eitaa logo
راعِــد!
57 دنبال‌کننده
76 عکس
2 ویدیو
8 فایل
اینجا ما نَفَس میکِشیم،تا در بندِ نَفس نباشیم! -داداش‌جان! شاید نگاره‌های ما حوصله سر بر باشد ولی حرفِ دل است. "راعِـد صدام کن"
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی گفته بود با کلمه لبخند بنویس. این واژه خیلی معنی داره، گاهی لبخند با درده، گاهی از شوقه، گاهی از ی اتفاق بد، گاهی لبخند یک دلقک. میشه بیای بگی موضوعیتت چیه؟ می‌خوام از زبون خودت بنویسم. اگه خواستی بیا پیوی بگو، نه ناشناس بگو. @raaeid
و اما. خیابان‌های ایران انتظار تو را می‌کشند تا بیایی و نزاری حرامی‌ها آرامشَش را خدشه‌دار کنند. بیا و آرامشِ قلبِ خیابان‌ها را ضمانت کن! -راعِدگفت. @raaeiid-
/اگه دیدی بهت ویس دادم، بدون باهات راحتم. -راعِدگفت. @raaeiid-
/راعد core:
راعِــد!
/راعد core:
کجا فور زدی؟:))))
/سرنوشت تو، شاید تنهایی باشد! -راعِدنوشت. @raaeiid-
/..
راعِــد!
/..
/دلتنگی. گفتمَش حالِ ناخوشی دارم از این عشق، مرا آواره کرده، مجنون ساخته و خود دست در دستِ دیگری رفته. زخم دارم و دلتنگم و غمگین. دانی چه حسی دارد که تو را یار نخواهد؟ سکوت کرد و با نگاهی که سرمایَش از چند کیلومتری احساس می‌شد نگاهم کرد، آن چَشم‌ها همیشه حال و هوای سرما را داشتند، آبیِ یخی که همین باعث می‌شد چَشم‌های عسل‌گونه‌ام که گرم‌تر از گرمای خورشید بودند، کنارش آب شوند! با زبانَش لب‌هایش را تر کرد و گفت:« مثل خودت! عشقم را نفهمیدی و هر بار من را پس زدی. حال، هم تو من را درک می‌کنی، هم من تو را. تو توسطِ آن نااهل پس زده شدی و من توسطِ تو!». نگاهم را به زمین دوختم، سرمایِ نگاه و زبانش در وجودِ ناچیز‌م رخنه کرده بود. حق با او بود. چه باید می‌کردم؟.. -راعِدنوشت. @raaeiid-
این عاشقونه‌ها چیه من می‌نویسم؟:)))))
/..
راعِــد!
/..
/عشق. تمامِ خود را گذاشتم تا عشق را از سوی آن موجودات دوپا دریافت کنم، عشقی کم رنگ اما سفید، پاک و به دور از آلودگی‌ها و مریضی‌ها. اما آنان انگار که برگه‌ی سفیدِ قلب‌شان که سرشار از عشق پاک بود، به سیاهی‌ای که از شب‌ هم سیاه‌تر بود آلوده شده بود و حال من باید میانِ آن همه تاریکی با قلبی سفید و پاک چه می‌کردم؟ آنچه در سینه‌ی من بود مانند گنج بود و آنان قصد داشتند به من رنج برسانند. اما من زاده‌ٔ نور بودم، پس باید بر تاریکی چیره شوم! -راعِدنوشت. @raaeiid-