راعِــد!
/..
/دلتنگی.
گفتمَش حالِ ناخوشی دارم از این عشق، مرا آواره کرده، مجنون ساخته و خود دست در دستِ دیگری رفته. زخم دارم و دلتنگم و غمگین. دانی چه حسی دارد که تو را یار نخواهد؟ سکوت کرد و با نگاهی که سرمایَش از چند کیلومتری احساس میشد نگاهم کرد، آن چَشمها همیشه حال و هوای سرما را داشتند، آبیِ یخی که همین باعث میشد چَشمهای عسلگونهام که گرمتر از گرمای خورشید بودند، کنارش آب شوند! با زبانَش لبهایش را تر کرد و گفت:« مثل خودت! عشقم را نفهمیدی و هر بار من را پس زدی. حال، هم تو من را درک میکنی، هم من تو را. تو توسطِ آن نااهل پس زده شدی و من توسطِ تو!».
نگاهم را به زمین دوختم، سرمایِ نگاه و زبانش در وجودِ ناچیزم رخنه کرده بود. حق با او بود. چه باید میکردم؟..
-راعِدنوشت.
@raaeiid-
راعِــد!
/دلتنگی. گفتمَش حالِ ناخوشی دارم از این عشق، مرا آواره کرده، مجنون ساخته و خود دست در دستِ دیگری رفت
https://t.me/mahurahm
برای شما.٫کانال تلگرامی٫
راعِــد!
/..
/عشق.
تمامِ خود را گذاشتم تا عشق را از سوی آن موجودات دوپا دریافت کنم، عشقی کم رنگ اما سفید، پاک و به دور از آلودگیها و مریضیها. اما آنان انگار که برگهی سفیدِ قلبشان که سرشار از عشق پاک بود، به سیاهیای که از شب هم سیاهتر بود آلوده شده بود و حال من باید میانِ آن همه تاریکی با قلبی سفید و پاک چه میکردم؟ آنچه در سینهی من بود مانند گنج بود و آنان قصد داشتند به من رنج برسانند. اما من زادهٔ نور بودم، پس باید بر تاریکی چیره شوم!
-راعِدنوشت.
@raaeiid-
راعِــد!
/عشق. تمامِ خود را گذاشتم تا عشق را از سوی آن موجودات دوپا دریافت کنم، عشقی کم رنگ اما سفید، پاک و ب
https://t.me/hanahyir
برای شما.٫کانال تلگرامی٫
/از تفریحاتم اینه که میرم پینترست و دنبال عکسهایی میگردم که احساس میکنم بخشی از وجودم اگه قرار بود عکس بشه، اون میشد.
-رندوم.
دلم میخواد بگم شما بگین من براتون بنویسم!
/شما گفتین.
....
من کلمه بگم شما بنویسین برام؟
https://eitaa.com/raaeiid/449
بلی
/شما گفتین.
....
چه عجیب!
جالبه، قبلش دوست دارم انگیزت رو بدونم برا این کار، اگه دوست داشتی بگو.
-روح.
https://eitaa.com/raaeiid/450
چرا عجیب؟!
مینویسم خودمم.
/شما گفتین.
...
بسیار هم عالی، بنویس.
از این جهت که سابقه نداشت ممبر بگه برا ادمین مینویسم.