#روایت
🗓نفسکشیدن مطبوعات از رفتن رضاشاه
🔹۲۵ شهریور ۱۳۲۰، بیستودو روز پس از اشغال ایران، رضاشاه ناچار شد از سلطنت کنارهگیری کند و تاجوتخت را به پسر بیستویکسالهاش، محمدرضا، بسپارد. ارتش رضاشاه در برابر حمله همزمان شوروی و بریتانیا ظرف شش روز فروپاشید و او، برخلاف برخوردش با مخالفان داخلی، در برابر اولتیماتوم متفقین چارهای جز تسلیم ندید. محمدعلی فروغی، نخستوزیر، همان روز در مجلس استعفانامه او را خواند؛ رضاشاه در نامهای، «ناتوانی» خود را دلیل کنارهگیری اعلام کرد.
🔸کنارهگیری رضاشاه فقط یک تغییر سلطنتی نبود. لوئیس دریفوس، وزیرمختار آمریکا در تهران، دو روز پس از استعفا گزارش کرد که واکنش مردم ایران، در مجموع، «آسودگی و مسرت» از رفتن یک حاکم مستبد بود. خیابانهای تهران شاهد شادی مردم بود و روزنامهها نیز پس از سالها سانسور، زبان باز کردند. روزنامه «ایران» نوشت: «امروز آزاد شدیم» و از برداشتهشدن دستبند، پابند و دهانبند سخن گفت. با این حال، باقیماندن خاندان پهلوی بر تخت، سرخوردگیهایی نیز ایجاد کرد.
🔹بیست سال حکومت رضاشاه، مطبوعات را زیر سانسور و توقیف و فضای «رعب و وحشت» قرار داده بود. با سقوط او، فضای سیاسی نیمهباز شد و مطبوعات آزادی کمسابقهای پیدا کردند. این آزادی، هرچند کوتاهمدت بود، ساختار سیاسی و مطبوعاتی کشور را دگرگون کرد؛ تمرکز قدرت شکست و روزنامهنگاران توانستند پس از سالها سکوت اجباری، صدای خود را به گوش جامعه برسانند.
واکنش مطبوعات ایران و جهان را از کنارهگیری و تبعید رضاشاه اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 اقتدار مؤثر ایران در جلوگیری از اشغال موذیانه ابوموسی
🔸۲۷ شهریور ۱۳۷۱، هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهور وقت در نماز جمعه تهران از بازداشت اتباع مسلح کشورهای ثالث که قصد ورود غیرقانونی به ابوموسی را داشتند خبر داد و گفت یکی از آنان تبعه هلند است. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که اختلاف بر سر ورود اتباع خارجی به جزیره، از مسئلهای اجرایی به موضوعی امنیتی و سیاسی تبدیل میشد.
🔹زمینه اختلاف به ترتیبات سال ۱۳۵۰ بازمیگشت که بر اساس آن، اگرچه ایران کنترل جزیره را در دست داشت، اما شارجه اجازه فعالیت در بخشی از آن داشت. شارجه با حمایت خارجی سعی به افزایش جمعیت و تصرف تدریجی داشت.
🔸در مرداد ۱۳۷۱، ابعاد اختلاف آشکارتر شد. گزارشها از جلوگیری از ورود بیش از یکصد آموزگار شارجهای همراه خانوادههایشان به ابوموسی حکایت داشت. از نگاه تهران، حضور گروههای بزرگ غیربومی در جزیره، با ملاحظات امنیتی ارتباط پیدا میکرد. چیزی شبیه الگویی که بعدها امارات با آن روش جزیره سقطری یمن را تصرف کرد.
🔹در ادامه مناقشه آمریکا در سال ۱۳۷۳ به سوگیری حمایت از امارات، حاکمیت ایران را نادیده گرفت و از حلوفصل اختلاف حمایت کرد و سال بعد همراه شورای همکاری خلیج فارس، ارجاع موضوع به دیوان بینالمللی دادگستری را تأیید کرد. این در حالی بود که آمریکا و انگلیس پیش از انقلاب حاکمیت ایران را پذیرفته و از ادعای امارات حمایت نکرده بودند. اقدامی که با اقتدار نظامی و قدرت دیپلماسی ایران نتوانست به هدف خود برسد.
شرح کامل روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️جشن هتل دربند برای لغو «ملی شدن نفت»
🔹پس از ملیشدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۸، بریتانیا با تحریم اقتصادی، تهدید نظامی و شکایت به شورای امنیت، فشار سنگینی به ایران وارد کرد؛ اما هیچیک کاری پیش نبرد. با شکست مذاکرات و افزایش فشار اقتصادی، بریتانیا و آمریکا برنامه سرنگونی نخست وزیر منتخب نهضت ملی شدن صنعت نفت، دکتر مصدق را طراحی و اجرا کردند.
🔸قریب یکسال پس از کودتا، علی امینی توانست سهم آمریکا در کودتا را نقد کند و متن توافقنامه با کنسرسیوم بینالمللی نفت را امضا کرد. در این کنسرسیوم، پنج شرکت آمریکایی در مجموع ۴۰٪ سهام را بهدست آوردند و عملاً بریتانیا را از انحصار خارج کردند.
🔹هوارد پیچ، معاون شرکت استاندارد اویل نیوجرسی، رئیس هیئت مذاکرهکننده کنسرسیوم و مسئول مستقیم مذاکرات تجاری با طرف ایرانی بود. مذاکرات از مدتی قبل در لندن و سپس در هتل دربند تهران ادامه یافت و در پایان مذاکرات، ضیافتی در هتل دربند برگزار کردند و سپس هیأت آمریکایی ایران را ترک کرد. امینی در پاسخ به خبرنگاران که خواستار نسخه فارسی قرارداد بودند، گفت ترجمه آن حاضر نشده است.
🔸۲۸ شهریور امضای نهایی قرارداد توسط این دو نفر انجام شد. به همین دلیل این قرارداد به «قرارداد امینی-پیچ» معروف شد و پس از آن، گزارشی به مجلس داده شد. روزنامه سی شهریور، گزارشی حماسی از تصویب قرارداد منتشر کرد و چنان وانمود که با این قرارداد یک پیروزی بزرگ نصیب ایران شده است!
شرح کامل روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓️ماجرای واگذاری میدان گازی به قطر با فشار بریتانیا
🔹در ۲۹ شهریور ۱۳۴۸، موافقتنامهای میان ایران و قطر در دوحه به امضا رسید که خط مرزی فلات قاره دو کشور را تعیین میکرد؛ توافقی که در ظاهر یک قرارداد عادی بود، اما در عمل یکی از مهمترین عقبنشینیهای حقوقی ایران در خلیج فارس را رقم زد. در جریان مذاکرات، ایران بر استفاده از جزایر کیش، لاوان و هندورابی بهعنوان نقاط مبدأ خط مرزی تأکید داشت؛ اما بریتانیا که همچنان بر شیخنشینهای جنوبی خلیج فارس نفوذ داشت و از سوی قطر مذاکره میکرد، با این خواسته مخالفت کرد. در نهایت، دولت پهلوی تحت فشار بریتانیا از حق خود گذشت و پذیرفت خط مرزی بدون در نظر گرفتن جزایر ترسیم شود.
🔸کیش، لاوان و هندورابی همگی در فاصله کمتر از ۱۲ مایل دریایی از ساحل ایران قرار داشتند و میتوانستند در تعیین خط مبدأ و سهم ایران از فلات قاره مؤثر باشند. با این حال، در توافق ایران و قطر، این جزایر نادیده گرفته شدند. این تصمیم صرفاً یک محاسبه حقوقی نبود؛ دولت پهلوی با این تصور که چشمپوشی از حقوق مرزی میتواند به تثبیت «حاکمیت بلامنازع» ایران بر جزایر کمک کند، از خواسته خود عقب نشست. اما در این میان، فشار بریتانیا تعیینکننده بود؛ همان قدرتی که در آن دوره بر شیخنشینهای جنوبی خلیج فارس نفوذ داشت و در مذاکرات از منافع قطر دفاع میکرد. در نهایت، ایران برای هدفی سیاسی، از بخشی از منافع حقوقی و اقتصادی خود گذشت.
تصاویر این سند را در اینجا ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓از تحریم هیئت ایرانی تا حمایت از قرارداد ۱۹۱۹
🔹ایرانِ جنگزده با هیئتی به ریاست مشاورالممالک انصاری راهی کنفرانس صلح پاریس شد؛ امید داشت خسارتهای جنگ را مطالبه کند و شاید بخشی از سرزمینهای ازدسترفته را بازپس گیرد؛ اما وقتی هیئت به پاریس رسید، پشت درهای کنفرانس ماند. بریتانیا با این استدلال که ایران بیطرف بوده، مانع حضور رسمی آن شد؛ حال آنکه ایران در سالهای جنگ زیر فشار نیروهای خارجی، قحطی، بیماری و ویرانی قرار گرفته بود و بهای سنگینی پرداخته بود.
🔸درحالی که ایران از حضور در کنفرانس صلح محروم شده بود، بریتانیا برای تثبیت نفوذ خود در ایران بهدنبال قرارداد ۱۹۱۹ رفت؛ قراردادی که امور مالی، اقتصادی و نظامی کشور را بهشدت تحت تأثیر قرار میداد. در این میان، آمریکا نیز بیخبر از ماجرا نبود. لرد کرزن در دیدار با سفیر آمریکا در لندن، از موافقت اصولی واشنگتن سخن گفت و خواست که آمریکا با اعلام حمایت خود، پذیرش قرارداد در ایران را آسان کند. به این ترتیب، فشار بر ایران تنها از یکسو نبود.
🔹هیئت ایرانی سرانجام نامهای به کنفرانس صلح فرستاد و لغو کاپیتولاسیون، پایان امتیازات خارجی و پرداخت غرامت جنگی را خواستار شد؛ اما این تلاش نیز راه به جایی نبرد. فروغی معتقد بود حضور هیئت در پاریس میتوانست نقشه بریتانیا برای تسلط بر ایران را برهم بزند. همزمان، آمریکا با حمایت از قرارداد ۱۹۱۹، در کنار سیاستی قرار گرفت که استقلال ایران را محدود میکرد.
شرح روایت را اینجا بخوانید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir
#روایت
🗓 افشای نظام سلطه از تریبون نیویورک
🔸آخرین روز شهریورماه ۱۳۶۶، تریبون چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، شاهد یکی از ماندگارترین صحنههای دیپلماسی انقلاب اسلامی بود. آیتالله خامنهای، رئیسجمهور وقت ایران، در شرایطی در این مجمع سخن گفت که استکبار جهانی با تهاجم رژیم بعث و تحرکات نظامی آمریکا در خلیجفارس در صدد ایجاد انزوا و فشار روانی بر ملت ایران بود.
🔹ایشان در بخشی از این سخنرانی تاریخی، با افشای نقش قدرتهای بزرگ در تحمیل جنگ، گفتند: «قدرتهای بزرگ حتی در هنگامی که هزاران کیلومتر مربع از خاک ما در زیر چکمههای اشغالگران متجاوز بود، با استفاده از ابزار فوقالعاده نیرومند تبلیغات، ما را زیر فشار قرار میدادند که آتشبس را بپذیریم.»
🔸رئیسجمهور وقت ایران در ادامه با اشاره به سرگذشت ملت فلسطین به عنوان درس عبرت، افزودند: «اگر آتشبسهای تحمیلی و وعدههای فریبنده و پوچ توانسته است ملت فلسطین را به حق واضح و مسلّم خود برساند، هر ملت دیگر را هم خواهد رساند.» ایشان در بخش پایانی سخنان خود، با تأکید بر ضرورت تنبیه متجاوز برای رسیدن به صلحی پایدار تصریح کردند: «ما که بار سنگین جنگ تحمیلی هفتسالهای را بر دوش داریم، از هر کسی به صلح تشنهتریم؛ اما صلح را، صلح پایدار را، فقط در سایه مجازات تجاوزگری که گناه تجاوز را با گناهان فراوان دیگر در جنگ همراه کرده، قابل دسترسی میدانیم و بس.»
مشروح سخنرانی را اینجا و تصاویر را از این لینک ببینید.
🔗 ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
🆔 @psri_ir