#روایت
🗒 رابطه یکطرفه شاه با آمریکا
🔹اول تیرماه ۱۳۵۳، سناتور والتر دلاهاک در سنای آمریکا پیشنهاد قطع کمکهای نظامی به ایران را مطرح کرد. استدلال او این بود که ایران بهواسطه افزایش قیمت نفت، درآمدهای کلانی به دست آورده و دیگر نیازی به این کمکها ندارد. هرچند این طرح تصویب نشد، اما نشان داد که حتی در اوج همکاری تهران و واشنگتن، اعتماد متقابل وجود نداشت.
🔸 پس از اعلام دکترین نیکسون در سال ۱۳۴۸، آمریکا تلاش کرد بار امنیت منطقه را بر دوش متحدانش بگذارد. در خلیج فارس، ایران نقش «ژاندارم منطقه» را بر عهده گرفت و بهعنوان پیمانکار امنیتی واشنگتن عمل کرد. هدف اصلی، حفظ منافع غرب و مقابله با نفوذ شوروی و جریانهای چپگرا بدون حضور مستقیم نیروهای آمریکایی بود. در این چارچوب، ارتش ایران در مأموریتهای منطقهای به کار گرفته شد و هزینههای سنگینی را متحمل گردید؛ در حالی که منافع حاصل از این اقدامات عمدتاً در راستای راهبردهای آمریکا و متحدانش تعریف میشد.
🔹 مهمترین نمونه این سیاست، حضور نظامی ایران در جنگ ظفار عمان بین سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ بود. حدود ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نیروی ایرانی برای حمایت از سلطان قابوس و مقابله با شورشیان مورد حمایت شوروی، عراق و یمن جنوبی اعزام شدند.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗒از منبر محرم تا زندان شاه
🔹محرم ۱۳۴۲ در حالی فرا رسید که نهضت امام خمینی پس از ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، رفراندوم فرمایشی شاه و فاجعه مدرسه فیضیه وارد مرحلهای تازه شده بود. امام تصمیم گرفت از ظرفیت منبرها و هیئتهای عزاداری برای افشای عملکرد رژیم استفاده کند و این برنامه را به علما و سخنرانان ابلاغ کرد. آیتالله خامنهای نیز مأمور شد این پیام را به مشهد برساند و سپس برای اجرای برنامه افشاگری راهی بیرجند شود؛ شهری که از مراکز نفوذ اسدالله علم به شمار میرفت.
🔸روز هفتم محرم، آیتالله خامنهای در اجتماع بزرگی در مسجد مصلی بیرجند بر منبر رفت و از توطئههای رژیم شاه علیه اسلام، روحانیت و هویت دینی مردم سخن گفت. او همچنین فاجعه مدرسه فیضیه را با جزئیات برای مردم بازگو کرد؛ روایتی که فضای مجلس را دگرگون ساخت و اشک و خروش حاضران را برانگیخت. این سخنرانیها تا روز نهم محرم ادامه یافت، اما در همان روز مأموران رژیم او را بازداشت کردند و نخستین تجربه مواجههاش با دستگاه پلیسی شاه رقم خورد.
🔹پس از بازداشت، او ابتدا در بیرجند نگه داشته شد و سپس تحتالحفظ به مشهد انتقال یافت. آیتالله خامنهای مدتی را در بازداشتگاه ساواک و زندان اردوگاه مشهد در کنار طلاب، دانشجویان و جوانان مبارز سپری کرد. با وجود آنکه چند بار خبر آزادی قریبالوقوعش را شنید، چند روز دیگر در زندان ماند تا سرانجام همراه دیگر بازداشتشدگان آزاد شد.
متن کامل این روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ تروری که اثر معکوس داشت
🔸تابستان ۱۳۶۰، فصل رویاروییهای بیسابقه علیه انقلاب نوپا بود. همزمان با عزل ابوالحسن بنیصدر توسط نمایندگان مردم، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) «فاز نظامی» را اعلام کرد و صحنه سیاست ایران را به میدان ترورهای کور تبدیل نمود. بنیصدر که از ۲۶ خرداد مفقود شده بود، با مسعود رجوی در پنهانگاهها به سر میبرد. سودابه سدیفی، مشاور بنیصدر، بعدها اعتراف کرد که بنیصدر به رجوی پیام داده بود: «باید شروع به زدن رأس آنها نمود، چاره دیگری نیست.»
🔹در چنین فضایی، آیتالله سیدعلی خامنهای به عنوان یکی از اهداف اصلی ترور انتخاب شد. بعدها مشخص شد مسعود رجوی او را یکی از پنج نفر «واجبالقتل» معرفی کرده بود.
🔸روز ششم تیر ۱۳۶۰، آیتالله خامنهای طبق روالش برای پاسخگویی به پرسشهای مردم، در مسجد ابوذر تهران حضور یافته بود که با انفجار ضبط صوتی در مقابلش، هدف یک ترور ناموفق قرار گرفت. این ترور نافرجام، آغاز یک سلسله جنایات بود. فردای آن روز - هفتم تیر - بمبی در دفتر حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و ۷۲ تن به شهادت رسیدند. در هشتم شهریور نیز انفجار دفتر نخستوزیری، رئیسجمهور و نخستوزیر را به شهادت رساند. اما حضور گسترده مردم در مراسم تشییع شهدا، نشان داد که تاکتیک «براندازی ضربهای» سازمان مجاهدین شکست خورده است.
🔸مشروح ماجرا را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir