eitaa logo
راعِــد!
57 دنبال‌کننده
76 عکس
2 ویدیو
8 فایل
اینجا ما نَفَس میکِشیم،تا در بندِ نَفس نباشیم! -داداش‌جان! شاید نگاره‌های ما حوصله سر بر باشد ولی حرفِ دل است. "راعِـد صدام کن"
مشاهده در ایتا
دانلود
/اگه دیدی بهت ویس دادم، بدون باهات راحتم. -راعِدگفت. @raaeiid-
/راعد core:
راعِــد!
/راعد core:
کجا فور زدی؟:))))
/سرنوشت تو، شاید تنهایی باشد! -راعِدنوشت. @raaeiid-
/..
راعِــد!
/..
/دلتنگی. گفتمَش حالِ ناخوشی دارم از این عشق، مرا آواره کرده، مجنون ساخته و خود دست در دستِ دیگری رفته. زخم دارم و دلتنگم و غمگین. دانی چه حسی دارد که تو را یار نخواهد؟ سکوت کرد و با نگاهی که سرمایَش از چند کیلومتری احساس می‌شد نگاهم کرد، آن چَشم‌ها همیشه حال و هوای سرما را داشتند، آبیِ یخی که همین باعث می‌شد چَشم‌های عسل‌گونه‌ام که گرم‌تر از گرمای خورشید بودند، کنارش آب شوند! با زبانَش لب‌هایش را تر کرد و گفت:« مثل خودت! عشقم را نفهمیدی و هر بار من را پس زدی. حال، هم تو من را درک می‌کنی، هم من تو را. تو توسطِ آن نااهل پس زده شدی و من توسطِ تو!». نگاهم را به زمین دوختم، سرمایِ نگاه و زبانش در وجودِ ناچیز‌م رخنه کرده بود. حق با او بود. چه باید می‌کردم؟.. -راعِدنوشت. @raaeiid-
این عاشقونه‌ها چیه من می‌نویسم؟:)))))
/..
راعِــد!
/..
/عشق. تمامِ خود را گذاشتم تا عشق را از سوی آن موجودات دوپا دریافت کنم، عشقی کم رنگ اما سفید، پاک و به دور از آلودگی‌ها و مریضی‌ها. اما آنان انگار که برگه‌ی سفیدِ قلب‌شان که سرشار از عشق پاک بود، به سیاهی‌ای که از شب‌ هم سیاه‌تر بود آلوده شده بود و حال من باید میانِ آن همه تاریکی با قلبی سفید و پاک چه می‌کردم؟ آنچه در سینه‌ی من بود مانند گنج بود و آنان قصد داشتند به من رنج برسانند. اما من زاده‌ٔ نور بودم، پس باید بر تاریکی چیره شوم! -راعِدنوشت. @raaeiid-
میخونین نوشته‌ها رو؟:)