فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
😔به یاد دوست قدیمی
@ranggarang
شهید موسوی سرتیم حفاظت رییس جمهور سابق مخالف سفر رئیس جمهور به نقطه صفر مرزی بود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سید مجتبی موسوی برادر شهید موسوی سرتیم حفاظت سید ابراهیم رییسی رییس جمهور سابق، در گفت و گویی که از او در فضای مجازی از سوی ایران ۲۴ منتشر شد روایت عجیبی را از سفر مرحوم رییسی به آذربایجان در روز آخر حیاتش ذکر کرد.
او در این فیلم گفت: ️سردار موسوی مخالف سفر ابراهیم رئیسی به مرز ایران و آذربایجان بود/ او مکتوب به فرمانده سپاه نامه نوشت که مخالف سفر به نقطه صفر مرزی استآقا سید مهدی (سرتیم حفاظت رئیس جمهور) از سفرهای سرزده شهید رئیسی به مناطق و محلههای تهران استقبال میکرد و در خصوص سفر به مرز آذربایجان نگرانی داشت. ️سردار موسوی مخالف سفر ابراهیم رئیسی به مرز ایران و آذربایجان بود/ او مکتوب به فرمانده سپاه نامه نوشت که مخالف سفر به نقطه صفر مرزی استاو یک روز قبل از سفر به من گفت، فردا چطور حاج آقا را ببرم مرز ایران و آذربایجان؟ اسرائیل در خاک آذربایجان پایگاه دارد. ️سردار موسوی مخالف سفر ابراهیم رئیسی به مرز ایران و آذربایجان بود/ او مکتوب به فرمانده سپاه نامه نوشت که مخالف سفر به نقطه صفر مرزی استدغدغهمندی شهید موسوی این بود که فرآیند چک و خنثی انجام نشده و مکان بسیار ناایمن است، زیرا محل بازدید نقطه صفر مرزی بود.
وی با تاکید بر اینکه شهید موسوی مخالف سفر رئیس جمهور به نقطه صفر مرزی بود، گفت: ️آقا سید مهدی نیم ساعت تمام با اسماعیلی رئیس دفتر رئیس جمهور صحبت کرد تا بتواند سفر را کنسل کند، اما این اتفاق نیفتاد.
️شهید موسوی مکتوب به فرمانده سپاه نامه نوشت که سپاه حفاظت مخالف این سفر است، اما حسب وظیفه ذاتی خود رئیس جمهور را همراهی میکند.
خبرهای مرتبط
@ranggarang
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_شصت_نهم🎬:
باز هم رودهای خروشان از زمین و آسمان می جوشید، الان همه جای سطح زمین را آب گرفته بود و دیگر هیچ جنبنده و حتی گیاه و درختی در روی زمین نبود، هر چه بود همه آب بود و آب و کوه های سر به فلک کشیده در زیر انبوهی از آب پنهان شده بود و سطح آب به آسمان رسیده بود.
پس از چهل روز انگار اراده خداوند بر این تعلق گرفته بود که طوفان پایان یابد، پس باران قطع شد و اشعه های خورشید پس از چهل روز ظلمت و تاریکی نمایان شد و از طرف پروردگار به زمین فرمان داده شد که آب های خودش را فرو ببرد و هر آنچه که از دل زمین بیرون زده است، باز فرو خورد و در لایه های زیرین زمین انباشته گردد و به آسمان دستور داده شد که از باریدن متوقف شود.
هنگامی که زمین آب های جوشیده شده توسط خودش را فرو برد، آب هایی که از آسمان نازل شده بود بر روی زمین باقی ماند و از آنجائیکه امکان بازگشت این حجم از آب یکباره به آسمان موجود نبود، پس این آبها به امر خداوند دریاهای زیادی را بر روی زمین به وجود آوردند.
حال که هوا صاف و آفتابی شده بود و خبری از امواج و طوفان دهشتناک نبود، این سفینه نجات باید جایی فرود می آمد، پس کشتی نوح بر روی کوه جودی فرود آمد اما به هنگام فرود آمدن ضربه شدیدی به کشتی وارد شد این ضربه که ناگهانی و بی خبر بر بدنه کشتی وارد شد، دوباره هول و هراسی در دل ساکنان کشتی انداخت و
موجب ترس نجات یافتگان از عذاب خداوند، شد.
در این هنگام حضرت نوح باز هم به عرشه کشتی رفت و با زبان سریانی عرض کرد: بارد قنی (خدایا رحم کن) و سپس رویش را به آسمان نمود و دستانش را به درگاه خداوند بالا برد و بازهم رموز عشق را تکرار کرد و به کلمات الهی متوسل شد تا از این خطر نیز نجات یابند.
در این هنگام از طرف خداوند به نوح نبی ندا داده شد: ای نوح! شما و اهالی کشتی نجات با سلامتی و با برکاتی که از طرف خداوند بر تو و فرزندان و کسانی که همراهت هستند نازل می شود پیاده و از کشتی خارج شوید.
با نزول این امر، مردم که تازه متوجه موضوع شده بودند با رویی گشاده و صورتی خندان از کشتی پیاده شدند و این پیاده شدن
شروع دوباره زندگی بر روی زمین بود.
کشتی نوح در منطقه بین النهرین فرود آمد و حیات برای دومین بار در روی کرهٔ خاکی از نقطه صفر آغاز شد.....
ادامه دارد...
📝به قلم :ط_حسینی
@ranggarang
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_هفتاد🎬:
اینک زندگی دوباره بر روی زمین در منطقه بین النهرین آغاز شده بود و حیات برای دومین بار از نقطه صفر آغاز شد.
این زندگی دوباره ما را به سالیان اول خلقت میبرد و ذهنمان را به زمان هبوط اولیه انسان بر روی زمین می کشانید و همان زمان که حضرت آدم از بهشت بر روی زمین فرود آمد و در تایید این حرف، فرمایش خداوند است که خطاب به نوح می گوید: اهبط یعنی هبوط کن.
پس اینجا ما در نقطه ای از تاریخ بشریت قرار داریم که هبوط دوم و شروع دوم است. اما این هبوط با هبوط اولیه بسیار متفاوت است چرا که اولین هبوط با دو انسان مومن شکل گرفت اما در هبوط دوم با هشتاد نفر از مومنینی که همراه نوح
نبی بودند اتفاق افتاد، پس سیر دعوت انبیاء یک گام رو به جلو بوده است و اما در هبوط دوم مومنین،
تجربه دشمنی شیطان را دارند و او را می شناسند و سکه های بدل او را دیده اند، نماد های ساخته دست ابلیس را به چشم خویش دیده و سخنان ابلیس را از زبان مریدان ابلیس شنیده اند و لمس کرده اند و از دست ظالمانی که ابلیس بر آنها مسلط بوده رنج ها کشیده اند، سابقه اختلاط با کفار و حکومت های ابلیسی را در خاطر دارند و نسبت به قبل تصویر روشن تری از ابلیس و وسوسه های او دارند و به نوعی آگاهند و می دانند که دشمن اول و آخر آنها ابلیس است و باید جلوی او و حیله هایش ایستاد تا جامعه دوباره به انحطاط نرود و قومی که دچار عذاب الهی شده اند نتیجه فرمانبرداری از ابلیس بود و اجازه ندهند که آن واقعه دوباره تکرار شود و چقدر تاریخ در حال تکرار است و کاش بنی بشر از این تکرارها درس گیرند و به این تکرارها عادت نکنند.
هشتاد نفری که همراه نوح از کشتی پیاده شدند شهری را ساختند که به شهر هشتادنفر (مدینه ثمانون) معروف شد و تمدن بشری برای دومین بار از مدینه ثمانون جان گرفت.
البته حضرت نوح مرکز شروع تمدن جدید را در مسجد کوفه قرار داد و آن جا را به عنوان مرکز ایمان و هدایت بنی بشر برگزید و به امر پروردگار تابوت حضرت آدم را به نجف منتقل کرد و در همانجا دفن نمود، انگار از همان ازل نوشته شده بود که کوفه و نجف یکی از نقاط برگزیده زمین باشد، چرا که در روایات آمده، حضرت ولی عصر ارواحنا فداه که چکیده انبیاء و اوصیای الهی ست نیز حکومت حقهٔ اسلام و الله را به مرکزیت کوفه پایه ریزی می نماید.
ادامه دارد..
📝به قلم:ط_حسینی
@ranggarang
آنان که وقتشان پایان یافته، خواستارِ
مهلتند و آنان که مهلت دارند، کوتاهی
می ورزند...
[ #نهجالبلاغه | #حکمت ۲۸۳ ]
@ranggarang
فرستاده تو بیانگر میزان عقل تو، وَ
نامه تو گویاترین سخنگوی توست... !
( احتیاط در فرستادنِ پیک ها و نامه ها )
[ #نهجالبلاغه | #حکمت۳۰۱ ]
@ranggarang
عُمری که خداوند از فرزندِ آدم پوزش
را می پذیرد شصت سال است.....
- مهلتِ پذیرشِ توبه
[ #نهجالبلاغه | #حکمت۳۲۶ ]
@ranggarang