هدایت شده از چای و ایوون
آخه وضعیت بد صرفا استارت نکردن نیست.
من شروع کردم و متوقف شدم این بیشتر اعصابمو میریزه بهم-
انشاءالله میشه شکوفه. باور کن میشه
کبوتر سحرگاه؛
آخه وضعیت بد صرفا استارت نکردن نیست. من شروع کردم و متوقف شدم این بیشتر اعصابمو میریزه بهم- انشاءا
:))
ممنونم جاسمینجان...شاید...شاید، امیدوارم، انشاءالله.
تنهایی را دوست دارم، یا بهتر است بگویم با آن بزرگ شدهام.
شاید آنقدرها هم دوستش ندارم، شاید همخانهایست که ناخواسته به آن وابسته شدهام.
هدایت شده از چای و ایوون
اصلاً رزق و روزی چیه و در چی خلاصه میشه؟ نیاز به یک عدد عارف یا فیلسوف که ساعت یک ربع مانده به سه بامداد برام توضیح بده*
چرا تصمیم گرفتم انقدر آسوده باشم؟
چون آدما با سختی کمتر کنار میان، و با این وجود بازهم قرار نیست کسی فلسفهی این عمل رو متوجه بشه.
گفتم شاید بهتره بزنم همه چیز رو خراب کنم و از اول بسازم.
شاید در ماه گذشته تغییرات بیش از اندازهای کردم و این ثبات اسمی، حالا کمی برام آزار دهنده شده.