت، او ابتدا در بیرجند نگه داشته شد و سپس تحتالحفظ به مشهد انتقال یافت. آیتالله خامنهای مدتی را در بازداشتگاه ساواک و زندان اردوگاه مشهد در کنار طلاب، دانشجویان و جوانان مبارز سپری کرد. با وجود آنکه چند بار خبر آزادی قریبالوقوعش را شنید، چند روز دیگر در زندان ماند تا سرانجام همراه دیگر بازداشتشدگان آزاد شد.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ تروری که اثر معکوس داشت
🔸تابستان ۱۳۶۰، فصل رویاروییهای بیسابقه علیه انقلاب نوپا بود. همزمان با عزل ابوالحسن بنیصدر توسط نمایندگان مردم، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) «فاز نظامی» را اعلام کرد و صحنه سیاست ایران را به میدان ترورهای کور تبدیل نمود. بنیصدر که از ۲۶ خرداد مفقود شده بود، با مسعود رجوی در پنهانگاهها به سر میبرد. سودابه سدیفی، مشاور بنیصدر، بعدها اعتراف کرد که بنیصدر به رجوی پیام داده بود: «باید شروع به زدن رأس آنها نمود، چاره دیگری نیست.»
🔹در چنین فضایی، آیتالله سیدعلی خامنهای به عنوان یکی از اهداف اصلی ترور انتخاب شد. بعدها مشخص شد مسعود رجوی او را یکی از پنج نفر «واجبالقتل» معرفی کرده بود.
🔸روز ششم تیر ۱۳۶۰، آیتالله خامنهای طبق روالش برای پاسخگویی به پرسشهای مردم، در مسجد ابوذر تهران حضور یافته بود که با انفجار ضبط صوتی در مقابلش، هدف یک ترور ناموفق قرار گرفت. این ترور نافرجام، آغاز یک سلسله جنایات بود. فردای آن روز - هفتم تیر - بمبی در دفتر حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و ۷۲ تن به شهادت رسیدند. در هشتم شهریور نیز انفجار دفتر نخستوزیری، رئیسجمهور و نخستوزیر را به شهادت رساند. اما حضور گسترده مردم در مراسم تشییع شهدا، نشان داد که تاکتیک «براندازی ضربهای» سازمان مجاهدین شکست خورده است.
🔸مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir