eitaa logo
رصدخانه 🔭
145 دنبال‌کننده
148 عکس
11 ویدیو
0 فایل
ما من شیء تراه عینک إلّا و فیه موعظة ... اینجا خلقی به رصد زندگی خود مشغولند. تا به حال ستاره صید کرده ای؟ ☄ ارتباط با ادمین،تبادل و ارسال متون تولیدی: @Ahmad_84
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سیر ها موضوعات مطالعاتی طلبگی
◾️💠 بسم الله الرحمن الرحیم💠 🏴رحلت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بر همگان تسلیت باد.🏴 ❇️السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ فاطِمَهَ وَخَدِیجَهَ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّهَ وَلِیِّ اللهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ؛❇️ 🤲یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه🤲 🔰یکی از چیز هایی که آیت الله بهجت ره بر خودشان لازم می دانستند،هر روز صبح پابوسی حضرت معصومه سلام الله علیها بود.🔰 🔰اللهم ارقنا زیارتها عارفا بحقها🔰 🔰خداوندا ما را از شیعیان حقیقی ایشان در دنیا و آخرت قرار بده و عشق و علاقه ی ما را نسبت به حضرات معصوم علیهم السلام روز به روز بیافزا.🔰 💠 یاعلی علیه السلام💠
به درباری که جبریل افکَنَد چون فرش، پر آنجا به آسانی شود الکن زبان مدح، در آنجا بنوش از جام حوض کوثرش تا بلکه از لطفش به مدحش از زبان خشک، جوشد شعر تر آنجا مگو جز از علی هنگام طوف کعبه هم حتی نمی آید به جز حیدر خدا را در نظر آنجا مقام جامعیت را به ایوان نجف بنگر که بردارد خدا هم پرده اش را از بصر آنجا فقیهان، عارفان، عالی تباران، عابدان، شاهان هر آن کس اهل فضلی هست، اندازد سپر آنجا چه خوش باشد که در کویش لباست مندرس باشد علی تحویل می گیرد گدا را بیشتر آنجا دلم را در زلال چشم هایش غرق خواهم کرد که هر آلوده ای می گیرد از دریا اثر آنجا به جنت نور او ره می نماید؛ ورنه در محشر شود فانوس دل بی عشق او سهم حجر آنجا شوم تا روز محشر خاک پای مجتبی؛ شاید که گردد بوتراب از لطف، من را هم پدر آنجا استاد ادیب
وقتی خدا اراده خلق جهان نمود جز نور احمد و تو دگر هیچ‌کس نبود عالم گرفت از نفس قدسیت وجود شاعر شنید وصف تو را وین چنین سرود «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟» مردم اسیر و دست به دامان مدعی بردند درد خود به طبیبان مدعی دل‌خوش به دست‌گیری و درمان مدعی شکر خدا نخورده‌ام از نان مدعی «دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خانه غیبم دوا کنند» پیری نوشت نام تو را ذات کردگار طفلی شکایت از پدرش برد بی‌قرار صوفی به های و هوی ز کف داد اختیار اما به هیچ وصف نبودی تو سازگار «معشوق چون نقاب ز رخ درنمی‌کشد هرکس حکایتی به تصور چرا کنند» قومی شدند تابع ابن و ابو فلان قومی سپرده‌اند به حاجات خود عنان خیری ندیده‌ایم ز درگاه این و آن سرگشته‌اند جمله خلایق در این میان «چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی‌ست آن به که کار خود به عنایت رها کنند» بازارها شلوغ و گرفتارها زیاد کالا کم است و میل خریدارها زیاد در حسرت معامله پندارها زیاد اما مبند دل سر بازارها زیاد «بی‌معرفت مباش که در من یزید عشق اهل نظر معامله با آشنا کنند» سید حسن طباطبایی
افلاک و انجم، ارض و سما در تلاطمند‌ جمعی به حزن و گریه و جمعی به شوخ و خند از نفخ صور، شد نفس خفتگان بلند در محشری که خلق، پریشان و مضطرند آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟ قلب شکسته پای علیل و نگاه کور آورده ایم با خودمان از شکاف گور ران ملخ نثار سلیمان به دست مور امثال ما به پیشکشان دل می آورند باشد که از خزانه غیبش دوا کنند از لحظه ی لقاء که سرچشمه ی بقاست از مرگ و رؤیتی که تمنای زنده هاست هر کس حکایتی به تصور نمود و خواست حالی که از تصور آن لحظه عاجزند، هر کس حکایتی به تصور چرا کنند ؟ در ضمن کاهلی به دعا و مراقبت لطفش نداشت طاعتمان را مناسبت از حق بدار پس طلب حسن عاقبت برگو به مردمی که به اعمال خود خوشند آن به که کار خود به عنایت رها کنند در دستمان کلاف نخ و آخر صفیم با این حساب نیز، خریدار یوسفیم از کثرت و شلوغی بازار، نیست بیم از ما همین سرشک، چه پر سود می خرند اهل نظر معامله با آشنا کنند هر قدر کیل و کاسه ی خالی تری بری از خویش و هر چه جمع نمودی که بگذری کاسب تری به نقل از آن قول حیدری: معصیتی که غصه از آن عاصیان خورند بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند وقتی توجه است گران گوهر وجود یک غمزه از علی سبب هست خلق بود بفرست سوی او و تبارش ز حق درود تا در جواب هدیه ات آن قوم ارجمند اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند معراج بود و وجه خدایی شهود شد ابروی یار قوس نزول و صعود شد نزدیک تر از آنچه که همواره بود، شد ما کذّب الفؤاد، شنید از لسان قند صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند شاهان کم التفات به حال گدا کنند لیک اولیاء بین که گدا را چها کنند! اصلا به التفات، گداها گدا شدند آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند هیهات از اینکه بنده ی خود را رها کنند محمدمهدی صادقی
🎈 واحد ادبی مدرسه ملاصادق برگزار می کند: 🎖جشنواره نویسندگی "خطّ شکسته انقلاب" 💡موضوع: انقلاب اسلامی، دهه فجر و دفاع مقدس 🔻محور های ادبی پویش: _ مَنِ اونجا: فرض کنید شما در دهه فجر ۵۷ زندگی می کنید، حال و هوا و فضای دهه فجر و ایام آغاز انقلاب اسلامی را چگونه توصیف می کنید؟ _ مصاحبه: فرض کنیدشما یکی از شخصیت های تاثیر گذار سال انقلاب ۵۷ هستید: شهید بهشتی، شاپور بختیار، سید احمد خمینی یا حتی مهندس بازرگان و یا هرکس دیگر. می‌خواهند با شما مصاحبه کنند، چه می گویید؟! _ یکی بود یکی نبود‌‌‌: داستان کوتاه! انتخاب همه چیزش با خودتان! _ خمینی ای امام!: شعر از هر نوعش که خواستید؛ البته ایده ها و بخش های ویژه ای هم وجود دارد! 🗓 بازه‌ی شرکت در جشنواره: از هر موقع که این پیام را دیدید تا ۲۱ بهمن! 🎁جوایز: ویژه! نفیس و از اینجور حرف ها! 👨🏻‍💻ارسال آثارتون به آیدی: @alrahil1384 ♾ اطلاعات بیشتر، کد های تقلب، نمونه کارها و خلاصه چیزهایی که توی این جشنواره بدردتون می خوره اینجاست:👇🏼👇🏼👇🏼 🆔️ @rasadkhaneh
⭕️ منتظر اطلاعات تکمیلی باشید... 🎙مفصل توضیح میدم... :)
📢 توضیح قالب های جشنواره: 👇🏼👇🏼👇🏼
🎖بخش اول: مَنِ اونجا! ➖ این بخش چیه؟ ➕ یعنی شما، همینی که هستید انگار که رفته اید به ۴۶ سال قبل، به دهه دوم بهمن ۱۳۵۷! حال و هوای مردم چطور است؟ تظاهرات توی خیابان چجوری پیش می رود؟! واکنش نظامی ها چیست؟ شما هم دیده اید شیشه بانک ها را بشکنند؟! مثال بزنم؟! ... نمی‌دانید چه حال و هوایی است! مردن دسته دسته با خوشحالی ای که توی صورتشان موج می زند به سمت فرودگاه مهرآباد می روند. چند نفر، مدام دو طرف خیابان گل می گذارند؛ چه گل های خوشرنگی به به! یک عده سرشان رو به آسمان است؛ هر هواپیمایی که می بینند می گویند: این یکی دیگر امام را دارد می آورد... ♾توصیفش کن! بسم الله!
