کبوتر سحرگاه؛
همیشه احساس میکنم یه دیواری در هر مرحله و موضوعی از زندگیم هست که با دستای خودم سیمانشو هم زدم، بع
همه چیز کاملاً بامعنا و مرتب نیست، آره عزیزجان.
احتمالا من الآن یک دیوار رو با لطافت مزیّن و دیگری رو با گوشتکوب، خرد و خاکِشیر کردم.
عاقبت!
خدایا، خدایا، جنوب، مردم جنوب، سربازای جنوب...وای
خدایا خودت نگه دارمون باش، خدایا...
هدایت شده از چای و ایوون
یکی از بابونهها پیام داده بود و عذرخواهی کرده بود و لف داده بود برای اینکه میخواست استفادش رو از گوشی کمتر کنه و به زندگیش برسه،
بنظرم بهترین کار ممکن رو کردی دختر🗣☝️🏼
ماچ
منم مثل اون واقعا گاهی خودکنترلی ندارم، یعنی دارما ولی روی ایتا نه.
پس پلن دارم که منم خیلی کمتر کنم برای همین گاهی اصلا نمیدم پیام-
اگر دیدید واقعا به سود زندگیتونه-که هست- تعارف نکنید شماهم مثل اون بابونه اینکارو کنید حتما. زندگیتون مهم تره.
براتون یه فلاسک میذارم کنار..🌚
ماچچ
هدایت شده از چای و ایوون
آخه وضعیت بد صرفا استارت نکردن نیست.
من شروع کردم و متوقف شدم این بیشتر اعصابمو میریزه بهم-
انشاءالله میشه شکوفه. باور کن میشه
کبوتر سحرگاه؛
آخه وضعیت بد صرفا استارت نکردن نیست. من شروع کردم و متوقف شدم این بیشتر اعصابمو میریزه بهم- انشاءا
:))
ممنونم جاسمینجان...شاید...شاید، امیدوارم، انشاءالله.