eitaa logo
موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
595 دنبال‌کننده
388 عکس
4 ویدیو
0 فایل
مؤسسه‌ای با هدف پاسخ به پرسش‌هایی درباره علل و زمینه‌های انقلاب اسلامی، بازخوانی زوایای پنهان تاریخ و روایتی متکی بر اسناد تاریخی 🌐 www.psri.ir شناسه بله، ایتا و تلگرام: 🆔 @psri_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🗓چرا شیخ‌نشین‌های فقیر امارات دست‌به‌دامان ایران شدند؟ 🔹در دهه پنجاه خورشیدی، امیرنشین‌های فقیرتر امارات که خود را از دلارهای نفتی ابوظبی محروم می‌دیدند، برای رهایی از فقر و انزوا دست کمک به سوی تهران دراز کردند. عجمان یکی از همین شیخ‌نشین‌ها بود که ولیعهد آن در سفر به ایران، طرح‌های آبادانی امارتش را به شاه ارائه کرد و توانست کمک مالی بگیرد. شاه نیز دستور پرداخت ۳۲ میلیون دلار به عجمان را صادر کرد؛ کمک‌هایی که در عمران و بهبود وضع اقتصادی این امارت به کار گرفته شد. 🔸فجیره نیز وضع مشابهی داشت؛ امارتی فقیر و منزوی که از سیاست‌های دولت مرکزی امارات و شیخ زاید ناراضی بود و درآمد کافی برای توسعه نداشت. حاکم فجیره در دیدار با هویدا و نصیری، از کمبود امکانات و تقسیم ناعادلانه درآمد نفت میان امارت‌ها گفت و خواستار کمک ایران شد. دولت ایران هم اعلام کرد که به دستور شاه، در کشاورزی، معادن و شهرسازی فجیره کمک خواهد کرد. حتی قرار شد هیئتی از ایران برای بررسی طرح‌ها و هزینه‌های آنها به فجیره اعزام شود. 🔹حاکم فجیره صریحاً می‌گفت درآمد نفت میان امارت‌های فقیر عادلانه تقسیم نمی‌شود؛ ابوظبی ۱۲ میلیارد درهم بودجه داشت، اما برای هفت امارت دیگر فقط ۲ میلیارد درهم در نظر گرفته شده بود. در نگاه دولت شاهنشاهی، این کمک‌ها فقط مسئله اقتصادی نبود؛ مقابله با کمونیسم و جلوگیری از نفوذ نیروهای خارجی در منطقه هم مطرح بود. به همین دلیل شاه آمادگی داشت بخشی از ثروت ایران را برای کمک به همسایگان فقیر اختصاص دهد. شرح کامل روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 کمیته پنهان سیا در قلب حزب ایران نوین 🔸۲۳ شهریور ۱۳۴۶، ساواک در گزارشی محرمانه از وجود کمیته‌ای پنهان در حزب ایران نوین خبر داد؛ کمیته‌ای که تحت هدایت سیا و مقامات آمریکایی فعالیت می‌کرد و در پشت پرده، تصمیمات و جهت‌گیری‌های حزب را پیش از طرح و اعلام رسمی، طراحی و بررسی می‌نمود. این گزارش، پرده از ساختاری دوگانه در یکی از مهم‌ترین احزاب سیاسی دوران پهلوی برداشت: سطحی رسمی که در اساسنامه دیده می‌شد و سطحی پنهان که بنا بر اسناد، در تصمیم‌سازی‌های کلان حزب نقش اصلی را داشت. 🔹ریشه‌های این نفوذ به تأسیس حزب بازمی‌گشت. حزب ایران نوین از دل «کانون مترقی» بیرون آمد؛ کانونی که محل تجمع تحصیل‌کردگان ایرانی در آمریکا بود و اعضای آن در واقع همان دست‌پروردگان «اصل چهارم ترومن» بودند که برای تأمین منافع آمریکا تربیت شده بودند. بر اساس گزارش‌های ساواک، «کیو»، دبیر اول سفارت آمریکا در تهران، و کلنل گراتیان یاتسویچ، رئیس سیا در تهران، در تأسیس کانون مترقی و حزب ایران نوین نقش برجسته‌ای داشته‌اند. بنابراین، ارتباط با آمریکا یک موضوع مقطعی نبود، بلکه روندی ادامه‌دار در فعالیت‌های حزب محسوب می‌شد. 🔸در گزارش دیگری از ساواک، ترکیب این کمیته پنهان مشخص شده است. بر اساس این گزارش، دکتر منوچهر کلالی، دکتر ناصر یگانه و دکتر محمدعلی رشتی سه عضو اصلی آن بودند و به عنوان «مغز متفکر سیاسی» حزب شناخته می‌شدند. این سه نفر پس از مرگ حسنعلی منصور، عملاً امور حزب را در اختیار گرفتند و حتی انتخاب عطاءالله خسروانی به دبیرکلی نیز مانع از اعمال نفوذ آنان نشد؛ زیرا خسروانی فاقد توانایی لازم برای سازماندهی تشکیلات حزب معرفی شده بود. 🔹 پیوند این کمیته با مقامات آمریکایی، بخش مهمی از این روایت را تشکیل می‌دهد. در یکی از گزارش‌ها آمده است که ارتباط با مقامات آمریکایی ابتدا از طریق همسر دکتر کلالی برقرار شده بود. همچنین از ارتباط برخی اعضای خانواده‌های سیاسی با کارکنان سفارت آمریکا و حضور آنان در محافل آمریکایی سخن گفته شده است. بر اساس گزارش‌ها، افرادی مانند منوچهر گودرزی، محمدعلی رشتی، قاسم رضایی، عبدالرضا انصاری و عطاءالله خسروانی، پس از خروج یاتسویچ از ایران نیز روابط خود را با سفارت آمریکا حفظ کردند. 🔸یکی از ادعاهای مهم درباره ارتباط حزب با آمریکا، مسئله انتقال اطلاعات بود. دکتر وفائی، عضو کمیته شهرستان‌های حزب، حزب ایران نوین را تشکیلاتی دانسته بود که در کنار اهداف سیاسی، برای جمع‌آوری اخبار نیز مورد استفاده قرار می‌گرفت. بر اساس این گزارش، افرادی در وزارتخانه‌های مختلف به جمع‌آوری اخبار سیاسی و اقتصادی مشغول بودند و اطلاعات جمع‌آوری‌شده در اختیار رهبران حزب قرار می‌گرفت و سپس به آمریکایی‌ها منتقل می‌شد. به این ترتیب، حزب نه فقط یک تشکیلات سیاسی، بلکه بخشی از یک شبکه اطلاعاتی نیز معرفی شده است. 🔸اگر مجموعه این گزارش‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند، مسئله اصلی دیگر صرفاً حمایت آمریکا از یک حزب سیاسی نخواهد بود. آنچه برجسته می‌شود، وجود نوعی شبکه نفوذ است که از مرحله شکل‌گیری حزب آغاز شده و تا ارتباط با رهبران، انتقال اطلاعات، رقابت‌های درونی، انتخابات و تعیین جهت‌گیری‌های سیاسی ادامه یافته است. در چنین تصویری، حزب ایران نوین تنها یک تشکل سیاسی داخلی نبود، بلکه ارتباط آن با محافل آمریکایی، بخشی از روند شکل‌گیری و فعالیت سیاسی‌اش را تشکیل می‌داد. مشروح ماجرا را اینجا بخوانید. 📷هما زاهدی، دختر نخست‌وزیر کودتا و امیرعباس هویدا در میتینگ حزب ایران نوین 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓️ محصول وارونه ساواک از پروژه تخریب امام خمینی 🔸امام خمینی در آخرین جلسه درس خود در مسجد شیخ انصاری نجف در تابستان ۱۳۵۰، سخنرانی مبسوطی علیه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله ایراد کردند و ضمن آن، اساس نظام شاهنشاهی را مورد حمله قرار دادند. اداره کل سوم ساواک با آگاهی از محتوای این سخنرانی، به ساواک شهرستان‌ها دستور داد فعالان پخش نوار یا تهیه و توزیع متن آن را دستگیر کنند. 🔹گام نخست ساواک، تحریک روحانیونی بود که در دایره توصیفات گزنده امام می‌گنجیدند. رئیس ساواک قم از قول علمایی که به دیدارشان رفته بود، نوشت: «آیات و علما معتقدند که خمینی مردم عوام و طلاب را علیه آنان شورانده... نامبرده ضمن سازش با بعثی‌ها خود را در پناه آنان قرار داده و با این تحریکات در نظر دارد دیگران را به بلا گرفتار نماید.» ساواک درصدد بود با جا انداختن این اتهام که دست امام در دست حکومت بعثی عراق است، حیثیت ایشان را مخدوش نماید. 🔸نتیجه واژگونه‌ای که ساواک از کار خود گرفت، این بود: «جزوه سخنرانی خمینی در خراسان فراوان و آن‌قدر زیاد است که در کفش‌خانه‌ها هم پیدا می‌شود و در میان مردم پخش نموده‌اند و علناً به قیمت یکی دو تومان خرید و فروش شده است.» طرح ساواک بسیار خام و کال تهیه شده بود، به طوری که یکی از مقامات این سازمان ذیل این طرح یادآور شد: «روی مفاد گزارش به هیچ‌وجه نمی‌توان عملی انجام داد... به نظر می‌رسد این گزارش فرمالیته تهیه شده است.» شرح روایت و اسناد بیشتر را اینجا ببینید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓نفس‌کشیدن مطبوعات از رفتن رضاشاه 🔹۲۵ شهریور ۱۳۲۰، بیست‌ودو روز پس از اشغال ایران، رضاشاه ناچار شد از سلطنت کناره‌گیری کند و تاج‌وتخت را به پسر بیست‌ویک‌ساله‌اش، محمدرضا، بسپارد. ارتش رضاشاه در برابر حمله همزمان شوروی و بریتانیا ظرف شش روز فروپاشید و او، برخلاف برخوردش با مخالفان داخلی، در برابر اولتیماتوم متفقین چاره‌ای جز تسلیم ندید. محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر، همان روز در مجلس استعفانامه او را خواند؛ رضاشاه در نامه‌ای، «ناتوانی» خود را دلیل کناره‌گیری اعلام کرد. 🔸کناره‌گیری رضاشاه فقط یک تغییر سلطنتی نبود. لوئیس دریفوس، وزیرمختار آمریکا در تهران، دو روز پس از استعفا گزارش کرد که واکنش مردم ایران، در مجموع، «آسودگی و مسرت» از رفتن یک حاکم مستبد بود. خیابان‌های تهران شاهد شادی مردم بود و روزنامه‌ها نیز پس از سال‌ها سانسور، زبان باز کردند. روزنامه «ایران» نوشت: «امروز آزاد شدیم» و از برداشته‌شدن دستبند، پابند و دهان‌بند سخن گفت. با این حال، باقی‌ماندن خاندان پهلوی بر تخت، سرخوردگی‌هایی نیز ایجاد کرد. 🔹بیست سال حکومت رضاشاه، مطبوعات را زیر سانسور و توقیف و فضای «رعب و وحشت» قرار داده بود. با سقوط او، فضای سیاسی نیمه‌باز شد و مطبوعات آزادی کم‌سابقه‌ای پیدا کردند. این آزادی، هرچند کوتاه‌مدت بود، ساختار سیاسی و مطبوعاتی کشور را دگرگون کرد؛ تمرکز قدرت شکست و روزنامه‌نگاران توانستند پس از سال‌ها سکوت اجباری، صدای خود را به گوش جامعه برسانند. واکنش مطبوعات ایران و جهان را از کناره‌گیری و تبعید رضاشاه اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓 اقتدار مؤثر ایران در جلوگیری از اشغال موذیانه ابوموسی 🔸۲۷ شهریور ۱۳۷۱، هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت در نماز جمعه تهران از بازداشت اتباع مسلح کشورهای ثالث که قصد ورود غیرقانونی به ابوموسی را داشتند خبر داد و گفت یکی از آنان تبعه هلند است. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که اختلاف بر سر ورود اتباع خارجی به جزیره، از مسئله‌ای اجرایی به موضوعی امنیتی و سیاسی تبدیل می‌شد. 🔹زمینه اختلاف به ترتیبات سال ۱۳۵۰ بازمی‌گشت که بر اساس آن، اگرچه ایران کنترل جزیره را در دست داشت، اما شارجه اجازه فعالیت در بخشی از آن داشت. شارجه با حمایت خارجی سعی به افزایش جمعیت و تصرف تدریجی داشت. 🔸در مرداد ۱۳۷۱، ابعاد اختلاف آشکارتر شد. گزارش‌ها از جلوگیری از ورود بیش از یکصد آموزگار شارجه‌ای همراه خانواده‌هایشان به ابوموسی حکایت داشت. از نگاه تهران، حضور گروه‌های بزرگ غیربومی در جزیره، با ملاحظات امنیتی ارتباط پیدا می‌کرد. چیزی شبیه الگویی که بعدها امارات با آن روش جزیره سقطری یمن را تصرف کرد. 🔹در ادامه مناقشه آمریکا در سال ۱۳۷۳ به سوگیری حمایت از امارات، حاکمیت ایران را نادیده گرفت و از حل‌وفصل اختلاف حمایت کرد و سال بعد همراه شورای همکاری خلیج فارس، ارجاع موضوع به دیوان بین‌المللی دادگستری را تأیید کرد. این در حالی بود که آمریکا و انگلیس پیش از انقلاب حاکمیت ایران را پذیرفته و از ادعای امارات حمایت نکرده بودند. اقدامی که با اقتدار نظامی و قدرت دیپلماسی ایران نتوانست به هدف خود برسد. شرح کامل روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓️جشن هتل دربند برای لغو «ملی شدن نفت» 🔹پس از ملی‌شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۸، بریتانیا با تحریم اقتصادی، تهدید نظامی و شکایت به شورای امنیت، فشار سنگینی به ایران وارد کرد؛ اما هیچ‌یک کاری پیش نبرد. با شکست مذاکرات و افزایش فشار اقتصادی، بریتانیا و آمریکا برنامه سرنگونی نخست وزیر منتخب نهضت ملی شدن صنعت نفت، دکتر مصدق را طراحی و اجرا کردند. 🔸قریب یک‌سال پس از کودتا، علی امینی توانست سهم آمریکا در کودتا را نقد کند و متن توافقنامه با کنسرسیوم بین‌المللی نفت را امضا کرد. در این کنسرسیوم، پنج شرکت آمریکایی در مجموع ۴۰٪ سهام را به‌دست آوردند و عملاً بریتانیا را از انحصار خارج کردند. 🔹هوارد پیچ، معاون شرکت استاندارد اویل نیوجرسی، رئیس هیئت مذاکره‌کننده کنسرسیوم و مسئول مستقیم مذاکرات تجاری با طرف ایرانی بود. مذاکرات از مدتی قبل در لندن و سپس در هتل دربند تهران ادامه یافت و در پایان مذاکرات، ضیافتی در هتل دربند برگزار کردند و سپس هیأت آمریکایی ایران را ترک کرد. امینی در پاسخ به خبرنگاران که خواستار نسخه فارسی قرارداد بودند،‌ گفت ترجمه آن حاضر نشده است. 🔸۲۸ شهریور امضای نهایی قرارداد توسط این دو نفر انجام شد. به همین دلیل این قرارداد به «قرارداد امینی-پیچ» معروف شد و پس از آن، گزارشی به مجلس داده شد. روزنامه سی شهریور، گزارشی حماسی از تصویب قرارداد منتشر کرد و چنان وانمود که با این قرارداد یک پیروزی بزرگ نصیب ایران شده است! شرح کامل روایت را اینجا بخوانید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir
🗓️ماجرای واگذاری میدان گازی به قطر با فشار بریتانیا 🔹در ۲۹ شهریور ۱۳۴۸، موافقت‌نامه‌ای میان ایران و قطر در دوحه به امضا رسید که خط مرزی فلات قاره دو کشور را تعیین می‌کرد؛ توافقی که در ظاهر یک قرارداد عادی بود، اما در عمل یکی از مهم‌ترین عقب‌نشینی‌های حقوقی ایران در خلیج فارس را رقم زد. در جریان مذاکرات، ایران بر استفاده از جزایر کیش، لاوان و هندورابی به‌عنوان نقاط مبدأ خط مرزی تأکید داشت؛ اما بریتانیا که همچنان بر شیخ‌نشین‌های جنوبی خلیج فارس نفوذ داشت و از سوی قطر مذاکره می‌کرد، با این خواسته مخالفت کرد. در نهایت، دولت پهلوی تحت فشار بریتانیا از حق خود گذشت و پذیرفت خط مرزی بدون در نظر گرفتن جزایر ترسیم شود. 🔸کیش، لاوان و هندورابی همگی در فاصله کمتر از ۱۲ مایل دریایی از ساحل ایران قرار داشتند و می‌توانستند در تعیین خط مبدأ و سهم ایران از فلات قاره مؤثر باشند. با این حال، در توافق ایران و قطر، این جزایر نادیده گرفته شدند. این تصمیم صرفاً یک محاسبه حقوقی نبود؛ دولت پهلوی با این تصور که چشم‌پوشی از حقوق مرزی می‌تواند به تثبیت «حاکمیت بلامنازع» ایران بر جزایر کمک کند، از خواسته خود عقب نشست. اما در این میان، فشار بریتانیا تعیین‌کننده بود؛ همان قدرتی که در آن دوره بر شیخ‌نشین‌های جنوبی خلیج فارس نفوذ داشت و در مذاکرات از منافع قطر دفاع می‌کرد. در نهایت، ایران برای هدفی سیاسی، از بخشی از منافع حقوقی و اقتصادی خود گذشت. تصاویر این سند را در اینجا ببینید. 🔗 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: 🆔 @psri_ir