🎖بخش دوم: مصاحبه ➖ این بخش دیگه چیه؟ ➕ این اتفاقا یکی از جذاب‌ترین بخش هامونه! تو اون بحبوحه انقلاب، فرض کنید شما یکی از شخصیت های مهم اون دوره هستید و میخوان ازتون مصاحبه بگیرن. فرقی هم نمی کنه اون شخصیت انقلابیه یا نه، مهم اینه که شما خودتونو حای اون بذارید و مصاحبه کنید. اصلا لزومی نداره واقعی باشه مصاحبه ها! مثال بزنم؟! _ ...خب جناب آقای بنی صدر‌. درخدمت شما هستیم! چه حسی دارید؟ + بسم الله الرحمن الرحیم. بنده واقعا خوشحالم که آقای خمینی تشریف آوردند. ما متعلق به این مردم هستیم. امیدواریم که زودتر این انقلاب رو آماده... ♾ دست به کار شو!
🎖بخش سوم: داستان کوتاه! ➖ اینو که دیگه میدونم چیه! ➕ خب پس شروع کن! ببینید، منظورمون از داستان کوتاه یه داستان ۱۰۰۰۰ کلمه ای نیست ها! نهایتا ته تهش ۱۰۰۰ کلمه و حداقل ۱۰۰ کلمه! هر مدل داستانی هم دوست داشتید بنویسید، چه دفاع مقدسی، چه قبل از انقلاب، چه اوایل انقلاب، هر کجا که دوست داشتید! راستی! حتما نمیخواد واقعی باشه ها! به تخیل تون هم یک ذره بها بدید! یه مثال؟! ...به سرعت از پیچ کوچه رد شدم. سر و صدای مامورهای پشت سرم همچنان دنبالم بود. باید خودم را به تظاهرات می رساندم بعدش لای جمعیت گم و گور می‌شدم. با این اسلحه اگر بگیرندم، در دم اعدامم می کنند! آخ پایم! این چی بود؟ باید سریع پاشم! الآن می رسند... ♾ ببینیم و تعریف کنیم!
🎖بخش چهارم: خمینی ای امام! ➖ این بخش هم توضیح میخواد؟ ➕نه والا! معلومه دیگه! هرجور که خواستید شعر بگید! چه رباعی، چه یه بیت، چه یه عزل قصیده... چمیدونم! اون ذوق روانتون رو به کار بندازید! البته یه پیشنهاد ویژه‌: می تونید شعر های انقلاب رو بردارید و محتواش رو عوض کنید! حالا چه طنز، چه جدی! ولی ریتم و سبکش رو حفظ کنید! یه خورده حوصله میخواد که شما دارید! مثلا چی؟ شعر اصلی: به لاله در خون خفته شهید دست از جان شسته... شعر جدید:... ♾ الا یا ایها الشاعر! پاشو!
باز خزان آمد ببار ای آسمان این آه مردم و خون های بی امان زمستان آمد با زخم، کِی التیام ؟ این مردم و بهمن ، آمد آن امام ✍ 🆔@rasadkhaneh